رفتن به محتوا
نوزاد

۲۹۴ اسم

معنی اسم پسر با حرف ر، صفحه‌ی ۵

صفحه‌ی ۵ از ۵؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

رود علی

(احتمالی) ترکیبی از «رود» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «رود»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

رودین

(احتمالی) از «رود». معنی «رود»: فارسی؛ رود

پسرانه فارسی

روز

(احتمالی) روز

پسرانه فارسی

روزاملک

(احتمالی) ترکیبی از «روزا» (گل سرخ) و «ملک» (پادشاه). معنی «روزا»: لاتینی

پسرانه لاتین، عربی

روزبه

خوشبخت، سعادتمند، بهروز

پسرانه فارسی

روزبهان

روزبه، خوش‌روز؛ روزبهان بقلی شیرازی عارف نامدار سده‌ی ششم هجری

پسرانه فارسی

روزعلی

از «روز» و «علی». معنی «روز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

روزک

(احتمالی) روز کوچک

پسرانه فارسی

روزگل

گل روز

پسرانه فارسی

روزمحمد

(احتمالی) از «روز» و «محمد». معنی «روز»: فارسی؛ روز. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه فارسی، عربی

روزمهر

(احتمالی) روز مهر، شانزدهمین روز ماه در گاه‌شماری ایرانی

پسرانه فارسی

روزه علی

(احتمالی) از «روزه» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

روزی علی

(احتمالی) ترکیبی از «روزی» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «روزی»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

روژمان

(احتمالی) روزمان

پسرانه کردی، فارسی

روژهات

(احتمالی) طلوع خورشید (روژهات)

پسرانه کردی

روشاک

(احتمالی) روشن

پسرانه فارسی

روشنعلی

(احتمالی) ترکیبی از «روشن» (روشن

پسرانه فارسی، عربی

روشن‌فکر

(احتمالی) روشن‌اندیش

پسرانه فارسی، عربی

روم علی

(احتمالی) ترکیبی از «روم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «روم»: موی

پسرانه عربی

روماک

(احتمالی) درستکار

پسرانه مازندرانی، فارسی

رونالد

از نورس کهن «رگنوالدر»

پسرانه انگلیسی

روهان

(احتمالی) روان

پسرانه فارسی

روین

(احتمالی) از «روی» (چهره)

پسرانه

رویین

سخت و محکم؛ (2- اَعلام) (در شاهنامه) پسر پیران ویسه که در جنگ یازده رخ به دست بیژن کشته شد

پسرانه

رویین‌تن

کسی که تنش مانند روی (مفرغ) سخت و آسیب‌ناپذیر است. در شاهنامه لقب اسفندیار است که جز چشمانش آسیب‌ناپذیر بود و سرانجام با تیر گز رستم کشته شد

پسرانه فارسی

ره بین

(احتمالی) راه‌بین

پسرانه فارسی

رهاد

(احتمالی) از «رها». معنی «رها»: فارسی

پسرانه فارسی

رهام

پاسدار، نگهبان، از ریشه‌ی اوستایی رثَهثَمه، که بخش دوم

پسرانه فارسی

رهام الدین

(احتمالی) ترکیبی از «رهام» و «الدین» (دین). معنی «رهام»: فارسی

پسرانه فارسی

رهامیر

(احتمالی) از «رهام» و «امیر». معنی «رهام»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

رهبرعلی

(احتمالی) از «رهبر» و «علی». معنی «رهبر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

رهنما

راهنما

پسرانه فارسی

رهوار

(احتمالی) رهوار، تیزرو

پسرانه فارسی

رهی

غلام، بنده، چاکر

پسرانه پهلوی

رهیاب

(احتمالی) راه‌یاب

پسرانه فارسی

رهیار

(احتمالی) همراه، یار راه

پسرانه فارسی

ریاض

سرزمین‌های سرسبز، جمع روضه

پسرانه عربی

ریان

آنگلوساکسون؛ شاه کوچک

پسرانه عربی

ریبار

(احتمالی) راه

پسرانه کردی

ریبر

«رێبەر» از «ری» (راه) و «بر» (برنده)، به معنی راهبر و راهنما؛ هم‌ریشه با «رهبر» فارسی

پسرانه کردی

ریبین

راهنما، راه شناس

پسرانه کردی

ریحان الله

(احتمالی) ترکیبی از «ریحان» و «الله» (خدا). معنی «ریحان»: عربی

پسرانه عربی

ریحانعلی

(احتمالی) از «ریحان» و «علی». معنی «ریحان»: عربی

پسرانه عربی

ریس بای

(احتمالی) از «رئیس» و «بای»

پسرانه

ریشاد

(احتمالی) هدایت، راه یافتن

پسرانه عربی

ریونیز

نام پسر شاوران برادر زن که، به معنی- نیست ذ-٨

پسرانه فارسی

رییس بگ

(احتمالی) از «رئیس» و «بگ»

پسرانه

رییس مراد

(احتمالی) از «رئیس» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ر (۲۶۳ اسم)