خانه اسم دختر فارسی فارسی، حرف گ اسم فارسی بر اساس حرف اول
به معنای سرود
دخترانه / فارسی
گران گوشواره نام دیگر آزرمیدخت، دختر اسپهبد فرخان بزرگ وزن اسپهبد خورشید
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بسیار نازنین و زیبا
دخترانه / بلوچی، فارسی
مهر گرانبها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ناز گرانبها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گزل» (زیبا (ترکی)) و «بیبی» (بانو). معنی «بیبی»: فارسی
دخترانه / ترکی، فارسی
مطلق گل سرخ، به طور عام هر گیاه علفی گل دار؛ غنچه وا شده، غنچه شکفته
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «آفتاب». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «آیه». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «ابرو». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی
نام درختی است که در استانهای ساحلی جنوب ایران میروید
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «گل» و «اثر». معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
از «گل» و «افروز» (افروزنده)؛ یعنی افروزندهی گل، کسی که گل را میشکفاند و میآراید
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «النساء» (زنان). معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
گِل درخت انار که سرخرنگ است، بویژه گُل انار وحشی که مصرف دارویی دارد. گلنار
دخترانه / فارسی
نام دختر اسکندر شاه ٧٠ داراب از نامهای رواج
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «اوغلان» (پسر، در ترکی). معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «بادام». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی
دارای تنی لطیف چون گل. گلبدن بیگم
دخترانه / فارسی
(احتمالی) «گل بیا»؛ نامگذاری از روی آرزو
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «گل» و «بیبی». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «بیکه» (بانو، در ترکی). معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «بیگم» (بانو
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «پنبه» (نماد نرمی). معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) گل تازه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «تمام». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «تمام»: بدون کم و کاست
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «گل» و «تیتی»
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «گل» و «جمال». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «جمال»: عربی؛ زیبایی
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «گل» و «جمیله». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «جمیله»: عربی؛ زیبا
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «جنت». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «جنت»: عربی؛ بهشت، باغ پردرخت
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «گل» و «جوهر». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «جوهر»: عربی؛ گوهر، ذات
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «حجت». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «حرم». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «حرم»: گرداگرد خانه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «حسرت». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «حسرت»: حسرة
دخترانه / فارسی
(احتمالی) گل خاطر
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «گل» و «خانم». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «خانوم» (خانم
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «خاور». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «خدیجه» (نام همسر پیامبر اسلام). معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
از نامهای رواج
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «داد». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «داد»: قانون، عدالت، انصاف
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «داداش». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «رحمان». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «رز». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «رز»: انگلیسی؛ گل سرخ
دخترانه / فارسی، انگلیسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «رزی» (گل سرخ (رزی)). معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی، انگلیسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «رویا». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «زمان». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «زمان»: عربی؛ زمان
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) گل زنان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «سارا». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «سلطان» (پادشاه). معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «گل» و «سمن». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «سمن»: فارسی؛ یاسمن
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «سمه». معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «گل» و «سیما». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «شرن». معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «شور». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «شیرین». معنی «گل»: فارسی
دخترانه / فارسی
قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵
بعدی
اسم پسر فارسی با حرف گ (۵۸ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.