رفتن به محتوا
نوزاد

۱۲۲ اسم

معنی اسم دختر فارسی با حرف ف

۱۲۲ اسم دخترانه با ریشه‌ی فارسی داریم که با حرف «ف» شروع می‌شوند. چند نمونه: فاختک به معنی «فاخته کوچک»، فرح دخت به معنی «دختر شاد و خوشحال» و فرنی به معنی «•فیرْن در پهلوی : به معنی - بسیار و افزون و فروان. برابر فیرنی ن م زن °فرن ١- نام بزرگ‌ترین دختر اشوزرتشت که در بند ١٣٩ فروردین یشت ستوده شده. ١٠ یشت‌ها٢ + بخش ٣٢ بندهشن بنده ٢- نام زن اوسینمه و فرایزنت وخشویور- اسب و کیه ذاستی که در بند١٢٠ فروردین بشت ستوده شده اند . ٣- از نام‌های رواج میان بانوان پارسی».

فاختک

فاخته کوچک

دخترانه فارسی

فارا

(احتمالی) زیبا

دخترانه فارسی

فاریا

(احتمالی) از «فارا» یا «آریا». معنی «فارا»: فارسی

دخترانه فارسی

فاطمه آوا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «آوا». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه بانو

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «بانو» (بانو). معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه بهار

ترکیبی از «فاطمه» و «بهار». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه بی‌بی

ترکیبی از «فاطمه» و «بی‌بی». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه بیگم

ترکیبی از «فاطمه» و «بیگم». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی، ترکی

فاطمه جانا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «جانا» (جان

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه درسا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «درسا» (دریا

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه ستایش

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «ستایش». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه سوری

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «سوری». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه گل

ترکیبی از «فاطمه» و «گل». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه گوهر

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «گوهر». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه مانا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «مانا» (ماندگار

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه مژگان

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «مژگان». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه مهناز

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «مهناز» (ناز ماه

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه مینو

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «مینو». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه هستی

ترکیبی از «فاطمه» و «هستی». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه یاس

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «یاس». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه یاسمین

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «یاسمین». معنی «فاطمه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فاطمه یکتا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «یکتا» (یگانه

دخترانه عربی، فارسی

فانید

فانیذ. پانیذ. پانید

دخترانه فارسی

فخرایران

«افتخار ایران»

دخترانه عربی، فارسی

فخرتاج

(احتمالی) از «فخر» و «تاج». معنی «فخر»: نازیدن

دخترانه فارسی

فخرگل

گل افتخار

دخترانه عربی، فارسی

فخری

منسوب به فخر؛ مایه سربلندی

دخترانه عربی، فارسی

فخری بانو

(احتمالی) ترکیبی از «فخری» و «بانو» (بانو). معنی «فخری»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فخری ناز

(احتمالی) ترکیبی از «فخری» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «فخری»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فرآذر

دارای فرّ آذر

دخترانه فارسی

فراچهر

(احتمالی) دارای چهره‌ی باشکوه

دخترانه فارسی

فراز گل

(احتمالی) ترکیبی از «فراز» و «گل» (گل). معنی «فراز»: فارسی؛ بلندی، بالا. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

فرانک

نام مادر شاه فریدون : فرانک بدش نام و فرخنده بود به مهر فریدون دل آکنده بود

دخترانه فارسی

فرانگیز

صورتی از «فرنگیس»

دخترانه فارسی

فرانه

پروانه، فرانک، فرانق

دخترانه فارسی

فربو

(احتمالی) فرهمند

دخترانه فارسی

فرتوک

پرستو

دخترانه فارسی

فرجهان

دارای فرّ جهان

دخترانه فارسی

فرح بانو

ترکیبی از «فرح» و «بانو». معنی «فرح»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

فرح دخت

دختر شاد و خوشحال

دخترانه عربی، فارسی

فرح روز

روز شاد

دخترانه عربی، فارسی

فرح زیبا

ترکیبی از «فرح» و «زیبا». معنی «فرح»: عربی؛ شادی. معنی «زیبا»: فارسی؛ زیبا و شایسته

دخترانه فارسی، عربی

فرح گل

ترکیبی از «فرح» و «گل». معنی «فرح»: عربی؛ شادی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه عربی، فارسی

فرح نوش

شادی شیرین

دخترانه عربی، فارسی

فرح یاد

(احتمالی) یاد شادی

دخترانه فارسی، عربی

فرحتاج

تاج شادی

دخترانه عربی، فارسی

فرحزاد

(احتمالی) شکل دیگری از «فرخزاد» یا «فرزاد». معنی «فرخزاد»: فارسی

دخترانه فارسی

فرحناز

ناز شادی

دخترانه عربی، فارسی

فرخ بانو

ترکیبی از «فرخ» و «بانو». معنی «فرخ»: فارسی

دخترانه فارسی

فرخ چهر

ترکیبی از «فرخ» و «چهر». معنی «فرخ»: فارسی؛ خجسته و فرخنده؛ فرخی سیستانی شاعر نامدار

دخترانه فارسی

فرخ ماه

ترکیبی از «فرخ» و «ماه». معنی «فرخ»: فارسی

دخترانه فارسی

فرخبخت

فَرّخ بُوْخْتْ

دخترانه فارسی

فرخرو

فرخ ناز ٣١١ یا : فرخ روی نام نخستین بانوی وزیر در ایران نو

دخترانه فارسی

فرخنده

از نام‌های رواج

دخترانه فارسی

فرخنده السادات

ترکیبی از «فرخنده» و «سادات». معنی «فرخنده»: فارسی

دخترانه فارسی

فرخنده سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فرخنده» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

فردخت

دختر فرهمند

دخترانه فارسی

فرزانه

دارای ِخَرد و پختگیِ، خَردمند، دانا

دخترانه فارسی

فرزانه السادات

ترکیبی از «فرزانه» و «سادات». معنی «فرزانه»: فارسی

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی با حرف ف (۱۰۹ اسم)