رفتن به محتوا
نوزاد

۶۱۱ اسم

معنی اسم دختر با حرف س، صفحه‌ی ۴

صفحه‌ی ۴ از ۱۱؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

سعادت بگم

(احتمالی) ترکیبی از «سعادت» و «بگم» (بانو

دخترانه عربی، فارسی

سعاده

خوشبختی

دخترانه عربی

سعیده

نیکبخت

دخترانه عربی

سعیده السادات

ترکیبی از «سعیده» و «سادات». معنی «سعیده»: عربی

دخترانه عربی

سعیده بانو

(احتمالی) ترکیبی از «سعیده» (خوشبخت) و «بانو» (بانو). معنی «سعیده»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سعیده بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «سعیده» (خوشبخت) و «بی‌بی» (بانو). معنی «سعیده»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سعیده خانم

(احتمالی) ترکیبی از «سعیده» (خوشبخت) و «خانم» (بانو). معنی «سعیده»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

سعیده راضیه

(احتمالی) ترکیبی از «سعیده» (خوشبخت) و «راضیه» (لقب حضرت فاطمه). معنی «سعیده»: عربی

دخترانه عربی

سعیده سادات

(احتمالی) ترکیبی از «سعیده» (خوشبخت) و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

سعیدی

(احتمالی) منسوب به «سعید»

دخترانه

سعیدیه بیگی

(احتمالی) ترکیبی از «سعیدیه» و «بیگی» (بزرگ‌زاده). معنی «بیگی»: ترکی؛ منسوب به بیگ؛ بزرگ‌زاده

دخترانه ترکی

سکینه

آرام، ساکن، اسم تصغیر از ریشه‌ی سکن

دخترانه عربی

سکینه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «سکینه» و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی

سکینه بگم

(احتمالی) ترکیبی از «سکینه» و «بگم» (بانو

دخترانه عربی، فارسی

سکینه بیگم

ترکیبی از «سکینه» و «بیگم». معنی «سکینه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی، ترکی

سکینه خا نم

ترکیبی از «سکینه» و «خانم». معنی «سکینه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

سکینه خاتون

ترکیبی از «سکینه» و «خاتون». معنی «سکینه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

سکینه خوا تون

ترکیبی از «سکینه» و «خاتون». معنی «سکینه»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

سکینه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «سکینه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

سکینه سلطان

ترکیبی از «سکینه» و «سلطان». معنی «سکینه»: عربی

دخترانه عربی

سکینه طاهری

(احتمالی) ترکیبی از «سکینه» و «طاهری» (پاک). معنی «سکینه»: عربی

دخترانه عربی

سلاله

در اصل به معنی چکیده و عصاره‌ای است که از چیزی بیرون کشیده شود و به مجاز به نسل و فرزند گفته می‌شود؛ در قرآن در آیه‌ی «مِن سُلالةٍ مِن طین» (سوره‌ی مؤمنون) آمده است

دخترانه عربی

سلاله زهرا

(احتمالی) ترکیبی از «سلاله» و «زهرا» (درخشان). معنی «سلاله»: عربی

دخترانه عربی

سلاله سادات

(احتمالی) ترکیبی از «سلاله» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی

سلام گل

(احتمالی) ترکیبی از «سلام» و «گل» (گل). معنی «سلام»: واژه‌ای که در آغاز دیدار یا گفت‌وگو با کسی بر زبان آورده می‌شود. و. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

سلامت

تندرستی، سلامت

دخترانه عربی

سلامه

سلامه یا سلافه مشهور به شهربانو دختر یزدجرد ابن شهریار یا هرمزان و همسر امام حسین(ع)

دخترانه عربی

سلبی ناز

(احتمالی) ترکیبی از «سلبی» و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

سلدا

حامی، یاور

دخترانه ترکی

سلطان بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «بی‌بی» (بانو). معنی «سلطان»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سلطان بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

سلطان خانم

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «خانم» (بانو). معنی «سلطان»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

سلطان گل

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «گل» (گل). معنی «سلطان»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سلطانبانو

(احتمالی) ترکیبی از «سلطان» (پادشاه) و «بانو» (بانو). معنی «سلطان»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سلطانه

(احتمالی) بانوی فرمانروا

دخترانه عربی

سلما

«سلمی»، نام کوهی در عربستان؛ معشوقه‌ای در شعر عرب

دخترانه عربی

سلماس

(احتمالی) نام شهری در آذربایجان غربی

دخترانه

سلمناز

(احتمالی) از «سلما» و «ناز». معنی «سلما»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سلمه

سلامت، تندرستی، از ریشه‌ی سلم (سلامت) [ام سلمه]

دخترانه عربی

سلمی

نام گیاهی است؛ (اَعلام) زنی معشوقه در عرب و (به مجاز) هر معشوق را گویند

دخترانه عربی

سلمی ناز

(احتمالی) ترکیبی از «سلمی» (سالم

دخترانه عربی، فارسی

سلنا

ایزدبانوی ماه در اسطوره‌های یونانی

دخترانه یونانی

سلناز

(احتمالی) از «سلن» و «ناز». معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

دخترانه فارسی

سلوا

آرامش و دلداری

دخترانه عربی

سلوان

به معنای تسلی و آرامش دل و آنچه اندوه را از یاد ببرد. «سلوان» نام چشمه و برکه‌ای کهن در اورشلیم نیز هست

دخترانه عربی

سلوه

«سَلوة» از ریشه‌ی «س ل و» به معنی تسلی، دلداری و آسودگی خاطر از اندوه است

دخترانه عربی

سلوی

مایه دلداری؛ «مَن و سلوی» در قرآن

دخترانه لاتین

سلویناز

(احتمالی) از «سلوی» و «ناز». معنی «سلوی»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

سلیمه

ظریف، شاداب، از ریشه‌ی سلم

دخترانه عربی

سلیمه بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «سلیمه» (سالم

دخترانه عربی، فارسی

سلیمه خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «سلیمه» (سالم

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

سلیمه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «سلیمه» (سالم

دخترانه عربی

سلینا

(احتمالی) صورتی از «سلنا». معنی «سلنا»: یونانی؛ ایزدبانوی ماه در اسطوره‌های یونانی

دخترانه ترکی، فارسی

سما

آسمان

دخترانه عربی

سماح

(احتمالی) بخشش و گذشت

دخترانه عربی

سماحه

(احتمالی) بخشندگی، بزرگواری

دخترانه عربی

سمانه

(احتمالی) پرنده‌ای کوچک از تیره کبک (بلدرچین). برخی آن را از «سما» (آسمان) و آسمانی معنا کرده‌اند

دخترانه عربی، فارسی

سمانه السادات

(احتمالی) ترکیبی از «سمانه» و «السادات» (سیدها

دخترانه عربی، فارسی

سمانه سادات

(احتمالی) ترکیبی از «سمانه» و «سادات» (سیدها

دخترانه عربی، فارسی

سماوات

جمع «سماء» به معنای آسمان‌ها؛ در قرآن بارها از «سبع سماوات» یعنی هفت آسمان یاد شده است

دخترانه عربی

اسم پسر با حرف س (۷۰۸ اسم)