رفتن به محتوا
نوزاد

۳۳۳ اسم

معنی اسم دختر فارسی با حرف ا

۳۳۳ اسم دخترانه با ریشه‌ی فارسی داریم که با حرف «ا» شروع می‌شوند. چند نمونه: آب ناهید به معنی «از «آب» و «ناهید» (ایزدبانوی آب). معنی «ناهید»: فارسی؛ پاک و بی‌آلایش؛ سیاره زهره و ایزدبانوی آب‌ها (آناهیتا)»، آریشیدا به معنی «آریایی درخشان» و ارناز به معنی «از «ار» (ارج) و «ناز»».

آب ناهید

(احتمالی) از «آب» و «ناهید» (ایزدبانوی آب). معنی «ناهید»: فارسی

دخترانه فارسی

آبان فام

از «آبان» به معنای آب‌ها و «فام» به معنای رنگ

دخترانه فارسی

آبان مهر

ترکیبی از «آبان» و «مهر». معنی «آبان»: فارسی کهن

دخترانه فارسی

آبانک

(احتمالی) آبان کوچک، با پسوند تحبیب «ک»

دخترانه فارسی

آبانه

منسوب به آبان، ماه هشتم سال و ایزد نگهبان آب‌ها

دخترانه فارسی

آبتاب

مشعشع، درخشان

دخترانه فارسی

آبدیس

از «آب» و «دیس» (مانند)؛ یعنی آب‌مانند، پاک و زلال

دخترانه فارسی

آبرخ

از «آب» و «رخ»؛ یعنی شاداب‌چهره، کسی که رخسارش تازه و باطراوت است

دخترانه فارسی

آبرنگ

رنگی که با آب بر کاغذ زنند، آبرنگ؛ به مجاز لطیف و روشن

دخترانه فارسی

آبرود

(احتمالی) رود پرآب

دخترانه فارسی

آبروشن

خوشبخت و ارجمند

دخترانه فارسی

آبرون

گل همیشه بهار

دخترانه فارسی

آبسالان

بهاران، فصل کار. باغ و بوستان

دخترانه فارسی

آبشن

نام گیاهی است که برگ آن خوشبو و برای شادباش در جشنها بکاربرده می‌شود

دخترانه فارسی

آبگل

(احتمالی) گل آبی، نیلوفر آبی

دخترانه فارسی

آبگون

به رنگ آب؛ کبود، همچون آب در صافی و روشنی. آبی کبود. سبز. آبدار، گوهردار

دخترانه فارسی

آبگینه

ظرف شیشه‌ای یا بلوری، بویژه جام شراب. شیشه، پیمانه

دخترانه فارسی

آبلوج

قند سپید و نبات؛ کنایه از شیرینی

دخترانه فارسی

آبناز

نام زنی است در ویس و رامین: چو ایزدیار و ایرانشاه و روئین چو ناز و آب ناز و ویس شیرین نام زنی است در ویس و رامین : زاسیاهان دو بت چون ماه و خورشید خجسته آب نار و آب ناهید

دخترانه فارسی

آبنوش

(احتمالی) آب شیرین و گوارا

دخترانه فارسی

آبیژ

(احتمالی) آب‌گون

دخترانه فارسی

آپادانا

نام کاخی در شهر شوش‌باستان متعلق به داریوش‌بزرگ

دخترانه فارسی

آپام

از واژه‌ی اوستایی «اَپام» به معنای «آب‌ها». این واژه در نام «اپام نپات»

دخترانه فارسی

آپاما

آپاما دختر سپیتامن، سردار سغدی، و همسر سلوکوس یکم بود

دخترانه فارسی

آپامنه

(احتمالی) صورتی از «آپامه»

دخترانه فارسی

آپامه

صورتی از «آپاما»

