خانه اسم پسر حرف ی صفحهی ۲ با همین حرف، بر اساس ریشه
رواج ( ١ تبرستان مرعشی
پسرانه / فارسی
این نام بر روی مهری بیدا شده yaz-dan-pa-nak(یزدان پناک (پهلوی yay-dan-pa-nah یزدان پناه ف رسی ١- نام پسر میترایار(م هریار در سنگ نوشته کوه کنهری هندوستان ٢ - نام یکی از شاگردان منوشچهر ، موبد موبدان فارس و کرمان در سده سوم
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «یزدان» (خدا) و «پناه». معنی «یزدان»: فارسی
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «یزدان» و «مهر». معنی «یزدان»: فارسی
پسرانه / فارسی
نام یکی از وزیران هرمز انوشیروان
پسرانه / فارسی
نام پسر انوشیروان دادگر
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «یزدان» (خدا) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «یزدان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) فرّ ایزدی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «یزدان» (خدا) و «قلی» (بنده
پسرانه / فارسی، ترکی
صورتی از «یزدگرد». معنی «یزدگرد»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
خداداد، آفریدهی ایزد، از ریشهی اوستایی یزَتو (ایزد)
پسرانه / فارسی
١- نام پدر بیزن از موبدان کرمان ٢- نام پدر دستور بهمن یار که از موبدان کرمان و در سده دهم یزدگردی میزیسته ٣- نام نامه رسانی که نامه زردشتیان یزد و ترک آباد و شرف آباد را در سال ٨٧٠ یزدگرد دی به هند رسانید(٢٤ ٥فرزانگان )
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آسانی
پسرانه / عربی
یشپ ؛ از سنگهای معدنی گران بها به رنگهای سبز تیره و کبود
پسرانه / فارسی
پادشاه زنبوران عسل
پسرانه / عربی
سرور و پیشوای دین («یعسوب» در اصل ملکهی زنبوران عسل است)؛ از لقبهای امام علی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یعغوب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
ریشهکن کننده [پیامبر و جد یهودیان]
پسرانه / عبری
(احتمالی) از «یعقوب» و «کنعان» (سرزمین یعقوب). معنی «یعقوب»: عبری
پسرانه / عبری
ترکیبی از «یعقوب» و «لیث»
پسرانه / عبری، عربی
از «یعقوب» و «علی». معنی «یعقوب»: عبری
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یعید» و «محسن» (نیکوکار). معنی «محسن»: عربی؛ نیکوکار؛ نام فرزند امام علی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «یقین» و «علی». معنی «یقین»: بدون شک
پسرانه / عربی
(احتمالی) یکسره، یکپارچه
پسرانه / فارسی
بی نظیر، بی همتا، فرد
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «یگان» و «محمد» (ستوده). معنی «یگان»: بی نظیر
پسرانه / عربی
ترکیبی از «یگانه» و «زهرا». معنی «یگانه»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یگانه» (یکتا
پسرانه / فارسی، عربی
نام پهلوانی است ایرانی ، که به همراه بهرام چوبینه به جنگ خاقان چین رفته بود
پسرانه
نام پهلوانی بوده در روز کار هرمز انوشیروان
پسرانه
(احتمالی) ترکی؛ از «یلر» و «محمد»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «یل» (پهلوان)
پسرانه
(احتمالی) از «یلمه» و «خان». معنی «خان»: ترکی
پسرانه / ترکی
(احتمالی) شکل دیگری از «هلن»؛ روشن. معنی «هلن»: یونانی؛ روشنایی
پسرانه / روسی، یونانی
در اوستا: ییم y1-ma و در فارسی کنونی جم=جمشید
پسرانه
(احتمالی) اهل یمن، خجسته
پسرانه / عربی
دست راست، خجسته
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «یمین» به معنی دست راست، و نیز خجستگی و نیرو، و «دین»؛ یعنی دست راست و پشتیبان دین
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یمین» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «یمین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یمین» و «الله» (خدا). معنی «یمین»: عربی
پسرانه / عربی
«اینال» عنوانی کهن در میان ترکان بود. ابراهیم ینال
پسرانه / ترکی
١- از نامهای زندة امروزی زرتشتیان . ٢- نام پسر آزادمرد پسر رستم (٨ سیستان
پسرانه
. ya-van-yi-ma یا: یون ییم .ja-van-jam جوان جم = ١- نام یکی از دادوران نامی روزگار ٢- نام پسر وهر امشاد که در نیمه یکم سده چهارم یزدگردی میزیسته ، و در کرد آوری و زنده کردن فرهنگ مزدیسنا کوشش نموده ٣١ فرزانگان ٣- نام پسر منوشچهر موبد مو بدان فارس و کرمان، نویسنده کتاب دادستان دینیک (٣١١ فرزانگان+١٣١ ساسانی)
پسرانه
«یهوه کامل است»
پسرانه / عبری
یهوه پرافتخار است، از ریشهی عبری ایو (یهوه) و اَنّاه (افتخار) [از حواریون]
پسرانه / عبری
yOkh-ta-va-1-r1 در اوستا یو ختهوئیری به معنی- جوشن دربر کرده. ١- نام بهدینی در بند ١٠١ فروردین یشت ،sriravakhshنام پسر سریر اوخش -٢ از خاندان کیانی، به نوشته یوستی (اء٢ فرهنگ
پسرانه
خدا بلندمرتبه است؛ نام پادشاهی در تورات
پسرانه / عبری
(احتمالی) یعنی ماهِ میهن
پسرانه / ترکی
paurubangha در اوستا پئوروبنگهه نام پسر زئوش در بند ١٢٣ فروردین یشت
پسرانه
ژاپنی؛ وابستگی
پسرانه / ژاپنی
او (نسل مرا) خواهد افزود (יוֹסֵף) [پیامبر، نیای یکی از قبایل دوازدهگانهی یهودی]
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «یوسف» (نام پیامبر
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «یوسف» (نام پیامبر
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «یوسف» (نام پیامبر
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یوسف» (نام پیامبر
پسرانه / عبری، عربی
از نامهای مرکب، یوسف و رضا
پسرانه / عبری، عربی
قبلی
۱ ۲ ۳
بعدی
اسم دختر با حرف ی (۵۰ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.