معنی اسم راتب
راتب یعنی:
دارای جیرهی ثابت و پابرجا، صفت از ریشهی رتب (مرتب بودن).
منبع: نامشناخت، شروین وکیلی
اسمی با ریشهی عربی.
- ریشه
- عربی
- ابجد
- ۶۰۳ (صغیر: ۳)
اسمهای هممعنی با راتب
- کفیل ضامن، سرپرست، صفت از ریشهی کفل
- نظیف تمیز، پاکیزه، صفت از ریشهی نظف
- حصیف نیکو رأی، مدبر، صفت از ریشهی حصف
- خبیر دانا، آگاه، صفت از ریشهی خبر [از القاب خداوند]
- مقدم پیشتاز، پیشرو، صفت از ریشهی قدم [از القاب خداوند]
- مسرور خوشنود، صفت از ریشهی سرور [اسم جلاد هارونالرشید]
- ملحم کسی که بدن پر گوشت دارد، صفت از ریشهی لحم (گوشت)
- رطیب نرم، نازک و تازه، صفت از ریشهی رطب (رطوبت)
- أرغد ثروتمند و خوشبخت، صفت برتر از ریشهی رغد (دولتمندی)
- اجمل بهتر
- حفیظ دارنده، کسی که حفظ کرده، صفت از ریشهی حفظ
- مبینا مؤنث «مبین» از ریشهی «ب ی ن» به معنی آشکار و روشنکننده. در قرآن «کتاب مبین» از نامها و صفتهای قرآن است
اسمهای مشابه راتب
- رخیمه (احتمالی) خوشآواز (زن)
- رزقیه (احتمالی) روزیبخش، منسوب به رزق
- رزیقه (احتمالی) روزییافته
- رزین واژهای است پهلوی، به معنی- زورمند
- رزاق اله (احتمالی) ترکیبی از «رزاق» و «اله» (خدا). معنی «رزاق»: عربی؛ روزیدهنده؛ از نامهای خدا
- رز محمد (احتمالی) ترکیبی از «رز» و «محمد» (ستوده). معنی «رز»: انگلیسی
- رزاق آورندهی روزی، اسم فاعل از ریشهی رزق (روزی) [از القاب خداوند]
- زینب بیبی (احتمالی) ترکیبی از «زینب» (نام دختر امام علی) و «بیبی» (بانو). معنی «زینب»: عربی
- زینب بیگم (احتمالی) ترکیبی از «زینب» (نام دختر امام علی) و «بیگم» (بانو
- زینب خانم (احتمالی) ترکیبی از «زینب» (نام دختر امام علی) و «خانم» (بانو). معنی «زینب»: عربی
- زینب خواتون (احتمالی) ترکیبی از «زینب» (نام دختر امام علی) و «خواتون». معنی «زینب»: عربی
- زینت طلا (احتمالی) ترکیبی از «زینت» و «طلا» (زر). معنی «زینت»: عربی
اسم خواهر و برادر برای راتب
اسمهایی که ریشهی مشترک با راتب دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی راتب
معنی اسم راتب چیست؟
در نامشناخت، شروین وکیلی برای راتب این معنی آمده است: دارای جیرهی ثابت و پابرجا، صفت از ریشهی رتب (مرتب بودن).
ابجد راتب چند است؟
ابجد کبیر راتب ۶۰۳ و ابجد صغیر آن ۳ است.