خانه اسم دختر فارسی فارسی، حرف ز اسم فارسی بر اساس حرف اول
(احتمالی) زرِ جهان
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) زرمانند
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ستاره زرین
دخترانه / فارسی
زریناندام
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زرانگیز
دخترانه / فارسی
بانوی زرین
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زرین
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «زر» و «پری». معنی «زر»: صدای ناخوشایند مانند صدای گریه یا صدای سازی که ناشیانه نواخته شود. معنی «پری»: فارسی؛ پری، موجود افسانهای و زیبا؛ کنایه از زیبارویی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زرین
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زرِ جان
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «زر» و «خاتون». معنی «زر»: صدای ناخوشایند مانند صدای گریه یا صدای سازی که ناشیانه نواخته شود. معنی «خاتون»: ترکی و مغولی؛ بانو
دخترانه / فارسی
(احتمالی) بانوی زرین
دخترانه / فارسی
دختر زرین
دخترانه / فارسی
نام دختر ارجاسب مهای عباسی
دخترانه / فارسی
نام دختری از خاندان جمشید
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زرینرنگ
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زرینقلم
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زرین
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زرکام
دخترانه / فارسی
زرمانند و بسیار زیبا نام دختری در ارمنستان باستان (نامهای عباسی)
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ماه زرین
دخترانه / فارسی
(احتمالی) پادشاه زرین
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) زرین
دخترانه / فارسی
١- نام یکی از شاهان پارس در روزگار ٢- نام زندان بان شاه ولید (٤ ٥هداراب
دخترانه / فارسی
نرگس زرین
دخترانه / فارسی
به معنای دختر زروان. زروان در باور ایرانیان کهن ایزد زمان بیکرانه بود و در آیین زروانی پدر اورمزد و اهریمن شمرده میشد
دخترانه / فارسی
از نامهای رواج امروزی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «زری» و «گل». معنی «زری»: فارسی؛ زرین و طلایی. معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «زری» و «ماه». معنی «زری»: فارسی؛ زرین و طلایی. معنی «ماه»: فارسی؛ ماه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زیبا چون زر
دخترانه / فارسی
(احتمالی) دختر زرین
دخترانه / فارسی
از نامهای رواج
دخترانه / فارسی
از نامهای رواج
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «زرین» و «حال». معنی «زرین»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «زرین» و «خواه». معنی «زرین»: فارسی
دخترانه / فارسی
از «زرین» (طلایی) و «دخت» (دختر)؛ یعنی دختر زرین، گرانبها. صورت دیگرش «زریدخت» است
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «زرین» و «دوست» (دوست). معنی «زرین»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «زرین» و «طلا» (زر). معنی «زرین»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «زرین» و «گل». معنی «زرین»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «زرین» و «نگار». معنی «زرین»: فارسی
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «زرین» و «همای». معنی «زرین»: فارسی
دخترانه / فارسی
گیاهی است پایا از تیرة زنبقیها با برگهای دراز و سبز و گلهای زرد یا سرخ خوش بو که تارهای نازک زرد رنگ در میان آن قرار دارد
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «زلفی» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زمانه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) تاج زمین
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «بانو» (بانو). معنی «زهرا»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «زرین». معنی «زهرا»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «مینو». معنی «زهرا»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «زهرا» (درخشان) و «یاس». معنی «زهرا»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «زهرا» و «بیبی». معنی «زهرا»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «زهرا» و «ناز». معنی «زهرا»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «زهره» و «بانو» (بانو). معنی «زهره»: عربی
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «زیبا» و «بیگم» (بانو
دخترانه / فارسی، ترکی
ترکیبی از «زیبا» و «گل». معنی «زیبا»: فارسی؛ زیبا و شایسته. معنی «گل»: فارسی؛ گل
دخترانه / فارسی
قبلی ۱ ۲
بعدی
اسم پسر فارسی با حرف ز (۴۸ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.