خانه اسم پسر حرف ا صفحهی ۸ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) از «آی» (ماه) و «فر» (شکوه)؛ شکوه ماه
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) ماه
پسرانه / ترکی
(احتمالی) یعنی ماهِ یقین
پسرانه / ترکی
(احتمالی) یعنی ماهکمال
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آی» (ماه) و «نار» (انار، آتش)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آی» (ماه) و «نام»؛ نامآور چون ماه
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) از «آی» (ماه) و «نوش»؛ ماه شیرین
پسرانه / ترکی، فارسی
نام پسر دستورخُر همنداز دستوران شریف آباد که نامه نوشته شده در روز بهمن و ماه خرداد سال ٩٢٨ یزدگردی از سوی موبدان ایران به مو بدان هندوستان امضاء کرده و این نام اینک فراموش شده است
پسرانه
از «آی» (ماه) و «هان» (خان
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آی» (ماه)؛ ماهگونه
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آیین» و «گشسب» (آتش مقدس
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یعنی خانهدار شده، یا از «ائل» به معنای ایل و مردم
پسرانه / ترکی
آریایی، ایرانی؛ صورت اوستایی «ائیریه»
پسرانه / فارسی
ریشه اوستائی ایرج. نام پسر کوچک فریدون پیشدادی است که کشور ایران نصیب وی کَردید . معنی این واژه یاری دهنده آریائیها است
پسرانه
صورتی از «ابوذر»
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اباذر» (نام یکی از یاران پیامبر اسلام (ابوذر)) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اباذر»: عربی؛ صورتی از «ابوذر»، نام صحابی پاکباخته پیامبر. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابیطالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نامهای خداست
پسرانه / عربی
نام پدر سیرومیتر یکی از سرداران خشایارشاه که یونانیها آن را oebazus نوشتهاند و در اوستا هوبازو به معنی خوش بازو است ( ٨٧١ +٧٣ پیرنیا
پسرانه
(احتمالی) کنیه به معنای پدرِ سعد (نیکبختی)
پسرانه / عربی
صورتی از «اباصلت»
پسرانه / عربی
اباصلت هروی، یار و خادم امام رضا که آرامگاهش در نزدیکی مشهد است
پسرانه / عربی
«پدر فضیلت»؛ لقب حضرت عباس بن علی. ابوالفضل صورت درستتر آن است
پسرانه / عربی
صورتی از «آبتین»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ابر آسمان
پسرانه / فارسی
afvfarkama در زبان اوستائی اورکام به معنی بزرگ آرزو و بلندکام. یونانیها آن را نوشتهاند. نام پسر داریو a'"a هخامنشی
پسرانه
عدهای از مردان خدا که در مرتبه بالاتر از ابدال قرار دارند. عده آنها را اغلب هفتتن گفتهاند
پسرانه
(احتمالی) نیکان
پسرانه / عربی
پدر همگان، از ریشهی عبری اَب (پدر) و
پسرانه / عبری
(احتمالی) از «ابراهیم» و «آذر». معنی «ابراهیم»: عبری
پسرانه / عبری، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ابراهیم» (نام پیامبر
پسرانه / عبری، فارسی
(احتمالی) از «ابراهیم» و «بگ». معنی «ابراهیم»: عبری
پسرانه / عبری
ترکیبی از «ابراهیم» و «علی». معنی «ابراهیم»: عبری
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ابراهیم» (نام پیامبر
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ابراهیم» (نام پیامبر
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) ابراهیم با پسوند تحبیب «ک»؛ ابراهیمِ کوچک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «ابر» و «سام»
پسرانه / فارسی
اسبی که دارای پوست خالدار یا رنگ به رنگ (بویژه سرخ و سفید) است
پسرانه
(احتمالی) از «ابراهیم» و «اژدر». معنی «ابراهیم»: عبری
پسرانه / عبری، فارسی
(احتمالی) نوشتار کوتاهشده از «عباس». معنی «عباس»: عربی
پسرانه / عربی
پگاه برخاستن
پسرانه / عربی
ناامید (از ریشهی ایلاس و یبلس:ناامید شدن)
پسرانه / عربی
(احتمالی) پسر علی
پسرانه / عربی
(احتمالی) پدر؛ بخش آغازین کنیهها
پسرانه / عربی
پدر بشر، نخستین انسان
پسرانه / عربی
پدر حسن؛ کنیه امام علی
پسرانه / عربی
«پدر حسین»؛ کنیهای که به پدرانی که پسرشان حسین بود داده میشد
پسرانه / عربی
(احتمالی) پدرِ رحیم (مهربان)
پسرانه / عربی
(احتمالی) پدرِ خورشید
پسرانه / عربی
(احتمالی) پدرِ صمد (بینیاز)
پسرانه / عربی
لقب سفّاح بانی خلافت سلسله عربی عباسیان، پس از امویان
پسرانه / عربی
کنیهای به معنای دارای بلندی و بزرگی. ابوالعلاء معرّی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ابوالفتح» (پدر پیروزی) و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
کنیهای به معنی پدرِ گشایش و رهایی از اندوه. ابوالفرج اصفهانی
پسرانه / عربی
پدر فضیلت؛ لقب حضرت عباس، علمدار کربلا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ابوالفضل» (دارای فضل
پسرانه / عربی
پدر قاسم؛ کنیه پیامبر اسلام و نام کوچک فردوسی
پسرانه / عربی
(احتمالی) کنیه به معنای پدرِ قیس
پسرانه / عربی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
بعدی
اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.