خانه اسم پسر حرف ا صفحهی ۱۵ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) اصول دین
پسرانه / عربی
دارنده نژاد گزیده، پاک نژاد. نجیب
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «اصیل» و «الدین» (دین). معنی «اصیل»: دارنده نژاد گزیده، پاک نژاد. نجیب
پسرانه
ظاهرتر، ظاهرترین، آشکار، آشکاترین
پسرانه
(احتمالی) از «اعتبار» و «علی»
پسرانه / عربی
اطمینان و باور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اعجاز» و «احمد» (ستوده). معنی «اعجاز»: انجام دادن امرِ خارقالعادهای که دیگران از انجام آت عاجز باشند. معنی «احمد»: عربی؛ ستودهترین؛ از نامهای پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگتر) و «الله» (خدا). معنی «اعظم»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «اعظم» و «الله». معنی «اعظم»: عربی
پسرانه / عربی
برتر و والاتر
پسرانه / عربی
برتر، بالاتر، بالاترین. برگزیده از هر چیز
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «اعیان» (بزرگان) و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «آغا» و «رحیم». معنی «رحیم»: عربی؛ مهربان؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «آغا» و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «آغا» و «ولی». معنی «ولی»: عربی؛ دوست و سرپرست؛ «ولیالله» لقب امام علی
پسرانه / عربی
دارندهی ارابهی تندرو
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «اوغول» (پسر) و «امان»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «اوغول» (پسر) و «بابک»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) پسرِ بیگ
پسرانه / ترکی
(احتمالی) «اوغول بولدی» یعنی پسر شد
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آفاق» (کرانههای آسمان) و «علی». معنی «آفاق»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) مایهی سربلندی دین
پسرانه / عربی
برزگوار، گرانمایه. ارجمند
پسرانه
در اوستا فر واک fra-vak. نام پسر سیامک
پسرانه
هراسآور، از ریشهی اوستاییِ فْرَنْگْرَسین (ترسناک؟) [شاه توران، نام خدای ملی تورانیها]
پسرانه / پهلوی، فارسی
صورتی از «فریدون»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «افسر» (تاج) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «افسر»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «افشار» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «افشار»: ترکی
پسرانه / ترکی، عربی
ِ (1) خیذر ابن کاووس [226هجری] آخرین امیر اشروسنه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «افشین» و «رحیم» (مهربان). معنی «افشین»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
فاضلتر، برتر از دیگران در علم و هنر و اخلاق و مانند آنها، برترین، بالاترین
پسرانه / عربی
«برترین در دین». افضلالدین خاقانی شروانی شاعر بزرگ سدهی ششم هجری است
پسرانه / عربی
درشت، تنومند، از ریشهی یونانی Πλάτων (پهن و درشت و زمخت) [فیلسوف بزرگ یونانی]
پسرانه / یونانی
درختی زینتی از خانواده باقلا که گلهای سفید خوشهای و معطر دارد ← اقاقی
پسرانه / یونانی
بخت نیک؛ نیز نام محمد اقبال لاهوری، شاعر پارسیگو
پسرانه / عربی
ترکیبی از «اقبال» و «علی». معنی «اقبال»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) صورتی از «افشین». معنی «افشین»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکی؛ از «آق» (سپید) و «مراد»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکی؛ از «آق» (سپید) و «قوش» (پرنده) و «جان»
پسرانه / ترکی
نام پسر نوذرنوه منوچهر ء٢فرهنگ
پسرانه
(احتمالی) از «آق» (سپید) و «بای» (توانگر)
پسرانه / ترکی
بزرگترین، صفت عالی از ریشهی کبر
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «اکبر» و «خدا». معنی «اکبر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اکبر» (بزرگتر) و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اکبر» (بزرگتر) و «رضا» (خشنودی). معنی «اکبر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اکبر» (بزرگتر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اکبر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اکبر» (بزرگتر) و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
«اکتای» صورت دیگر «اوگتای»، پسر چنگیزخان
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «اکرام» و «اله» (خدا). معنی «اکرام»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «اکرام» و «بگ». معنی «اکرام»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اکرم» (بزرگوارتر) و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اکرم» (بزرگوارتر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اکرم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) تاج گل
پسرانه / عربی
بد اندیش، دشمن، از ریشهی پهلویِ اَک (پلید) و
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «اکید» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکی؛ از «ال» (دست) و «آی» (ماه)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «ال» (ایل) و «یار»؛ یار مردم
پسرانه / ترکی
صورتی از «آلپ ارسلان» به معنی شیر دلاور
پسرانه / ترکی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
بعدی
اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.