رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۳۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ا، صفحه‌ی ۲۱

صفحه‌ی ۲۱ از ۲۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

امیرسجاد

پادشاه و امیر نمازگزار و بسیار سجده کننده

پسرانه عربی

امیرسراج

ترکیبی از «امیر» و «سراج». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرسرمد

(احتمالی) از «امیر» و «سرمد» (جاودان). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرسعدی

(احتمالی) از «امیر» و «سعدی» (منسوب به سعد

پسرانه عربی

امیرسعید

امیر سعادتمند، حاکم باسعادت، پادشاه نیک بخت

پسرانه عربی

امیرسلیمان

(احتمالی) از «امیر» و «سلیمان» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

امیرسهیل

از نام‌های مرکب (، امیر و سهیل

پسرانه عربی

امیرسیاوش

(احتمالی) از «امیر» و «سیاوش» (دارنده اسب سیاه

پسرانه عربی، فارسی

امیرسینا

امیر و پادشاه دانشمند، حاکم عالم و دانشمند

پسرانه عربی، فارسی

امیرشاه

ترکیبی از «امیر» و «شاه». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور

پسرانه عربی

امیرشاهین

(احتمالی) از «امیر» و «شاهین» (پرنده شکاری). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرشایان

پادشاه و امیر لایق و شایسته، حاکم و سردار در خور و سزاوار

پسرانه عربی، فارسی

امیرشریف

(احتمالی) از «امیر» و «شریف» (بزرگوار). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرشکور

(احتمالی) از «امیر» و «شکور» (سپاسگزار). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرشمس الدین

ترکیبی از «امیر» و «شمس‌الدین». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور

پسرانه عربی

امیرشهاب

از نام‌های مرکب، ی امیر و شهاب

پسرانه عربی

امیرشهریار

(احتمالی) از «امیر» و «شهریار» (پادشاه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرصابر

ترکیبی از «امیر» و «صابر». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «صابر»: عربی؛ شکیبا

پسرانه عربی

امیرصادق

امیر و پادشاه راستگو، حاکم درستکار، حاکم و سردار راست کردار

پسرانه عربی

امیرصالح

پادشاه و امیر نیکو رفتار، حاکم شایسته، امیر لایق

پسرانه عربی

امیرصدرا

پادشاه و امیری که بزرگ و مهتر است

پسرانه عربی

امیرصدرالدین

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «صدرالدین» (صدر دین

پسرانه عربی

امیرصیام

(احتمالی) از «امیر» و «صیام» (روزه‌داری). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرضیاءالدین

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ضیاءالدین» (روشنایی دین). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرطارق

(احتمالی) از «امیر» و «طارق» (ستاره صبح). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرطالب

ترکیبی از «امیر» و «طالب». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «طالب»: عربی؛ جوینده

پسرانه عربی

امیرطاها

ترکیبی از «امیر» و «طاها». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرطاهر

ترکیبی از «امیر» و «طاهر». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «طاهر»: عربی؛ پاک

پسرانه عربی

امیرعابد

(احتمالی) از «امیر» و «عابد» (پرستنده). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرعادل

ترکیبی از «امیر» و «عادل». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «عادل»: عربی؛ دادگر

پسرانه عربی

امیرعارف

(احتمالی) از «امیر» و «عارف» (شناسا

پسرانه عربی

امیرعباس

امیر شجاع و دلاور، پادشاه و حاکم چون شیر

پسرانه عربی

امیرعبدالله

(احتمالی) از «امیر» و «عبدالله» (بنده خدا). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرعبداله

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «عبداله» (بنده‌ی خدا). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرعدنان

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «عدنان» (نام یکی از نیاکان پیامبر اسلام). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «عدنان»: عربی؛ نام نیای پیامبر اسلام

پسرانه عربی

امیرعرشیا

از نام‌های مرکب (، امیر و عرشیا

پسرانه عربی، فارسی

امیرعرفان

فرمانروای آگاه، امیر و پادشاه عارف، حاکمی که اهل شناختن حق تعالی است

پسرانه عربی

امیرعطا

امیر و پادشاه بخشنده، پادشاه و حاکم انعام دهنده

پسرانه عربی

امیرعطاء

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «عطاء» (بخشش

پسرانه عربی

امیرعظیم

(احتمالی) از «امیر» و «عظیم» (بزرگ). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرعلا

(احتمالی) از «امیر» و «علا» (بلندی

پسرانه عربی

امیرعلی

امیر و حاکم بزرگ و بلند قدر، پادشاه شریف و توانا

پسرانه عربی

امیرعماد

(احتمالی) از «امیر» و «عماد» (ستون

پسرانه عربی

امیرفاضل

از نام‌های مرکب، ی امیر و فاضل

پسرانه عربی

امیرفؤاد

ترکیبی از «امیر» و «فؤاد». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «فؤاد»: عربی؛ دل

پسرانه عربی

امیرفخر

(احتمالی) از «امیر» و «فخر» (سربلندی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرفخرالدین

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» و «فخرالدین». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرفراز

(احتمالی) از «امیر» و «فراز» (بلندی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرفرامرز

(احتمالی) از «امیر» و «فرامرز» (پسر رستم در شاهنامه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرفربد

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «فربد» (دارنده‌ی فر و شکوه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرفرحان

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «فرحان» (شادمان). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی

امیرفرخ

(احتمالی) از «امیر» و «فرخ» (خجسته). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرفرداد

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «فرداد» (داده‌ی فر). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرفرزاد

(احتمالی) از «امیر» و «فرزاد» (زاده فرّ و شکوه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرفرزام

(احتمالی) از «امیر» و «فرزام» (شایسته). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرفرزین

(احتمالی) از «امیر» و «فرزین» (دانا

پسرانه عربی، فارسی

امیرفرشاد

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «فرشاد» (دارای فر و شادی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرفرشید

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «فرشید» (روشنایی خورشید). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرفرنام

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «فرنام» (دارای نام و شکوه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

امیرفرهام

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «فرهام» (زیبا و باشکوه). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)