رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۳۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ا، صفحه‌ی ۱۳

صفحه‌ی ۱۳ از ۲۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

ارماسب

(احتمالی) دارنده اسب

پسرانه فارسی

ارمان

محل وقوع جنگ‌بزرگ‌کیخسرو با تورانیان. ریگ ارمان حاکی از ناحیه ساحلی رود یا دریا می‌باشد

پسرانه

ارمانک

(احتمالی) آرمان و آرزو

پسرانه فارسی

ارمایل

نام ایرانی پاک سرشتی که در دمان اری دهاک بنام خو انسالار در دربار وی راه یافته و بجای دونفر مرد دو گوسفند می کشت یکی نامش ارمایل پاکدین دگر نام گرمایل پیش بین (شاهنامه

پسرانه فارسی

ارمزد

اورمزد. اهورامزدا، سیاره مشتری

پسرانه فارسی

ارمیا

خدا بلند می‌کند؛ نام یکی از پیامبران بنی‌اسرائیل

پسرانه عبری

ارمین

نام پسر کیغباد کیانی

پسرانه فارسی

ارناک

(احتمالی) در برخی منابع نام یکی از سرداران کهن ایرانی آمده است

پسرانه فارسی

ارواد

(احتمالی) روان

پسرانه فارسی

اروتدنر

در اوستا or-va-tat-na-ra . نام پسر میانی اشوزردشت که در بند ٩٨ فروردین بشت ستوده شده و پیشوای واستریوشان

پسرانه فارسی

اروج

«اروج» (Oruç) در ترکی به معنی روزه است و از فارسی «روزه» گرفته شده

پسرانه ترکی

اروجعلی

از «اوروج» (روزه

پسرانه ترکی، عربی

اروند

بر وزن الْونْد به معنی شریف - نجیب

پسرانه فارسی

اروندزیک

نام پسر خسرو پرویز که به دست شیرویه کشته شد. به معنی شکوه و بزرگی و تندی

پسرانه

اریا

آریا، آریایی و نجیب؛ صورت دیگر «آریا»

پسرانه فارسی

اریار

(احتمالی) از «آریا» و «یار»

پسرانه فارسی

اریاسب

دارنده اسب آریایی

پسرانه فارسی

اریامن

آریایی‌منش، آزاده؛ صورت دیگر «آریامن»

پسرانه فارسی

ازادخان

ترکیبی از «آزاد» و «خان». معنی «آزاد»: فارسی

پسرانه فارسی، ترکی

ازادعلی

ترکیبی از «آزاد» و «علی». معنی «آزاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ازال

(احتمالی) خیش، گاوآهن

پسرانه مازندرانی

ازبرعلی

(احتمالی) از «ازبر» (از حفظ) و «علی»

پسرانه عربی

ازدر

(احتمالی) صورتی از «اژدر»

پسرانه فارسی

ازهر

روشن، درخشان

پسرانه عربی

اژدر

اژدها

پسرانه فارسی

اژدرعلی

(احتمالی) از «اژدر» (اژدها) و «علی»

پسرانه فارسی، عربی

اژدری

(احتمالی) از «اژدر» به معنای اژدها

پسرانه فارسی

اژنگ

(احتمالی) نام دیوی در شاهنامه که به دست رستم کشته شد؛ نیز به معنای چین و شکن

پسرانه فارسی

اسامه

شیر؛ نام اسامة بن زید، یار جوان پیامبر

پسرانه عربی

اسپاتنا

(احتمالی) نامی ایرانی باستان؛ از «سپنتا» به معنای مقدس

پسرانه

اسپاد

دارنده سیاه نیرومند

پسرانه فارسی

اسپاهی

نام پسر آخریار نماینده وشمگیر در آمل

پسرانه

اسپنتمان

سپیدنژاد؛ نام خاندان زرتشت

پسرانه فارسی

اسپنداد

از اوستایی «سپنتوداته» به معنی آفریده‌ی پاک و مقدس

پسرانه فارسی

اسپندیاد

(احتمالی) از «اسپند» (سپند، مقدس)؛ پاک و مقدس

پسرانه فارسی

اسپندیار

صورتی از «اسفندیار»

پسرانه فارسی

اسپهبد

نام پدر بزرکَک خسرو انوشیروان (٣٠٣ ساسانیان)

پسرانه فارسی

اسپیتامن

نام سردار سغدی که در برابر اسکندر ایستاد

پسرانه فارسی

اسپیتمان

در اوستا «سپیتامه» نام خاندان زرتشت است و آن را «از تبار سپید» معنی کرده‌اند. سپیتمن سغدی نیز سرداری بود که در برابر اسکندر ایستادگی کرد

پسرانه فارسی

اسپیتمن

سپیتمان نام خاندان زرتشت است؛ به معنای «از تبار سپید» دانسته شده است

پسرانه فارسی

اسپیذ

نام پسر مخش تی که در بند ء١١ فروردین یشت ستوده شده ٢٠٣ نام‌های اوستا)

پسرانه

استاسیس

(احتمالی) ایستاده، پایدار و استوار

پسرانه یونانی

استرا

(احتمالی) ستاره

پسرانه یونانی

استوان

استوار، پایدار

پسرانه فارسی

اسجد

(احتمالی) سجده‌کننده‌تر

پسرانه عربی

اسحاق

نام پسر حضرت ابراهیم(ع) از ساره [سارا] از زمره پیامبران بنی اسرائیل.نام این پیغمبر (اسحاق) هفده بار در قرآن کریم آمده است؛ (2) سردار ایرانی که در ماوراءالنهر به خونخواهی ابومسلم برخاست [قرن 2هجری] و بر منصور خلیفه‌ی عباسی شورید و مژده‌ی آمدن زرتشت را داد

پسرانه عبری، عربی

اسحاق علی

(احتمالی) ترکیبی از «اسحاق» (به معنی می‌خندد) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اسحاق»: عبری

پسرانه عبری، عربی

اسحق

صورتی از «اسحاق»

پسرانه عبری

اسحق علی

(احتمالی) ترکیبی از «اسحق» (نام پسر ابراهیم پیامبر (اسحاق)) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اسحق»: صورتی از «اسحاق»، پسر ابراهیم پیامبر. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست

پسرانه عربی

اسد

شیر؛ نیز نام برج پنجم (مرداد) در گاه‌شماری

پسرانه عربی

اسد وردی

(احتمالی) ترکیبی از «اسد» (شیر) و «وردی» (داد

پسرانه عربی

اسدالدین

«شیر دین»؛ لقبی برای دلیران دین

پسرانه عربی

اسدالله

«شیر خدا»؛ لقب علی بن ابی‌طالب. از نام‌های رایج پسرانه در ایران

پسرانه عربی

اسداله

«شیر خدا»؛ لقب علی بن ابی‌طالب؛ صورت دیگر «اسدالله»

پسرانه عربی

اسدخان

از «اسد» (شیر) و «خان» (بزرگ). معنی «اسد»: عربی

پسرانه عربی

اسدعلی

از «اسد» (شیر) و «علی». معنی «اسد»: عربی

پسرانه عربی

اسدمراد

از «اسد» (شیر) و «مراد» (آرزو). معنی «اسد»: عربی

پسرانه عربی

اسدی

منسوب به «اسد» به معنای شیر. اسدی توسی

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)