رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۳۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ا، صفحه‌ی ۲۵

صفحه‌ی ۲۵ از ۲۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

اوشه

(احتمالی) سپیده‌دم

پسرانه فارسی

اوشهنگ

صورتی از «هوشنگ». معنی «هوشنگ»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

اوشیدر

اوشیدر نخستین از سه رهاننده (سوشیانت) در آیین زرتشتی است که در پایان هزاره‌ها ظهور می‌کند

پسرانه فارسی

اوکتای

اوگتای (اوکتای) قاآن، پسر و جانشین چنگیزخان

پسرانه مغولی

اولاد

نام مرزبان و پهلوانی است در زمان رستم بدان مرز اولاد بُد پهلوان یکی نامجوی دلیر و جوان

پسرانه عربی

اولجایتو

خجسته و فرخنده. نام هشتمین ایلخان مغول (۷۰۳–۷۱۶ ق) که نام اسلامی محمد خدابنده داشت

پسرانه مغولی

اولیا

جمع «ولی» به معنای دوستان

پسرانه عربی

اولیا قلی

(احتمالی) ترکیبی از «اولیا» (دوستان خدا

پسرانه عربی، ترکی

اونای

(احتمالی) یعنی پذیرفته و تأییدشده

پسرانه ترکی

اویس

نام یکی از عارفان و پارسایان و تابعین صدر اسلام

پسرانه عربی

اویه

نام پسر سپنکه که در بند ١٢٣ فروردین بشت ستوده شده a-hor-maz-dat (اهرمزدات (پهلوی هرمز داد(فارسی) hor-moz-dad.نام پدر مَر تان فرخ م ردان فرخ نویسنده نامه پهلوی شکند گمانیک و جار (١٤٢ یشت‌ها٢

پسرانه

اهنود

بخش اول از پنج بخش گات‌ها

پسرانه فارسی

اهورا

به لغت اوستا وجود مطلق و هستی بخش اهورا مزدا هستی بخش بی‌همتا و خالق عالم را گویند

پسرانه اوستایی

اهورا مزدا

در فرهنگ ایران قدیم، خدا. مرکب از اهورا به معنی سرور بزرگ و مزدا به معنی دانای کل

پسرانه فارسی

اهوراداد

«داده‌ی اهورا»، آفریده‌ی خداوند

پسرانه فارسی

اهورامزد

«سرور دانا»، نام خدای یکتا در آیین زرتشتی (اهورامزدا)

پسرانه فارسی

ایاز

هوای خنک متحرک، نسیم

پسرانه ترکی

ایبک

«ماه سرور»؛ قطب‌الدین ایبک بنیان‌گذار سلسله‌ی ممالیک دهلی و سازنده‌ی قطب منار

پسرانه ترکی

ایتاج

(احتمالی) ترکی؛ از «آی» (ماه) و «تاج»

پسرانه ترکی

ایتکین

(احتمالی) پهلوان

پسرانه ترکی

اید مراد

(احتمالی) ترکیبی از «اید» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

ایدون

(احتمالی) «ایدون» در فارسی کهن یعنی چنین و این‌گونه

پسرانه فارسی

ایرانشاه

١- نام مردی است در ویس و رامین چو ایزد یار و ایرانشاه و روئین جوناز وآب ناز و ویس شیرین ١٣ ویس رامین) ٢-نام پسر تورانشاه از پادشاهان سلجوقی ٣_نام یکی از بهدینان خراسانی که امضاء او زیر نامه ٨٨٠,٣,١یزدگردی به پارسیان هند دیده می‌شود ٢٤ فرزانگان ٣-نام یکی از بزرگان ایران ٢٥ داراب ه- از نام‌های زنده امروزی رواج میان پارسیان هندوستان و ایران ء- نام آتش معروف آتشکده عود وادا که پارسیان باخود به هندوستان بردند و تا به امروز روشن است

