خانه اسم پسر حرف ا صفحهی ۱۹ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «مهران». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «میثم» (نام یکی از یاران امام علی (میثم تمار)). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «میثم»: عربی؛ نام میثم تمار، یار وفادار امام علی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «نادر». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) نام خانوادگی؛ از نژاد امیر
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «نصرالدین» (یاری دین). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «نصیر». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «نوذر». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «وثوق». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ولی». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا) و «آراد» (نام ایزد پاکی و دین). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آرتا» (راستی و پاکی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «آرش» (کمانگیر نامدار ایران باستان). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «آرش»: فارسی؛ از اوستایی «ارخش»، به معنای درخشان، نیکچشم یا تیرانداز. آرش کمانگیر پهلوان اسطورهای ایران است که برای تعیین مرز ایران و توران تیری از البرز رها کرد و جانش را در آن نهاد؛ تیر از بامداد تا نیمروز رفت و مرز را تا رود جیحون برد. نماد فداکاری و میهندوستی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آرشام» (بسیار نیرومند). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «امیر» و «آرمن». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آرمین» (نام پسر منوچهر در شاهنامه). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آریا» (آزاده و نجیب). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «آریان» (آریایی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ابراهیم» (نام پیامبر
پسرانه / عربی، عبری
از نامهای مرکب (، امیر و ابوالفضل
پسرانه / عربی
«امیر اتابک» لقب میرزا تقیخان امیرکبیر، صدراعظم اصلاحگر ناصرالدین شاه
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) از «امیر» و «اترک» (نام رودی در شمالشرق ایران). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «احتشام» (شکوه). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
امیر بخشنده، امیر نیکوکار
پسرانه / عربی
امیر بسیار ستوده، پادشاه و حاکم ستوده شده، فرمانده و امیر ستودنی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «اردلان» (دلاور). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «اردوان» (نام پادشاهان اشکانی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «ارسام» (نیای هخامنشیان). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
ترکیب «امیر» (فرمانروا) و «ارسلان» (شیر)
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «امیر» و «ارشا»
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ارشان» (دلیر). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ارشد». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
حاکم و پادشاه درست کردار، امیر درستکار
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسد» (شیر). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسعد» (نیکبختتر). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسکندر» (نام پادشاه مقدونی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، یونانی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسماعیل» (نام پیامبر
پسرانه / عربی، عبری
ترکیبی از «امیر» و «اسمعیل». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» و «اشکان» (نام خاندان اشکانی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
پادشاه چون شیر، حاکم دلاور، فرمانده و سردار چون شیر
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اعلا» (برتر
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «افراز» (بلندی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «افشین» (نام سردار ایرانی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اقبال» (بخت نیک). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اکبر» (بزرگتر). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اکرم» (بزرگوارتر). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) فرمانروای دین
پسرانه / عربی
ترکیبی از «امیر» و «الله». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «امیر» و «الله». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) جمع امیر؛ فرمانروایان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ایوب». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) از «امیر» و «بابک» (پدر
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «باربد» (نوازنده دربار خسروپرویز). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «باقر» (شکافنده دانش). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «بردیا» (نام پسر کوروش). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «برنا» (جوان). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «بهادر» (دلیر
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «امیر» و «بهامین»
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «بهتاش» (نیک). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «بهراد» (نیکسرشت
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» و «بهرام» (ایزد پیروزی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
بعدی
اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.