رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۸ اسم

معنی اسم دختر با حرف ح

۱۵۸ اسم دخترانه که با حرف «ح» شروع می‌شوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، عربی با ۱۲۷ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن فارسی (۴۱) و ترکی (۲۲) می‌آیند. چند نمونه: حاتمه به معنی «مؤنث «حاتم»؛ بخشنده و داور»، حرم جان به معنی «ترکیبی از «حرم» و «جان» (جان و روان). معنی «حرم»: گرداگرد خانه. معنی «جان»: عبری؛ «John» صورت انگلیسی «یوحنا» به معنی «یهوه بخشنده است». در فارسی «جان» به معنی روان و زندگی نیز هست» و حمیده خانم به معنی «ترکیبی از «حمیده» و «خانم» (بانو). معنی «حمیده»: عربی؛ مؤنث «حمید»؛ ستوده، پسندیده. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو».

حاتمه

مؤنث «حاتم»؛ بخشنده و داور

دخترانه عربی

حاج انسیه

(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانه‌ی خدا) و «انسیه» (همدم، مونس). معنی «انسیه»: عربی؛ همدم و مونس

دخترانه عربی

حاج بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانه‌ی خدا) و «بانو» (بانو). معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

حاج بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانه‌ی خدا) و «بی‌بی» (بانو). معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

حاج خانم

(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانه‌ی خدا) و «خانم» (بانو). معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه ترکی

حاج خانوم

ترکیبی از «حاج» و «خانوم». معنی «خانوم»: ترکی

دخترانه ترکی

حاج سارا

(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانه‌ی خدا) و «سارا». معنی «سارا»: عبری

دخترانه عبری

حاج گل

ترکیبی از «حاج» و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

حاج نوشیک

(احتمالی) از «حاج» و «نوشیک»

دخترانه

حاجی انه

(احتمالی) از «حاجی» و «انه» (مادر)

دخترانه ترکمنی

حاجی بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «بانو» (بانو). معنی «حاجی»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حاجی بیکه

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «بیکه» (بانو، در ترکی). معنی «حاجی»: عربی؛ حج‌گزار

دخترانه عربی

حاجی خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «خاتون». معنی «حاجی»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

حاجی خانم

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «خانم» (بانو). معنی «حاجی»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

حاجی ماجان

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «ماجان» (ماه جان). معنی «حاجی»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حاجی نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «نیاز» (نیاز

دخترانه عربی، فارسی

حاجیه

زنی که حج گزارده است

دخترانه عربی

حاجیه خانم

ترکیبی از «حاجیه» و «خانم». معنی «حاجیه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

حاجیه غدیر

(احتمالی) ترکیبی از «حاجیه» (زنی که به حج رفته است) و «غدیر». معنی «حاجیه»: عربی

دخترانه عربی

حاجیه گل

(احتمالی) ترکیبی از «حاجیه» (زنی که به حج رفته است) و «گل» (گل). معنی «حاجیه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حاجیه موسی

(احتمالی) ترکیبی از «حاجیه» (زنی که به حج رفته است) و «موسی» (نام پیامبر

دخترانه عربی، عبری

حارثه

همان مفاهیم حارسه را دارد، چون در ادبیات قدیم فقط لفظ ملاک بوده نه تنوع نوشتار

دخترانه عربی

حال بی‌بی

(احتمالی) از «حال» و «بی‌بی». معنی «بی‌بی»: فارسی

دخترانه فارسی

حالی بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «حالی» و «بی‌بی» (بانو). معنی «حالی»: آراسته

دخترانه فارسی

حالی گل

(احتمالی) ترکیبی از «حالی» و «گل» (گل). معنی «حالی»: آراسته، مزین، متحلی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

حامده

ستایشگر، سپاسگزار

دخترانه عربی

حامده السادات

(احتمالی) ترکیبی از «حامده» (ستایشگر) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

حامیه

(احتمالی) پشتیبان (زن)

دخترانه عربی

حانیه

مهربان، دلسوز

دخترانه عربی

حانیه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حانیه» (مهربان

دخترانه عربی

حبه

(احتمالی) دانه

دخترانه عربی

حبیبه

مؤنث «حبیب»؛ دوست، محبوب

دخترانه عربی

حبیبه ارشد

(احتمالی) ترکیبی از «حبیبه» (دوست

دخترانه عربی

حبیبه خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «حبیبه» (دوست

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

حبیبه شهین

(احتمالی) ترکیبی از «حبیبه» (دوست

دخترانه عربی، فارسی

حجی خانم

(احتمالی) ترکیبی از «حجی» و «خانم» (بانو). معنی «حجی»: سزاوار، شایسته. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو

دخترانه ترکی

حجیه

(احتمالی) زنی که حج گزارده؛ عنوانی محترمانه

دخترانه عربی

حجیه بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «حجیه» (زن حج‌گزارده) و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

حجیه خانم

(احتمالی) ترکیبی از «حجیه» (زن حج‌گزارده) و «خانم» (بانو). معنی «حجیه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

حجیه فاطمه

(احتمالی) ترکیبی از «حجیه» (زن حج‌گزارده) و «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده). معنی «حجیه»: عربی

دخترانه عربی

حدیث

سخن و خبر؛ سخن پیامبر و امامان

دخترانه عربی

حدیث السادات

ترکیبی از «حدیث» و «سادات». معنی «حدیث»: عربی

دخترانه عربی

حدیث سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حدیث» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حدیثه

امروزی، جدید، نو

دخترانه عربی

حدیثه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «حدیثه» (منسوب به حدیث) و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

حدیثه خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «حدیثه» (منسوب به حدیث) و «خاتون». معنی «حدیثه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

حدیثه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حدیثه» (منسوب به حدیث) و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حدیقه بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حدیقه» و «بانو» (بانو). معنی «حدیقه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

حرم بانو

(احتمالی) ترکیبی از «حرم» و «بانو» (بانو). معنی «حرم»: گرداگرد خانه. معنی «بانو»: فارسی

دخترانه فارسی

حرم جان

(احتمالی) ترکیبی از «حرم» و «جان» (جان و روان). معنی «حرم»: گرداگرد خانه. معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری

حرمت

ارج و احترام

دخترانه عربی

حرمت سادات

(احتمالی) ترکیبی از «حرمت» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

حره

زن آزاده

دخترانه عربی

حریر

ابریشم

دخترانه عربی

حریرگل

(احتمالی) از «حریر» (پارچه ابریشمی) و «گل». معنی «حریر»: عربی؛ ابریشم. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه عربی، فارسی

حسانه

زن زیبا و نیکو

دخترانه عربی

حسناء

مؤنث حَسَن، زن خوب روی

دخترانه

اسم پسر با حرف ح (۳۲۶ اسم)