خانه اسم دختر فارسی فارسی، حرف پ اسم فارسی بر اساس حرف اول
(احتمالی) نگهبان
دخترانه / فارسی
(احتمالی) نگهبان و پاسدار؛ از «پاد» (پاییدن، نگهداشتن). نام دخترانهی تازهساخت
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دختر پارسا یا دختر پارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «پارسا»؛ پرهیزگار. معنی «پارسا»: فارسی؛ پاکدامن و پرهیزگار
دخترانه / فارسی
نام دیگر شهر یا تأسیسات تخت جمشید که ظاهراّ بزبان یونانی باستان پرسپولیس نامیده شده است
دخترانه / فارسی
پارمیدا نام دختر بردیا پسر کوروش بزرگ بوده است که هرودوت از او یاد کرده است. نام دخترانهی رایج
دخترانه / فارسی
نام دختر بردیا که زنِ داریوش (اول) بود
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «پارمیس»
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ریشه آن روشن نیست
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پارسا
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پرند، پرنیان
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «پاک» و «گوهر». معنی «پاک»: کردی
دخترانه / کردی، فارسی
بانوی پاک
دخترانه / فارسی
از «پاک» و «دخت»
دخترانه / فارسی
پاکروز، خوشاقبال
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پاک و شاد
دخترانه / فارسی
دارای فرّ پاک
دخترانه / فارسی
(احتمالی) روشنی پاک
دخترانه / فارسی
پاک و شیرین
دخترانه / فارسی
پاک و پاکیزه
دخترانه / فارسی
گیاه علفی یک ساله و زینتی از تیرة پامچالیان با گلهای زرد روشن و بی بو و برگهایی در ته ساقه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پناه
دخترانه / فارسی
از عبارتهای تاریخنگار یونان باستان کزنفون در کتاب کورشنامه است
دخترانه / فارسی
«پانی» در هندی و اردو به معنای آب است و از واژهی سنسکریت pānīya به معنای نوشیدنی گرفته شده است
دخترانه / سانسکریت، فارسی
پانیذ یا پانید نوعی شیرینی و قند سپید است که از نیشکر میگرفتند (فانیذ معرّب آن است). به مجاز شیرین و دلنشین. از نامهای پرکاربرد دخترانه
دخترانه / فارسی
روشنی و تابش
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پرِ زرین
دخترانه / فارسی
نیایش و ستایش
دخترانه / فارسی
«پرستک» شکل کهن و ادبی نام پرندهی پرستو است که در متنهای قدیم فارسی بسیار آمده و پیک بهار شمرده میشود
دخترانه / فارسی
پرستوی کوچک
دخترانه / فارسی
نام خواهر داریوش دوم
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پر کوچک
دخترانه / فارسی
(احتمالی) گشاینده بال
دخترانه / فارسی
دارای گلهای بسیار
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پرمانند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پروین (ثریا)
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پارچه لطیف و نقشدار
دخترانه / فارسی
پارچه ابریشمی ساده و بینقش؛ کنایه از نرمی
دخترانه / فارسی
از «پرند» به معنای پارچهی ابریشمی ساده و «دخت» به معنای دختر؛ دختری به لطافت ابریشم
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دختر پرند (حریر)
دخترانه / فارسی
پرندمانند، حریرگون
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پرند کوچک
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پرند، حریر
دخترانه / فارسی
بسیار شیرین
دخترانه / فارسی
دیبای منقش
دخترانه / فارسی
پارچه ابریشمی نقشدار و نرم؛ کنایه از لطافت و زیبایی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «پرنیان»
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «پرنیان»
دخترانه / فارسی
پرنیان، حریر
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پروا، پرواز؛ نیز به معنای توجه
دخترانه / فارسی
قبلی ۱ ۲ ۳
بعدی
اسم پسر فارسی با حرف پ (۱۰۵ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.