در نظریۀ روانکاوی، فرد یا شیء یا بخشی از بدن که میتواند وسیلۀ ارضای یک سائق باشد
پسرانه
انقلاب بزرگ، سخره سنگی
پسرانه / کردی
صورتی از «کاووس». معنی «کاووس»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) جستوجو، پژوهش
پسرانه / فارسی
پادشاه ثروتمند
پسرانه / فارسی
صورتی از «کاووس». معنی «کاووس»: فارسی
پسرانه / فارسی
مانند گاو، از ریشهی پهلوی کاوگ که گویا از بخشِ اول
پسرانه / فارسی، کردی
کوهنورد، نگهبان کوه
پسرانه / کردی
کاویانی، منسوب به کاوه (شخصیت اساطیری شاهنامه) +، ک کاوه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یعنی فرمانروای صخره
پسرانه / ترکی
(احتمالی) همیاری
پسرانه / مازندرانی
نام پسر زَوْن zvan که در بند ١٢٥ فروردین یشت ستوده شده. این نام در پهلوی کمندg0-mandیا ویمند ffشده ( ساسانیان
پسرانه
(احتمالی) از «کبک» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «کبک» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
صورتی از «کمبوجیه». معنی «کمبوجیه»: فارسی کهن؛ نام پدر و پسر کوروش بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) درخت بیدمشک
پسرانه / فارسی
بزرگ و پرعظمت، صفت از ریشهی عربی کبر (بزرگی) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به کبیر؛ بزرگ
پسرانه / عربی
(احتمالی) کتاب خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «کتاب» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) کتان
پسرانه / فارسی
نام پهلوانی است ایرانی (شاهنامه
پسرانه
(احتمالی) منسوب به کدخدا؛ بزرگ ده
پسرانه / فارسی
نام اصلی داریوش سوم ، واپسین پادشاه هخامنشی ( ١٥ تبرستان ١
پسرانه / یونانی
کشاورز و باغبان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «کرا» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / ترکی
حملهکننده بیبازگشت؛ لقب امام علی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «کرامت» و «الله». معنی «کرامت»: عربی
پسرانه / عربی
در پهلوی کرامیک کرت KaKkaktr نام پسر جامای ( ٢٩ نامهای اوستا+٨٧ یشتها ٢
پسرانه
(احتمالی) کسی که به زیارت کربلا رفته است
پسرانه / عربی
نام پسر مرزبان، یکی از بهدینان یزد که در سال ٨٨٠ یزدگردی میزیسته
پسرانه
از «کرد» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) یار کرد
پسرانه / کردی، فارسی
در اوستاKe-re-sa-okh-shan. به معنی- دارنده ورزاوهای لاغر ١- نام بهدینی در بند١٠١ فروردین یشت ٢- نام پسر وراز از کیانیان ء٢فرهنگ ، به نوشته یوستی
پسرانه
نام پسر گوی در بند ١٢٣ فروردین یشت
پسرانه
بخشش و بزرگواری
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «اله» (خدا). معنی «کرم»: عربی؛ بخشش و بزرگواری
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «جان» (جان و روان). معنی «کرم»: عربی
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «کرم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «قلیچ» (شمشیر
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «کرم» و «وردی» (داد
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «کرم» (بخشش) و «رضا». معنی «کرم»: عربی
پسرانه / عربی
از «کرم» (بخشش) و «علی». معنی «کرم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به کرم؛ بخشنده
پسرانه / عربی
نام پهلوانی تورانی، برادر پیران ویسه یکی نامور ترک را کردیاد سپهبد کروخان ویسه نزاد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پیرو مسیح
پسرانه
سیاه، تیره، از ریشهی سانسکریت [از خدایان هندو]
پسرانه / هندی
بخشنده، صفت از ریشهی عربی کرم (بخشش) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «الله» (خدا). معنی «کریم»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «کریم» و «الله». معنی «کریم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «بخش» (بخشیده). معنی «کریم»: عربی؛ بخشنده؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «بردی» (داد
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «بگ» (بزرگ
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «حسن» (نیکو). معنی «کریم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «کریم» (بخشنده) و «رضا» (خشنودی). معنی «کریم»: عربی
پسرانه / عربی
اسم دختر با حرف ک (۱۰۳ اسم)