پسرانه فارسی

ایرانیار

از نام‌های زندة امروزی زردشتیان

پسرانه فارسی

ایرج

آریایی، ایرانی، از ریشه‌ی ارِجِ اوستایی که با اَیریچِ پهلوی همریشه است [فرزند فریدون]

پسرانه فارسی

ایرجعلی

(احتمالی) از «ایرج» (پسر فریدون در شاهنامه) و «علی». معنی «ایرج»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

ایرنکک

نام پسر سام ب دهشن فصل ١٠٢ +٣٥ کیانیان

پسرانه

ایرنیا

(احتمالی) از «ایران» و «نیا». معنی «ایران»: فارسی

پسرانه فارسی

ایروان

نام پایتخت ارمنستان. پیشینه‌ی شهر به دژ «اربونی» می‌رسد که آرگیشتی یکم

پسرانه ارمنی

ایریک

«فرمانروای همیشگی» (Erik)؛ اریک سرخ کاشف گرینلند بود

پسرانه

ایزد

خدا، یکی از نام‌های خداوند. آفریدگار. فرشته، ملک. سزاوار ستایش

پسرانه فارسی

ایزداله

(احتمالی) ترکیبی از «ایزد» (خدا) و «اله» (خدا). معنی «ایزد»: فارسی

پسرانه فارسی

ایزدبخش

(احتمالی) بخشیده خدا

پسرانه فارسی

ایزدبد

سرور ایزدی

پسرانه فارسی

ایزدداد

از دانشمندان روزگار اردشیر بابکان (ء٣٢ ساسانی)

پسرانه فارسی

ایزدراد

(احتمالی) از «ایزد» (خدا) و «راد» (بخشنده)

پسرانه فارسی

ایزدگشسپ

از اسامی مردانه دوران ساسانیان در شاهنامه است اما متعلق به دوران بسیار کهن بوده و خویشاوندی با آذرگشسپ دارد

پسرانه فارسی

ایزدمهر

(احتمالی) ترکیبی از «ایزد» (خدا) و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «ایزد»: فارسی

پسرانه فارسی

ایزدوند

(احتمالی) ایزدی، منسوب به خدا

پسرانه فارسی

ایزدیار

چو ایزدیار و ایرانشاه و روئین چو ناز و آب نازو ویس شیرین

پسرانه فارسی

ایسونت

توانگر . نام پسر وراز واز نخستین پیروان اشوزرتشت که در بند٩فروردین یشت ستوده شده

پسرانه

ایشا

(احتمالی) «ایشا» به معنای سرور و خداوند

پسرانه سانسکریت

ایشان دوردی

(احتمالی) ترکیبی از «ایشان» و «دوردی» (ایستاد و ماند (دوردی)). معنی «ایشان»: الف - فاعلی: ایشان گفتند، ایشان رفتند. ب - اضافی: کتاب ایشان، خانة ایشان. معنی «دوردی»: ترکمنی؛ ایستاد و ماند (دوردی)

پسرانه ترکمنی

ایشان محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ایشان» و «محمد» (ستوده). معنی «ایشان»: الف - فاعلی: ایشان گفتند

پسرانه عربی

ایشانقلی

(احتمالی) از «ایشان» (پیر

پسرانه ترکی

ایشتوویگو

نام آخرین پادشاه ماد (آستیاگ)

پسرانه فارسی

ایقان

بی گمان شدن، باور کردن

پسرانه

ایل ایمان

(احتمالی) از «ایل» و «ایمان»

پسرانه ترکی، عربی

ایل بیگی

عنوانی در ایلات ایران

پسرانه ترکی

ایل رام

(احتمالی) از «ایل» و «رام». معنی «رام»: فارسی

پسرانه فارسی

ایل شان

(احتمالی) از «ایل» و «شان» (شکوه)

پسرانه ترکی

ایل محمد

(احتمالی) از «ایل» و «محمد»

پسرانه ترکی، عربی

ایل مراد

(احتمالی) از «ایل» و «مراد»

پسرانه ترکی، عربی

اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)