(احتمالی) شکل دیگری از «امانوئل»
پسرانه / عبری
آمستریدا ممکن است در زبان معیار باستان به صورت آم - استری - دا قابل تجزیه باشد
پسرانه
(احتمالی) امید
پسرانه / فارسی
~ در شاهنامه شهر یا کشوری است که ریگهای ساحل رودخانه یا دریای آن معروف بود و گاهی بجای آموی از ریگ آموی یاد میشود که محل پیکار هم بود
پسرانه / فارسی
یار و یاور.در کردی ایلامی هاویار گفته می شود (به کردی: ئامیار)
پسرانه / کردی
چنین باد؛ مستجاب کن
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «آنا» و «قلی» (بنده
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «آنا» و «محمد» (ستوده). معنی «آنا»: ترکی
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) شکل دیگری از «انار». معنی «انار»: فارسی
پسرانه / ترکی، فارسی
نام پسر آرتامن و یکی از کشندگان بردیای
پسرانه
(احتمالی) آگاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آنا» (مادر) و «گلدی» (آمد)؛ یعنی مادر آمد
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) شکل ایتالیایی و اسپانیایی «آنتونی»، از نام خاندان رومی آنتونیوس
پسرانه / لاتین
آنتیگونه دختر ادیپ در اسطورههای یونانی و قهرمان تراژدی سوفوکل است
پسرانه / یونانی
(احتمالی) یعنی مادران یا یادآوری
پسرانه / ترکی
(احتمالی) یعنی آشنا و فهیم
پسرانه / ترکی
از اوستایی «انوشه»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «آنه» و «بردی» (داد
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «آنه» و «گلدی» (آمد
پسرانه
همان «آن» است
پسرانه / آلمانی
از فعل «آنیلماق» به معنای یاد شدن
پسرانه / ترکی
جمع اناء، ظرفها، ظروف؛ 2- از واژههای قرآنی
پسرانه / عربی
(احتمالی) آوا
پسرانه / فارسی
نام قوم و قبایل کهن ایرانی در شاهنامه که ظاهراً به آوه منتسب هستند
پسرانه / فارسی
از سران سیاه شاه کیخسرو کیانی (شاهنامه به نقل از لغت نامه)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آوا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آویش» یا «آویشن»، گیاهی خوشبو. معنی «آویشن»: فارسی؛ گیاهی خوشبو و دارویی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آویشن»، گیاهی خوشبو. معنی «آویشن»: فارسی؛ گیاهی خوشبو و دارویی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آهن» و «علی»؛ علیِ آهنین، استوار
پسرانه / فارسی، عربی
نام مردی بوده ٢٠ تاریخ سیستان)
پسرانه
(احتمالی) آهنین
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پرندهای از تیرهی انجیرخوارها
پسرانه / گیلکی، فارسی
(احتمالی) آهن
پسرانه / گیلکی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «آی» (ماه
پسرانه / ترکی
سرورِ ماه، از ریشهی ترکی آی (ماه) و بیک (ارباب، سرور) [از ممالیک مصر]
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «آی» (ماه
پسرانه / ترکی، عربی
جمع آیه، آیهها، نشانهها، علامتها
پسرانه / عربی
مهتابی، آسمان شبانهی بیابر [نام غلام مشهور سلطان محمود غزنوی]
پسرانه / ترکی
(احتمالی) یعنی همراه ماه، ماهگونه
پسرانه / ترکی
(احتمالی) صورتی از «آیتالله»؛ نشانهی خدا. معنی «آیتالله»: عربی؛ نشانه خدا؛ عنوان مجتهدان شیعه
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «آی» (ماه) و «تان» (سپیده)؛ ماه سپیدهدم
پسرانه / ترکی
ترکیبی از «آیت» و «علی». معنی «آیت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ماه برآمد؛ آیتغمش نام یکی از امیران ترک دورهی سلجوقی و خوارزمشاهی بود
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ماه
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آی» (ماه)؛ روشن چون ماه
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آی» (ماه) و «خان»؛ ماهخان
پسرانه / ترکی
شاه ماه، از ریشهی ترکی آی (ماه) و خان (ارباب، شاه) [پسر اوغوزخانِ مغول]
پسرانه / ترکی
از «آی» (ماه) و «دوغدی» (زاده شد)؛ زادهشده در ماه
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «آیدین» به معنای روشن
پسرانه / ترکی
روشن و آشکار
پسرانه / ترکی
(احتمالی) شکلی از «آیدین» به معنای روشن و نورانی
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکی از «آی» (ماه)، یا عبری به معنای بیدار
پسرانه
(احتمالی) از «آی» (ماه)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آریا» به معنای آزاده و نجیب. معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آریانا» به معنای سرزمین آریاییها. معنی «آریانا»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ماه
پسرانه / ترکی
از «آی» (ماه) و «سو» (آب)؛ آبِ ماه، روشن و پاک
پسرانه / ترکی
(احتمالی) یعنی ماه شاد
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آی» (ماه) و «شین» (روشن)؛ مهتاب
پسرانه / ترکی
اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)