در اوستا آترپات و در پهلوی آتورپات. ساخته شده از آتور یا آذر به معنی آتش و پاد یا پات به معنی نگهبان ١- نام ناموری است که در بند ١٠٢ فروردین یشت ستوده شده ٢- نام موبد موبدانی که در روزگار شاپور کردآ ورنده اوستای پراکنده بود. وی در سال ٢٩٠ میلادی در گیلان زائیده شد و از سال ٣٢٠ تا ٣٧١ میلادی موبد موبدان و وزرگ فرمادار ( نخست وزیر شاهپور دوم بود . او نویسنده نامه اندرز آدربادمهر اسپندان بود وبا یاری گروهی از دستوران و موبدان دانشمند بسیاری از نامههای پراکنده زند و اوستا را به پهلوی و پازند برگردانید و نامه خورده اوستا را نزدیک به همان گونه که امروز در میان زردشتیان رواج است تدوین نمود و پارههائی که خود به پازند نوشته نیز بدان افزود مانند پتت ( توبه ستایش یکتا خداوند - آفرین گهنبار - ستایش امشاسفندان و غیره (١٩ اندرز نامه های پهلوی برگردان موبد اردشیر آذر کشسب ) ( ٣ ء١ ساسانیان ٣- آدرباد نام پسر هُمید نویسنده جلد سوم دینکرد نام موبدی است دانشمند
a-zar-gosh-nasb یا آذر کشنسب واژه کشنسب در فارسی باستان و اوستا و فارسی میانه ی هلوی ساخته شده از کشن به معنی نر و نرینه و اسیه ا سب به معنی اسب نر گاهی ن آن را انداخته اند و آذر کشسب نوشته اند (٢٩٣ ساسانی ١- نام پسر زرسب از سردان نامی شاه کیخسرو ٢- نام موبد موبدان یکی از شهرهای سلوکیه در روزگار یزدگرد نخست ٣ - مرزبان ارمنستان از سال ٣ء٣ تا ٣٨١ م. ٣- سپهسالار ایران در زمان فیروز ساسانی ه- نام یکی از سرداران خسرو پرویز که پسرش نامدار کشسب نیز ازسر داران او بود ء- همچنین نام آتشکده نامی ایران باستان در شیز آذرآبادگان که ویزه پادشاهان و ارتشیان بوده است گونههای دیگر این نام آترکشسب و آدر کشسب و آتور کشسب یا کشنسب است
نام پسر مهرنوش پسر اسفندیار به نوشته یوستی (ءء٢ فرهنگ آذرافروزتوس نام چهارمین پسر اسفندیار که در شاهنامه یک بار نامش آمده آذرافروزکرد نام برادر شاپور دوم ساسانی٣٣ ساسانیان)