(احتمالی) از «امیر» و «نصرت» (یاری
پسرانه / عربی
«فرمانروای سپاه»؛ لقب حسنعلیخان گروسی، امیرنظام، از رجال نامدار دورهی قاجار
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «نوید» (مژده). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «نیکان» (نیکان
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «نیما» (کمان
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «والا» (بلندمرتبه). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» و «وحید». معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «وصال» (رسیدن به یار). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «امیر» و «وفا». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «وفا»: عربی؛ وفاداری
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «وهاب» (بسیار بخشنده). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «هاتف» (ندادهنده غیبی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
از نامهای مرکب)، امیر و هادی
پسرانه / عربی
امیر و پادشاه شکننده و خرد کننده، حاکم و فرمانده شکننده و خرد کننده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «هانی» (شاد
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امیر» و «هدایت» (راهنمایی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «امیر» و «هژبر». معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «هژبر»: فارسی؛ شیر
پسرانه / عربی، فارسی
امیر فرخنده و خجسته، پادشاه و حاکمی که دارای تاثیر خوب و نیکوست
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «همت» (اراده). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «هوراد» (زادهی خورشید). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
از نامهای مرکب (، امیر و هوشنگ
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «هوشیار» (آگاه). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «هومان» (نیکمنش). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «هومن» (نیکاندیش). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «یارا» (توانایی). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
از اسامی مرکب (، امیر و یاسین
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «یحیی» (نام پیامبر
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «یدالله» (دست خدا). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «یزدان» (خدا). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امیر» و «یعقوب» (نام پیامبر). معنی «امیر»: عربی
پسرانه / عربی، عبری
از نامهای مرکب (، امیر و یوسف
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) منسوب به امیر؛ شاهانه
پسرانه / عربی
شکل تصغیری «أمّ» به معنی مادر کوچک
پسرانه / عربی
قابل اعتماد، از ریشهی امن [لقب حضرت محمد]
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امین» و «آزاد». معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
ترکیبی از «امین» و «الله». معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «امین» و «بیگ». معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امین» و «پاشا». معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «امین» و «تاج» (تاج). معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
ترکیب «امین» (امانتدار) و «حسین»
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امین» و «رحمان». معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیب «امین» (امانتدار) و «رضا»
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امین» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «امین» و «عطا». معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «امین» و «محمد». معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امین» و «نصیری». معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امین» (امانتدار) و «ابراهیم». معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) از «امین» (امانتدار) و «احمد» (ستوده). معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی
امانتدار دین
پسرانه / عربی
«امین خدا»، امانتدار خداوند
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امین» (امانتدار) و «پارسا» (پرهیزگار). معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امین» و «سالار» (سرور). معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «امین» و «سجاد» (بسیار سجدهکننده). معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امین» و «صدرا» (بزرگ
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «امین» (امانتدار) و «علی». معنی «امین»: عربی
پسرانه / عربی
شخصی که درستکار و هدایت شده است
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «امینه» (نام مادر پیامبر اسلام (آمنه)) و «آغا» (بانو
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «آنه» (مادر) و «قربان»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «دردی»
پسرانه / ترکمنی
نام پسر هوتن و فرمانده کیسی سها
پسرانه
(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «قلی» (بنده)
پسرانه / ترکی
اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)