خانه اسم پسر حرف ا صفحهی ۵ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
آریو مردوس یونانی شده آن است ودر فارسی باستان آریامرتیا میباشد ١- نام پسر داریوش یکم ٢- نام یکی از سپهسالاران ایران در زمان خشایارشاه (٧٣٣وء١٤٢ پیرنیا)
پسرانه
نام فرمانده ناوکان خشایارشاه
پسرانه / فارسی
نام پسر داتام پادشاه کاپادوکیه و همچنین نام پسر داریوش ٢١٢ پیرنیا
پسرانه / فارسی
مهر (خورشید) آریاییان؛ کسی که چون خورشید بر آریاییان بتابد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «آریان» و «رضا» (خشنودی). معنی «آریان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
از نامهای امروزی . شاید هم در گذشته نام مرد بوده و فراموش شده است
پسرانه
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آریاییمنش
پسرانه
(احتمالی) آریایی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آریایی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آریایی، نجیب
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بهترین؛ از ریشهی «آریستوس»
پسرانه / یونانی
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
شیرِ خدا، از ریشهی عبری آری (شیر) و ایل (خدا)
پسرانه / عبری
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
همان «آریا» با پسوند نسبت «ین»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آریایی جوانمرد
پسرانه
(احتمالی) مهر آریایی
پسرانه
آریایی، نجیب؛ پیشوند نامهایی چون «آریوبرزن» و «آریارمنه»
پسرانه / فارسی
آریایی بلندپایه. آریوبرزن سردار ایرانی بود که در تنگه پارس (دربند پارس) با سپاهی اندک در برابر اسکندر مقدونی ایستاد و تا واپسین دم جنگید؛ خواهرش یوتاب نیز در کنار او جان باخت
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آریایی والا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) «آریوداد»، دادهی آریا یا ایرانداد
پسرانه / فارسی
نام پسر اردشیر دوم هخامنشی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
نام پسر کئوبردو که در اوستا و یونانی شده آن ariomandes است
پسرانه
نام پسر داریوش نخست و از سرداران خشایارشاه . در اوستا آریه مرتیه و یونانیها آن را آریومردوس نوشته اند
پسرانه
(احتمالی) مهر آریایی
پسرانه
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آزاده
پسرانه / فارسی
منسوب به نژاد و قوم آرین یا آریایی
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران ایرانی در سده دوم
پسرانه / فارسی
یا آزادخو ١- نام پسر اسپهبد بختیار ٢- نام نیای ایران پسر رستم
پسرانه
١ - نام یکی از دانشمندان زردشتی. نویسنده نامه فرزادگان ١٩ فرزانگان ٢- از بزرگان روزگار انوشیروان
پسرانه / فارسی
آزاده فروزان
پسرانه / فارسی
ساخته از «آزاد» به معنای رها و آزاده و «مهر» به معنای محبت و نیز نام ایزد مهر
پسرانه / فارسی
آزر در قرآن نام پدر (یا عموی) ابراهیم پیامبر است که بتتراش بود
پسرانه / عبری
(احتمالی) از «آزرم» (شرم، ادب)؛ باشرم و بزرگوار
پسرانه / فارسی
از «آزرم» (شرم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) در فرهنگها «آژند» گل و ملاطی است که بنّا میان خشتها و آجرها مینهد تا دیوار استوار بماند
پسرانه / فارسی
آژنگ در شاهنامه نام دیوی است که رستم در خانها با او جنگید
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آرام. آسام نام ایالتی در شمال شرقی هند هم هست
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نگهبان اسب؛ نام سردار ایرانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دارنده اسب
پسرانه / فارسی
نام چهارمین و آخرین پادشاه ماد و پدر بزرگ (مادری) کوروش بزرگ هخامنشی که از٥٨٣ تا ٥٥٠ پ. م. پادشاهی کرده. وسر انجام از کوروش بزرگ شکست خورده دولت ماد منقرض کردی
پسرانه / فارسی
نیزهانداز، شکل یونانی شده از
پسرانه / فارسی
نام موبدی است که در آغاز سده دهم یزدگردی در یزد میزیسته
پسرانه / فارسی
«آسلان» یا «ارسلان» در ترکی به معنی شیر است و در نام فرمانروایانی چون آلبارسلان سلجوقی دیده میشود
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «آسمان» و «نور» (روشنی). معنی «آسمان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) آسوده
پسرانه / فارسی
داده آسایش
پسرانه / فارسی
زن پاک و راست ، یونانیها آن را نوشته اند_برابر آن اشاأون rortn .،نام مرد است aa
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «آشر» (نام یکی از پسران یعقوب) و «محمد» (ستوده). معنی «آشر»: عبری
پسرانه / عبری، عربی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
بعدی
اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.