رفتن به محتوا
نوزاد

۷۱ اسم

معنی اسم دختر فارسی با حرف ز

۷۱ اسم دخترانه با ریشه‌ی فارسی داریم که با حرف «ز» شروع می‌شوند. چند نمونه: زر عالم به معنی «زرِ جهان»، زرمان به معنی «زرمانند و بسیار زیبا نام دختری در ارمنستان باستان (نام‌های عباسی)» و زرینه به معنی «زرین».

زر عالم

(احتمالی) زرِ جهان

دخترانه فارسی، عربی

زرآسا

(احتمالی) زرمانند

دخترانه فارسی

زراختر

(احتمالی) ستاره زرین

دخترانه فارسی

زرانگیز

(احتمالی) زرانگیز

دخترانه فارسی

زربانو

بانوی زرین

دخترانه فارسی

زربین

(احتمالی) زرین

دخترانه فارسی

زرپری

ترکیبی از «زر» و «پری». معنی «زر»: صدای ناخوشایند مانند صدای گریه یا صدای سازی که ناشیانه نواخته شود. معنی «پری»: فارسی؛ پری، موجود افسانه‌ای و زیبا؛ کنایه از زیبارویی

دخترانه فارسی

زرتا

(احتمالی) زرین

دخترانه فارسی

زرتاج

تاج زرین

دخترانه فارسی

زرجان

(احتمالی) زرِ جان

دخترانه فارسی

زرخاتون

ترکیبی از «زر» و «خاتون». معنی «زر»: صدای ناخوشایند مانند صدای گریه یا صدای سازی که ناشیانه نواخته شود. معنی «خاتون»: ترکی و مغولی؛ بانو

دخترانه فارسی

زرخانم

(احتمالی) بانوی زرین

دخترانه فارسی

زردخت

دختر زرین

دخترانه فارسی

زرستان

نام دختر ارجاسب مه‌ای عباسی

دخترانه فارسی

زرشام

نام دختری از خاندان جمشید

دخترانه فارسی

زرفام

(احتمالی) زرین‌رنگ

دخترانه فارسی

زرقلم

(احتمالی) زرین‌قلم

دخترانه فارسی

زرکا

(احتمالی) زرین

دخترانه فارسی

زرکام

(احتمالی) زرکام

دخترانه فارسی

زرگل

گل زرین

دخترانه فارسی

زرگیس

زرگیسو

دخترانه فارسی

زرمان

زرمانند و بسیار زیبا نام دختری در ارمنستان باستان (نام‌های عباسی)

دخترانه فارسی

زرماه

(احتمالی) ماه زرین

دخترانه فارسی

زرملک

(احتمالی) پادشاه زرین

دخترانه فارسی، عربی

زرمینه

(احتمالی) زرین

دخترانه فارسی

زرناز

ناز زرین

دخترانه فارسی

زرنج

١- نام یکی از شاهان پارس در روزگار ٢- نام زندان بان شاه ولید (٤ ٥هداراب

دخترانه فارسی

زرنگیس

نرگس زرین

دخترانه فارسی

زرواندخت

به معنای دختر زروان. زروان در باور ایرانیان کهن ایزد زمان بی‌کرانه بود و در آیین زروانی پدر اورمزد و اهریمن شمرده می‌شد

دخترانه فارسی

زری

از نام‌های رواج امروزی

دخترانه فارسی

زری گل

ترکیبی از «زری» و «گل». معنی «زری»: فارسی؛ زرین و طلایی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

زری ماه

ترکیبی از «زری» و «ماه». معنی «زری»: فارسی؛ زرین و طلایی. معنی «ماه»: فارسی؛ ماه

دخترانه فارسی

زریبا

(احتمالی) زیبا چون زر

دخترانه فارسی

زریدخت

(احتمالی) دختر زرین

دخترانه فارسی

زرین تاج

از نام‌های رواج

دخترانه فارسی

زرین حال

(احتمالی) از «زرین» و «حال». معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

زرین خواه

(احتمالی) از «زرین» و «خواه». معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

زرین دخت

از «زرین» (طلایی) و «دخت» (دختر)؛ یعنی دختر زرین، گرانبها. صورت دیگرش «زری‌دخت» است

دخترانه فارسی

زرین دوست

(احتمالی) ترکیبی از «زرین» و «دوست» (دوست). معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

زرین طلا

(احتمالی) ترکیبی از «زرین» و «طلا» (زر). معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

زرین گل

ترکیبی از «زرین» و «گل». معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

زرین نگار

ترکیبی از «زرین» و «نگار». معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

زرین همای

ترکیبی از «زرین» و «همای». معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

زعفران

گیاهی است پایا از تیرة زنبقی‌ها با برگ‌های دراز و سبز و گل‌های زرد یا سرخ خوش بو که تارهای نازک زرد رنگ در میان آن قرار دارد

دخترانه فارسی

زلفی ناز

(احتمالی) از «زلفی» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

زمانه

(احتمالی) زمانه

دخترانه فارسی

زمین تاج

(احتمالی) تاج زمین

دخترانه فارسی

زهرا بانو

(احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «بانو» (بانو). معنی «زهرا»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زهرا زرین

(احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «زرین». معنی «زهرا»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زهرا مینو

(احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «مینو». معنی «زهرا»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زهرا یاس

(احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «یاس». معنی «زهرا»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زهرابی بی

ترکیبی از «زهرا» و «بی‌بی». معنی «زهرا»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زهراناز

ترکیبی از «زهرا» و «ناز». معنی «زهرا»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زهره بانو

(احتمالی) ترکیبی از «زهره» و «بانو» (بانو). معنی «زهره»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

زیبا بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «زیبا» و «بیگم» (بانو

دخترانه فارسی، ترکی

زیبا گل

ترکیبی از «زیبا» و «گل». معنی «زیبا»: فارسی؛ زیبا و شایسته. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

اسم پسر فارسی با حرف ز (۴۸ اسم)