خانه اسم دختر فارسی فارسی، حرف ک اسم فارسی بر اساس حرف اول
(احتمالی) برگرفته از نام «کادوسها»
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زاغچشم، دختری با چشم آبی
دخترانه / گیلکی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «کاس» و «بانو» (بانو). معنی «کاس»: فارسی
دخترانه / فارسی
نام زن کوروش بزرگ و مادر کبوجیه و
دخترانه / فارسی
(احتمالی) کامروا و خوشبخت
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دختر کامروا
دخترانه / فارسی
مراد، آرزو
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «کبری» و «بگم» (بانو
دخترانه / عربی، فارسی
کبوتر، نماد آشتی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «کتان» یا «کیانه». معنی «کتان»: فارسی؛ کتان. معنی «کیانه»: فارسی؛ شاهانه
دخترانه / فارسی
دختر قیصر روم و زن گشتاسب و مادر اسفندیار که نام دیگرش را ناهید گفتهاند
دخترانه / فارسی
کنار، لب ساحل
دخترانه / فارسی
کرشم. گرشم. گرشمه: غمزه، ناز، اشاره با چشم و ابرو
دخترانه / فارسی
(احتمالی) کشتزار، مزرعه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) کشاورز
دخترانه / فارسی
بانوی کشور
دخترانه / فارسی
(احتمالی) کبوتر (گویشی)
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «کل» و «پری» (پری
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «کل» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «کل»: تمام، همه. معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه
دخترانه / فارسی
به معنای دستهی موی پیچیده و جعد گیسو. در گیاهشناسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) کلاه زرین
دخترانه / فارسی
نام یکی از دو شغال داستان «کلیله و دمنه» که برزویهی طبیب آن را از هندی به پهلوی برگرداند و ابن مقفع به عربی و نصرالله منشی به فارسی درآوردند؛ این نام از سنسکریت «کرتکه» گرفته شده است
دخترانه / فارسی
ریسمان؛ کنایه از گیسوی بلند و دام دل
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «کوچک» و «خانم». معنی «کوچک»: فارسی؛ کوچک. معنی «خانم»: ترکی؛ بانو
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) دختر کوشا
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «کوکب» و «بانو» (بانو). معنی «کوکب»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) دختری چون ستاره
دخترانه / فارسی، عربی
مخفف کوهسار
دخترانه / فارسی
مجموعه ای از ستارهها
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «کیان» و «بانو». معنی «کیان»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) کیانی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «کیان» و «ناز». معنی «کیان»: فارسی
دخترانه / فارسی
دختر بزرگان و سروران، دختری که نژاد و تبار او به بزرگان و سروران میرسد
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «گیلان» یا «کیان». معنی «گیلان»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «کیوان» و «بانو». معنی «کیوان»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «کیوان» و «دخت». معنی «کیوان»: فارسی
دخترانه / فارسی
کیوانچهره
دخترانه / فارسی
از «کیوان»
دخترانه / فارسی
اسم پسر فارسی با حرف ک (۱۰۷ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.