ترکیبی از «ایل» و «نور». معنی «نور»: عربی؛ روشنایی؛ نام سوره بیستوچهارم قرآن
پسرانه / ترکی، عربی
نام پسر افراسیاب (نامهای ایرانی دکتر بهرام فرهوشی)
پسرانه / عبری
(احتمالی) یعنی سلامتِ ایل
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «ایل» (مردم) و «تای» (همتا)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) پیامآور مردم، سفیر (ایلچی)
پسرانه / ترکی
منسوب به «ایلخان» به معنای فرمانروای ایل
پسرانه / ترکی
(احتمالی) فرمانروای سرزمین
پسرانه / ترکی
آذرخش، صاعقه [لقب بایزید اول عثمانی]
پسرانه / ترکی
(احتمالی) نام شمسالدین ایلدگز (ایلدنیز)
پسرانه / ترکی
آذرخش و صاعقه؛ لقب بایزید یکم عثمانی
پسرانه / ترکی
(احتمالی) نامی اروپایی (کوتاهشده الیزابت)
پسرانه
(احتمالی) یعنی شادی مردم
پسرانه / ترکی
عهد و پیمان
پسرانه / ترکی
(احتمالی) نخستین خان؛ پادشاه آغازین
پسرانه / ترکی
از «ایلک» (ilk) به معنای نخست و اول. «ایلکین» در ترکی یعنی نخستین و آغازین
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکی؛ «ایللار» به معنای ایلها، مردمان
پسرانه / ترکی
(احتمالی) شکل دیگری از «یِلماز» (Yılmaz) به معنای کسی که نمیهراسد و از پا نمینشیند
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «ایل» و «ماه». معنی «ماه»: فارسی؛ ماه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آتشِ مردم، انار مردم
پسرانه / ترکی
صورت امروزی «ایلخان» به معنی فرمانروای ایل و سرزمین. فرمانروایان مغول در ایران پس از هلاکو به همین سبب «ایلخانان» خوانده میشدند
پسرانه / ترکی
خدای من یهوه است؛ نام الیاس پیامبر
پسرانه / عبری
صورتی از «الیاس»
پسرانه / عبری
اعتقاد به وجود خداوند و حقیقت رسولان و دین، در مقابل کفر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «الدین» (دین). معنی «ایمان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «اله» (خدا). معنی «ایمان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «تاج» (تاج). معنی «ایمان»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
از «ایمان» و «علی». معنی «ایمان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «ایمان» و «فر» (شکوه). معنی «ایمان»: عربی؛ باور و ایمان؛ گرویدن به خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «ایمان» (باور و ایمان) و «وردی» (گل سرخ). معنی «ایمان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) باایمان
پسرانه / عربی، فارسی
آسوده خاطر، در امان، محفوظ؛ (2- در قدیم) با آسودگی خاطر
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «ایمن» (در امان) و «علی». معنی «ایمن»: (عربی) 1- آسوده خاطر
پسرانه / عربی
کسی که در روز سفر میکند، آن که باز میآید، اسم فاعل از
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ایوب» و «ریبوار» (رهرو). معنی «ایوب»: عربی و عبری
پسرانه / عربی، عبری، کردی
(احتمالی) ترکیبی از «ایوب» و «محمد» (ستوده). معنی «ایوب»: عربی و عبری
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) از «ایوب» (نام پیامبر شکیبا) و «علی». معنی «ایوب»: عربی و عبری
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) نامی اروپایی؛ بنفشه
پسرانه
اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)