رفتن به محتوا
نوزاد

۱۲۲ اسم

معنی اسم دختر فارسی با حرف ف، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۳؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

فرزانه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فرزانه» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

فرزین طلا

(احتمالی) ترکیبی از «فرزین» و «طلا» (زر). معنی «فرزین»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

فرستو

پرستو

دخترانه فارسی

فرشته

فرستاده، پیک آسمانی؛ کنایه از پاکی و نیکی

دخترانه فارسی

فرشته السادات

ترکیبی از «فرشته» و «سادات». معنی «فرشته»: فارسی

دخترانه فارسی

فرشته سادات

(احتمالی) ترکیبی از «فرشته» و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

فرغانه

فرغانه، سرزمینی در آسیای میانه

دخترانه فارسی

فرگل

نوعی پیراهن [برخاسته از فرنگ] که خوشایند و زیبنده و شکوه افزا بوده (است)

دخترانه فارسی

فرگون

باشکوه

دخترانه فارسی

فرنار

(احتمالی) از «فر» (شکوه) و «انار». معنی «انار»: فارسی

دخترانه فارسی

فرناز

ناز باشکوه

دخترانه فارسی

فرنکیس

(احتمالی) شکل دیگری از «فرنگیس». معنی «فرنگیس»: فارسی

دخترانه فارسی

فرنگ تاج

(احتمالی) ترکیبی از «فرنگ» و «تاج» (تاج). معنی «فرنگ»: نام عمومی هر یک از کشورهای اروپا بویژه فرانسه

دخترانه فارسی

فرنگار

نگار باشکوه

دخترانه فارسی

فرنگناز

(احتمالی) از «فرنگ» و «ناز». معنی «فرنگ»: نام عمومی هر یک از کشورهای اروپا بویژه فرانسه

دخترانه فارسی

فرنگیز

صورتی از «فرنگیس». معنی «فرنگیس»: فارسی

دخترانه فارسی

فرنگیس

نام دختر افراسیاب تورانی و زن سیاوش

دخترانه فارسی

فرنو

فرّ نو

دخترانه فارسی

فرنواز

نوازنده باشکوه

دخترانه فارسی

فرنوشا

دارای فرّ و شیرینی

دخترانه فارسی

فرنی

•فیرْن در پهلوی : به معنی - بسیار و افزون و فروان. برابر فیرنی ن م زن °فرن ١- نام بزرگ‌ترین دختر اشوزرتشت که در بند ١٣٩ فروردین یشت ستوده شده. ١٠ یشت‌ها٢ + بخش ٣٢ بندهشن بنده ٢- نام زن اوسینمه و فرایزنت وخشویور- اسب و کیه ذاستی که در بند١٢٠ فروردین بشت ستوده شده اند . ٣- از نام‌های رواج میان بانوان پارسی

دخترانه فارسی

فروز

نام موبدی بوده که در روز کار فتحعلی شاه دریز می‌زیسته ٣٠ فرزانگان

دخترانه فارسی

فروزا

فروزان

دخترانه فارسی

فروزان

آنچه بر اثر سوختن روشنایی دهد، فروزنده، شعله‌ور، مشتعل، روشن، تابناک، درخشنده

دخترانه فارسی

فروزش

روشنایی، تابش

دخترانه فارسی

فروزنده

روشن‌کننده، فروزان

دخترانه فارسی

فروشنک

فروشنک، دختر داریوش سوم

دخترانه فارسی

فروغ

روشنی و پرتو؛ فروغ فرخزاد شاعر نامدار

دخترانه فارسی

فروغ الزمان

ترکیبی از «فروغ» و «زمان». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه عربی، فارسی

فروغ السادات

ترکیبی از «فروغ» و «سادات». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه فارسی

فروغ بانو

ترکیبی از «فروغ» و «بانو». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه فارسی

فروغ دخت

ترکیبی از «فروغ» و «دخت». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه فارسی

فروغ زمان

(احتمالی) روشنی روزگار

دخترانه فارسی، عربی

فروغاعظم

(احتمالی) از «فروغ» (روشنی) و «اعظم». معنی «فروغ»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

فره

بسیار، فراوان. خوب، پسندیده. فرّه

دخترانه فارسی

فرهناز

ناز باشکوه

دخترانه فارسی

فرهنگدخت

(احتمالی) دختر فرهنگ و دانش

دخترانه فارسی

فرهید

فرهیخته

دخترانه فارسی

فری

(احتمالی) کوتاه‌شده «فریبا» یا «فریده». معنی «فریبا»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

فری گل

(احتمالی) ترکیبی از «فری» و «گل» (گل). معنی «فری»: احتمالا کوتاه‌شده «فریبا» یا «فریده». معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

فریبا

دارنده چهره دل انگیز. از نام‌های رواج میان ایرانیان امروزی، ولی پیشینه نامگذاری ندارد

دخترانه فارسی

فریدا

(احتمالی) شکل دیگری از «فریا» یا «فرید». معنی «فریا»: فارسی؛ فریاد. معنی «فرید»: عربی؛ یگانه

دخترانه عربی، فارسی

فریدون اختر

(احتمالی) ترکیبی از «فریدون» و «اختر» (ستاره). معنی «فریدون»: فارسی کهن

دخترانه فارسی

فریرخ

پری‌رخ

دخترانه فارسی

فریسا

(احتمالی) زیبا

دخترانه فارسی

فریماه

ماه باشکوه

دخترانه فارسی

فرین

(احتمالی) دارای فرّ و شکوه؛ نام یکی از دختران زرتشت

دخترانه فارسی

فرین دخت

(احتمالی) ترکیبی از «فرین» و «دخت» (دختر). معنی «فرین»: فارسی

دخترانه فارسی

فرین گل

(احتمالی) ترکیبی از «فرین» و «گل» (گل). معنی «فرین»: فارسی

دخترانه فارسی

فرینار

(احتمالی) از «فری» (زیبا) و «انار». معنی «فری»: احتمالا کوتاه‌شده «فریبا» یا «فریده». معنی «انار»: فارسی؛ میوه‌ی سرخ و پردانه‌ی درخت انار. در فرهنگ ایرانی نماد باروری و برکت است و در شب یلدا جای ویژه دارد

دخترانه فارسی

فسانه

د افسانه

دخترانه فارسی

فشنگ طلا

(احتمالی) فشنگ زرین

دخترانه فارسی

فغان

(احتمالی) ناله

دخترانه فارسی

فوژان

فریاد، آه و بانگ بلند

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی با حرف ف (۱۰۹ اسم)