دخترانه فارسی

آپگیا

(احتمالی) آبی، آسمانی

دخترانه فارسی

آپگیتی

(احتمالی) آب گیتی

دخترانه فارسی

آپیشن

(احتمالی) آب‌گون

دخترانه فارسی

آتاناز

افتخار پدر، موجب آسایش و شادکامی پدر، عزیزِ پدر

دخترانه ترکی، فارسی

آتر

آتش؛ صورت اوستایی «آذر» و «آتش»

دخترانه فارسی

آترا

(احتمالی) از «آتَر»، نام آتش و ایزد آتش در اوستا. واژه‌های «آذر» و «آتش» در فارسی از همین ریشه‌اند

دخترانه فارسی

آتریسا

آتشگون، آذرگون، مانند آتش

دخترانه فارسی

آترینا

از «آترین» (آتشین) با پسوند «ا»؛ یعنی آتشین

دخترانه فارسی

آتسا

(احتمالی) از «آت» (آتش) و «سا» (مانند)؛ یعنی آتش‌مانند

دخترانه فارسی

آتشدخت

(احتمالی) دختر آتش؛ به مجاز پرشور و درخشان

دخترانه فارسی

آتشفام

ساخته از «آتش» و پسوند «فام» به معنی رنگ

دخترانه فارسی

آتشک

از «آتش» با پسوند کوچک‌ساز «َک»

دخترانه فارسی

آتشگون

از «آتش» و پسوند «گون» به معنای رنگ و مانند؛ روی‌هم یعنی سرخ و درخشان به رنگ آتش

دخترانه فارسی

آتشی

(احتمالی) آتشین و پرشور؛ نیز به رنگ آتش

دخترانه فارسی

آتورینا

(احتمالی) آتشین

دخترانه فارسی

آتوسا

دارنده‌ی پاهای زیبا، برساخته از بنِ اوستایی هو(نیک، زیبا) و

دخترانه فارسی

آتوشه

(احتمالی) آتش کوچک

دخترانه فارسی

آدا

پاداش و جزای روز قیامت

دخترانه فارسی، ترکی

آدخت

از نام‌های زندة امروزی بانوان زرتشتی

دخترانه فارسی

آدورینا

(احتمالی) آتشین

دخترانه فارسی

آدینه بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «آدینه» و «بی‌بی» (بانو). معنی «آدینه»: فارسی

دخترانه فارسی

آدینه قاضی

(احتمالی) ترکیبی از «آدینه» و «قاضی» (داور). معنی «آدینه»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

آدینه محمد

ترکیبی از «آدینه» و «محمد». معنی «آدینه»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

آذر

از نام‌های زندة امروزی ایرانیان

دخترانه پهلوی، فارسی

آذر بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «آذر» و «بی‌بی» (بانو). معنی «آذر»: فارسی

دخترانه فارسی

آذر تاج

(احتمالی) ترکیبی از «آذر» و «تاج» (تاج). معنی «آذر»: فارسی

دخترانه فارسی

آذر ملوک

(احتمالی) از «آذر» (آتش) و «ملوک» (پادشاهان). معنی «آذر»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

آذر نیدخت

(احتمالی) از «آذر» (آتش) و «نیک‌دخت». معنی «آذر»: فارسی

دخترانه فارسی

آذربانو

ترکیبی از «آذر» به معنی آتش و «بانو». آذر در ایران باستان نام ایزد نگهبان آتش و نیز نام ماه نهم سال خورشیدی است و «آذربانو» را می‌توان بانوی آتش یا بانوی روشنایی معنا کرد

دخترانه فارسی

آذربویه

(احتمالی) بوی آتش؛ «آذربو» در فرهنگ‌ها نام گیاهی خوشبو هم آمده است

دخترانه فارسی

آذرخاتون

(احتمالی) از «آذر» (آتش) و «خاتون» (بانو)؛ یعنی بانوی آتشین

دخترانه فارسی

آذرخانم

(احتمالی) از «آذر» و «خانم»؛ یعنی بانوی آتش. نام دخترانه‌ی قدیمی، به‌ویژه برای زادگان ماه آذر

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی با حرف ا (۵۳۰ اسم)