خانه اسم دختر فارسی فارسی، حرف ح ۴۱ اسم
معنی اسم دختر فارسی با حرف ح ۴۱ اسم دخترانه با ریشهی فارسی داریم که با حرف «ح» شروع میشوند. چند نمونه: حاج بانو به معنی «ترکیبی از «حاج» (زائر خانهی خدا) و «بانو» (بانو). معنی «بانو»: فارسی؛ زن بزرگوار، خانم و خاتون. در گذشته عنوان زنان اشراف بود و جزء پسین بسیاری از نامهای دخترانه است (شهربانو، ماهبانو، گلبانو). از پهلوی «بانوک»»، حریرگل به معنی «از «حریر» (پارچه ابریشمی) و «گل». معنی «حریر»: عربی؛ ابریشم. معنی «گل»: فارسی؛ گل» و حوراوش به معنی «حورمانند».
اسم فارسی بر اساس حرف اول
(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانهی خدا) و «بانو» (بانو). معنی «بانو»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانهی خدا) و «بیبی» (بانو). معنی «بیبی»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «حاج» و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «بانو» (بانو). معنی «حاجی»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «ماجان» (ماه جان). معنی «حاجی»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «نیاز» (نیاز
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حاجیه» (زنی که به حج رفته است) و «گل» (گل). معنی «حاجیه»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «حال» و «بیبی». معنی «بیبی»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حالی» و «بیبی» (بانو). معنی «حالی»: آراسته
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حالی» و «گل» (گل). معنی «حالی»: آراسته، مزین، متحلی. معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حبیبه» (دوست
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حدیقه» و «بانو» (بانو). معنی «حدیقه»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حرم» و «بانو» (بانو). معنی «حرم»: گرداگرد خانه. معنی «بانو»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «حریر» (پارچه ابریشمی) و «گل». معنی «حریر»: عربی؛ ابریشم. معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حسنیه» (نیکو) و «جهان». معنی «حسنیه»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
ارجمند
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حصل» و «بیبی» (بانو). معنی «بیبی»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حضرت» و «گل» (گل). معنی «حضرت»: قرب، حضور. معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «حلی» و «بیبی». معنی «بیبی»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حلیمه» و «بیبی» (بانو). معنی «حلیمه»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حمیده» و «بانو» (بانو). معنی «حمیده»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حوا» و «گل» (گل). معنی «حوا»: عبری
دخترانه / عبری، فارسی
حورمانند، زیبا چون حوری
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) آفرینندهی حور
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «حور» (پری بهشتی) و «آسا» (مانند). معنی «حور»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «حور» (پری بهشتی) و «ماه». معنی «حور»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) حورمانند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) حوری جهان، زیباترین
دخترانه / عربی، فارسی
حورمانند
دخترانه / عربی، فارسی
حوریرو، زیبارو
دخترانه / عربی، فارسی
از «حور» به معنای زن سیهچشم بهشتی و «زاد» به معنای زاده؛ زادهی حور، پریزاد
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «حور» و «آسا»
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «حور» (پری بهشتی) و «ناز». معنی «حور»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
حورمانند
دخترانه / عربی، فارسی
پری بهشتی، زن زیبا
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «حوری» و «بانو». معنی «حوری»: عربی و فارسی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «تاج» (تاج). معنی «حوری»: عربی و فارسی
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «حوری» و «لقا». معنی «حوری»: عربی و فارسی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حوری» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «حوری»: عربی و فارسی
دخترانه / عربی، فارسی
حوری بهشتی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «حیات» و «بانو» (بانو). معنی «حیات»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
اسم پسر فارسی با حرف ح (۱۵ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.