معنی اسم توفیق
Tavfiq
توفیق یعنی:
1- امکان دستیابی به مقصود، موفقیت، کامیابی.
2- یاری و تأیید، تأیید پروردگار، مدد الهی؛ (3- در قدیم) سازگار گرداندن دو یا چند چیز با هم، سازگاری.
(4- اَعلام) (1) شاه مصر [1892 1879- میلادی] که نظارت بریتانیا را بر ادارهی امور مصر پذیرفت و تسلط مصر بر سودان را از دست داد.
(2) روزنامه نگار و هنرپیشهی ایرانی[، حدود 1318 1258- شمسی] از پیشگامان نمایش کمدی، ناشر و بنیانگذار روزنامهی فکاهی توفیق.
منبع: بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال)
معنی دیگر:
پیروزی، کامیابی، از ریشهی وفق (همراهی[بخت]).
منبع: نامشناخت، شروین وکیلی
معنی دیگر:
کامیابی از سوی خدا.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه با ریشهی عربی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- عربی
- املای انگلیسی
- Tavfiq
- ابجد
- ۵۹۶ (صغیر: ۸)
اسمهای مشابه توفیق
- تاج مراد (احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «تاج»: فارسی
- تاج ملک (احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «ملک» (پادشاه). معنی «تاج»: فارسی
- تاجالدین «تاجالدین» به معنای تاج دین و مایهی سربلندی آن است. از لقبهای رایج در سدههای میانه بود و بر نام چند فرمانروا و دانشمند، از جمله برخی اتابکان لر، دیده میشود
- تاج محمد ترکیبی از «تاج» و «محمد». معنی «تاج»: فارسی
- تاجعلی (احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «تاج»: فارسی
- مروتعلی از «مروت» و «علی». معنی «مروت»: عربی
- مرضیه خاتون (احتمالی) ترکیبی از «مرضیه» و «خاتون» (بانو). معنی «مرضیه»: عربی
- مرشد علی (احتمالی) ترکیبی از «مرشد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «مرشد»: عربی
- مروت الله (احتمالی) ترکیبی از «مروت» و «الله» (خدا). معنی «مروت»: عربی
- مرتضی برگزیده و پسندیده؛ لقب امام علی
- مرتضا زود سجده کننده، سریع پیشانی به مُهر ساینده، بدون اراده
- مرادقلیچ (احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «قلیچ». معنی «مراد»: عربی
اسم خواهر و برادر برای توفیق
اسمهایی که ریشهی مشترک با توفیق دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
برای خواهر
پرسشهای رایج دربارهی توفیق
معنی اسم توفیق چیست؟
توفیق در منابع چند معنی دارد. در بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال): امکان دستیابی به مقصود، موفقیت، کامیابی؛ 2- یاری و تأیید، تأیید پروردگار، مدد الهی؛ (3- در قدیم) سازگار گرداندن دو یا چند چیز با هم، سازگاری؛ (4- اَعلام) (1) شاه مصر [1892 1879- میلادی] که نظارت بریتانیا را بر ادارهی امور مصر پذیرفت و تسلط مصر بر سودان را از دست داد؛ (2) روزنامه نگار و هنرپیشهی ایرانی[، حدود 1318 1258- شمسی] از پیشگامان نمایش کمدی، ناشر و بنیانگذار روزنامهی فکاهی توفیق؛ در نامشناخت، شروین وکیلی: پیروزی، کامیابی، از ریشهی وفق (همراهی[بخت])؛ در پیشنهاد هوش مصنوعی: کامیابی از سوی خدا.
توفیق دخترانه است یا پسرانه؟
توفیق اسمی پسرانه است.
ابجد توفیق چند است؟
ابجد کبیر توفیق ۵۹۶ و ابجد صغیر آن ۸ است.