خانه اسم دختر حرف س ۶۱۱ اسم
معنی اسم دختر با حرف س ۶۱۱ اسم دخترانه که با حرف «س» شروع میشوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، عربی با ۲۶۰ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن فارسی (۲۱۴) و ترکی (۵۴) میآیند. چند نمونه: سابرینا به معنی «سابرینا»، سلاله سادات به معنی «ترکیبی از «سلاله» و «سادات» (سیدها؛ نشان سیدزادگی). معنی «سلاله»: عربی؛ در اصل به معنی چکیده و عصارهای است که از چیزی بیرون کشیده شود و به مجاز به نسل و فرزند گفته میشود؛ در قرآن در آیهی «مِن سُلالةٍ مِن طین» (سورهی مؤمنون) آمده است. معنی «سادات»: جمعِ سید، آقایان، بزرگان، اولاد پیامبر. و سادة نیز» و سیده دریا به معنی «ترکیبی از «سیده» (بانو».
با همین حرف، بر اساس ریشه
سابرینا، نام لاتین رود «سِوِرن» در بریتانیا
دخترانه / لاتین
از «سابینا»
دخترانه / لاتین
والی، حاکم، استاندار در ایران زمان هخامنشی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) راستگو، پاک؛ ساتی همسر شیوا در اسطورههای هندی
دخترانه / سانسکریت
«سَتیه» (satya) به معنی راستی و حقیقت
دخترانه / سانسکریت
(احتمالی) عزیز چون چشمانم
دخترانه / لری، سانسکریت
(احتمالی) پارچهی ابریشمی براق (ساتن)
دخترانه / فارسی
مؤنث «ساجد» از ریشهی «سجود»؛ زنی که در برابر خدا پیشانی بر خاک مینهد و نماز میگزارد
دخترانه / عربی
ترکیبی از «ساجده» و «زهرا». معنی «ساجده»: عربی
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ساجده» (سجدهکننده) و «سادات» (سیدها
دخترانه / عربی
دارای موهای بلند و پرپشت، گیسو بلند
دخترانه / ترکی
افسونگر، جادوگر
دخترانه / عربی
افسونگر؛ به مجاز دلربا
دخترانه / عربی
زمینی که در کنار دریا یا دریاچه یا رودی بزرگ واقع شده است، مرز بین آب و خشکی، کرانه
دخترانه / عربی
(احتمالی) شکل دیگری از «ساحل». معنی «ساحل»: عربی؛ کرانه دریا
دخترانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سادات» (سیدها
دخترانه / ترکی
(احتمالی) ریاضت و کوشش
دخترانه / سانسکریت
(احتمالی) ریاضت و کوشش
دخترانه / سانسکریت
(احتمالی) ترکیبی از «سار» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «سار»: پرندهای است شبیه گنجشک اما بزرگتر از آن که بیشتر به شکار ملخ میپردازد. معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه
دخترانه / فارسی
ملکه [زن ابراهیم]
دخترانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «سارا» و «بانو» (بانو). معنی «سارا»: عبری
دخترانه / عبری، فارسی
«شاهزادهخانم»؛ ساره همسر ابراهیم پیامبر
دخترانه / عبری
(احتمالی) از «سارا» و «بیگم» (بانو). معنی «سارا»: عبری
دخترانه / عبری، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «سارا» و «خاتون». معنی «سارا»: عبری
دخترانه / عبری، ترکی، مغولی
ترکیبی از «سارا» و «دخت». معنی «سارا»: عبری
دخترانه / عبری
(احتمالی) زرد، زرین؛ «سارال» در ترکی به معنای زردفام و روشن
دخترانه / ترکی
سران، امرا
دخترانه / کردی
گل زرد در پاییز و بهار
دخترانه / گیلکی، کردی
(احتمالی) از «سارا». معنی «سارا»: عبری؛ شاهزاده خانم؛ نام همسر ابراهیم و مادر اسحاق
دخترانه / عبری
(احتمالی) زرد
دخترانه / ترکی
باقیماندهی آشامیدنی در ظرف، ته مانده [زن حضرت ابراهیم]
دخترانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ساره» و «بیگم» (بانو
دخترانه / عبری، ترکی
ترکیبی از «ساره» و «خاتون». معنی «ساره»: عبری
دخترانه / عبری، ترکی، مغولی
(احتمالی) ترکیبی از «ساره» و «سادات» (سیدها
دخترانه / عبری
(احتمالی) زرد
دخترانه / ترکی
نام شهری باستانی
دخترانه / کردی
(احتمالی) گل زرد
دخترانه / ترکی
خالص، پاک
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «سارینا» و «ناز». معنی «سارینا»: خالص، پاک. معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) زرد
دخترانه / ترکی
(احتمالی) ابر شبانه؛ نام صحابی
دخترانه / عربی
دارای گرایش به همراهی و همکاری با دیگران، هماهنگ، موافق؛ 2- ملایم طبع
دخترانه
(احتمالی) ساز
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ساطان» و «بیبی» (بانو). معنی «بیبی»: فارسی
دخترانه / فارسی
مؤنث «ساطع» از ریشهی «س ط ع» به معنی برآمدن و پراکنده شدن نور، یعنی درخشان و تابان
دخترانه / عربی
یاریدهنده
دخترانه / عربی
جام و پیاله
دخترانه / فارسی
سیراب کننده، اسم فاعل از ریشهی سقی (آب دادن)
دخترانه / عربی
ساده، بی ریا
دخترانه / کردی
مؤنث «سالم» از ریشهی «سلم» به معنی تندرست و بیگزند
دخترانه / عربی
زوجهی زبدی و مادر یعقوب کبیر و یوحنای انجیلی
دخترانه / عبری
«سالویا» نام علمی گیاه مریمگلی است
دخترانه / لاتین
صورت خودمانی «سارا»؛ شاهزادهخانم
دخترانه / انگلیسی
(احتمالی) سالها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) شنونده
دخترانه / انگلیسی
قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱
بعدی
اسم پسر با حرف س (۷۰۸ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.