خانه اسم دختر حرف س صفحهی ۲ با همین حرف، بر اساس ریشه
نام زن کواذ ، (غباد) پادشاه ساسانی
دخترانه
همسخن شب، قصهگو
دخترانه / عربی
(احتمالی) از «سامی» و «دخت». معنی «سامی»: عربی؛ بلندمرتبه. معنی «دخت»: مخفف دختر
دخترانه / عربی
همدم شب، قصهگو؛ «سمیرا» صورت رایجتر آن است
دخترانه / عربی
(احتمالی) مانند مینا (آبگینهی رنگین)؛ نیز «سمین» عربی
دخترانه / عربی
اسم قبیله ای از اکراد بود
دخترانه / کردی
مؤنث «سامی»؛ بلندمرتبه، والا
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سامیه» (بلندمرتبه) و «جمال». معنی «سامیه»: عربی
دخترانه / عربی
کمنظیر، از ریشهی ترکی سان (شمردن) و آز (نه)
دخترانه / ترکی
ترکی) مهنام، بیقرار
دخترانه / ترکی
(احتمالی) مقدس، قدیسه
دخترانه / ایتالیایی
کوتاهشدهی «الکساندرا»
دخترانه / یونانی
سایه روشنِ جنگل
دخترانه / مازندرانی، فارسی
(احتمالی) از «سانیا» و «ناز». معنی «سانیا»: مازندرانی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) والا، درخشان
دخترانه / عربی
(احتمالی) سامان
دخترانه / فارسی
بیدار (زن)
دخترانه / عربی
نام زنی بوده خواب بین و پیش کو
دخترانه
(احتمالی) از «سای» و «ماه»؛ ماهگونه. معنی «ماه»: فارسی؛ ماه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «سای» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه
دخترانه / فارسی
(احتمالی) سایه
دخترانه / فارسی
به معنای عشق و دلدادگی
دخترانه / ترکی
«سئوگی» (sevgi) از مصدر «سئومک» به معنی دوست داشتن است و در ترکی آذربایجانی و استانبولی به معنی عشق و محبت به کار میرود
دخترانه / ترکی
پیرمرد [پسر کوش]
دخترانه / عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «سبا» و «فاطمه» (از شیر گرفتهشده). معنی «سبا»: نام سرزمینی کهن در یمن که ملکهاش بلقیس بود؛ نام سوره سیوچهارم قرآن. معنی «فاطمه»: عربی؛ از شیر گرفته؛ نام دختر پیامبر اسلام و همسر امام علی، مادر امام حسن و امام حسین
دخترانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سبحانه» (ستوده
دخترانه / عربی، ترکی، مغولی
(احتمالی) بانوی سبز
دخترانه / فارسی
منسوب به سبز؛ گیاهی که از رویاندن دانه یا بصورت خودرو در جایی سبز شده است
دخترانه / فارسی
ترکیبی از «سبزه» و «بهار». معنی «سبزه»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سبزه» و «گل» (گل). معنی «سبزه»: فارسی
دخترانه / فارسی
سبزه قبا از دو کلمه سبزه - قبا تشکیل شده و به معنی لباس سبز پوشیده است
دخترانه / فارسی
(احتمالی) صورتی از «سُبّوح» به معنی پاک و منزه از هر عیب که از صفتهای خداوند است و در ذکر «سبّوحٌ قُدّوس» به کار میرود
دخترانه / عربی
ترکیبی از «سبیکه» و «سادات». معنی «سبیکه»: عربی
دخترانه / عربی
سپاس، شکر، حمد، لطف، شفقت
دخترانه
(احتمالی) سپیده
دخترانه / فارسی
«سپنته»، مقدس و پاک و افزاینده
دخترانه / فارسی
(احتمالی) «سپیتمه»، نام خاندان زرتشت؛ به معنای سپید و درخشان
دخترانه / فارسی
سفید . نام یکی از بهدینان فروردین یشت
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سپید» و «دخت» (دختر). معنی «سپید»: سفید
دخترانه
(احتمالی) دختر سپید
دخترانه / فارسی
(احتمالی) سپیدروی
دخترانه / فارسی
سفید، سپیده
دخترانه / کردی
(احتمالی) ترکیبی از «سپیده» و «خانم» (بانو). معنی «سپیده»: فارسی
دخترانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «سپیده» و «سادات» (سیدها
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سپیده» و «سمیرا». معنی «سپیده»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سپیده» و «سمیه». معنی «سپیده»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سپیده» و «صغری». معنی «سپیده»: فارسی
دخترانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «سپیده» و «گل». معنی «سپیده»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سپیده» و «مهتاب». معنی «سپیده»: فارسی
دخترانه / فارسی
(احتمالی) از «سپید» و «ناز». معنی «سپید»: سفید
دخترانه / فارسی
دختر پادشاه هند (شنگل) و زن بهرام گور
دخترانه / فارسی
نام دختر داریوش سوم وزن اسکندر (پیرنیا ١٩٥٣
دخترانه / فارسی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱
بعدی
اسم پسر با حرف س (۷۰۸ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.