معنی اسم اباسلت
Aba Salt
اباسلت یعنی:
صورتی از «اباصلت»، یار امام رضا.
معنی «اباصلت»
عربی؛ اباصلت هروی، یار و خادم امام رضا که آرامگاهش در نزدیکی مشهد است.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه با ریشهی عربی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- عربی
- املای انگلیسی
- Aba Salt
- ابجد
- ۴۹۴ (صغیر: ۲)
املای دیگر
اباسلت را به این شکلها هم مینویسند: «ابا سلت». املای معیار در این صفحه «اباسلت» است.
اسمهای هممعنی با اباسلت
- اباصلت اباصلت هروی، یار و خادم امام رضا که آرامگاهش در نزدیکی مشهد است
- خواجه اباصلت (احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور
- کنیزرضا از «کنیز» و «رضا»
- موسی ارضا (احتمالی) ترکیبی از «موسی ا» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
- رضا رضا (احتمالی) ترکیبی از «رضا» (خشنودی) و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
- هحمد رضا (احتمالی) ترکیبی از «هحمد» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
- تحمد رضا (احتمالی) ترکیبی از «تحمد» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
- حیمد رضا (احتمالی) ترکیبی از «حیمد» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
- علیث رضا (احتمالی) ترکیبی از «علیث» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
- جمید رضا (احتمالی) ترکیبی از «جمید» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
- خمید رضا (احتمالی) ترکیبی از «خمید» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
- عادلرضا (احتمالی) از «عادل» (دادگر) و «رضا». معنی «عادل»: عربی
اسمهای مشابه اباسلت
- عونعلی (احتمالی) از «عون» (یاری) و «علی»
- عوفی (احتمالی) منسوب به عوف؛ نام خاندانی عرب
- عوف شیر و گرگ، کسی که برای خانوادهاش زحمت میکشد [عبدالرحمن بن عوف:از صحابی]
- عوض وردی (احتمالی) ترکیبی از «عوض» و «وردی» (داد
- عوض مراد (احتمالی) ترکیبی از «عوض» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «عوض»: عربی
- عمار یاسر نام عمار پسر یاسر
- عنایتاالله لطف و نیکی و احسان خدا. غ
- عواد (احتمالی) بازگردنده؛ نیز نوازنده عود
- عودی (احتمالی) منسوب به عود؛ خوشبو
- عنایت اله شکل دیگر نوشتاری «عنایتالله» به معنای توجه و لطف خداوند. «عنایت» از ریشهی «عنی» به معنای اهمیت دادن و پرداختن به چیزی است
- عمیدمهدی (احتمالی) از «عمید» (تکیهگاه) و «مهدی». معنی «عمید»: عربی
- عمرمحمد (احتمالی) از «عمر» و «محمد». معنی «عمر»: (عربی) (اَعلام) (1) عمر ابن خطاب[:قرن اول هجری] دومین خلیفهی مسلمانان [23 13- قمری] و صحابی پیامبر اسلام(ص)، که در زمان او ایران، شام، فلسطین و مصر به تصرف مسلمانان درآمد؛ (2) عمر ابن سهلان[:قرن 6هجری] دانشمند و فیلسوف ایرانی، مؤلف شرح رسالۀالطیر ابن سینا (ترجمه)، رسالۀالسنجریه، به فارسی و بصایر نصیریه، در منطق به عربی؛ (3) عمرابن عبدالعزیز: هشتمین خلیفهی اموی [101 99- قمری]، که به پرهیزکاری و پیروی از سنت شهرت داشت، به اصلاح امور مالی پرداخت و نسبت به شیعیان بردباری در پیش گرفت؛ (4) عمر ابن فرحان[:قرن 1و 2هجری] اخترشناس، معمار و مترجم ایرانی، از مردم طبرستان، ساکن بغداد، از طراحان شهر بغداد و مترجم کتابهای پهلوی به عربی. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
اسم خواهر و برادر برای اباسلت
اسمهایی که ریشهی مشترک با اباسلت دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی اباسلت
معنی اسم اباسلت چیست؟
معنی پیشنهادی اباسلت، که هوش مصنوعی نوشته و هنوز منبعی برایش ثبت نشده: صورتی از «اباصلت»، یار امام رضا. معنی «اباصلت»: عربی؛ اباصلت هروی، یار و خادم امام رضا که آرامگاهش در نزدیکی مشهد است.
اباسلت دخترانه است یا پسرانه؟
اباسلت اسمی پسرانه است.
ابجد اباسلت چند است؟
ابجد کبیر اباسلت ۴۹۴ و ابجد صغیر آن ۲ است.