قطب زمین در ریشهی سومری (اَنشار)، یا سرور
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «آشور» و «محمد» (ستوده). معنی «آشور»: نام سرزمین و قوم کهن آشور در بینالنهرین
پسرانه / عربی
«آشوکا» به معنای بیاندوه است. آشوکا
پسرانه / سانسکریت
آصف [ابن برخیا]
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «آصف» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «آصف»: عبری و عربی
پسرانه / عبری، عربی
ترکیبی از «آغا» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
(احتمالی) پری بانو
پسرانه
ترکیبی از «آغا» و «جان». معنی «جان»: عبری
پسرانه / عبری
(احتمالی) سرورزاده
پسرانه
ترکیبی از «آغا» و «میر». معنی «میر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «آغا» (بانو، سرور) و «نازار». معنی «نازار»: کردی؛ پر ناز
پسرانه / کردی
(احتمالی) یار سرور
پسرانه
صورتی از «فریدون»
پسرانه / فارسی
عمل آفریدن، خلقت.ابتکار، ابداع
پسرانه
(احتمالی) ترکی؛ «آق» (سپید) و «قلی»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) «آق ایولی» یعنی دارای خانه سپید
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آق» (سپید) و «ایل»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آق» (سپید) و «بابک». معنی «بابک»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکی؛ از «آق» و «بک» (بیگ)
پسرانه / ترکی
ترکیبی از «آق» و «بیبی». معنی «بیبی»: فارسی
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) از «آق» (سپید) و «جمال» (زیبایی). معنی «جمال»: عربی؛ زیبایی
پسرانه / عربی
(احتمالی) سلطان سپید
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آق» (سپید) و «قلی» (بنده)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آق» (سپید) و «محمد»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکی؛ شکل دیگری از «آق اویلی». معنی «آق اویلی»: ترکی؛ «آق ایولی» یعنی دارای خانه سپید
پسرانه / ترکی
ترکیبی از «آقا» و «میر». معنی «میر»: عربی
پسرانه / عربی
انجام (به کردی: ئاکام)
پسرانه / عربی، کردی
(احتمالی) ماه سپید؛ از «آق» (سپید) و «آی» (ماه)
پسرانه / ترکی
نام پسر نوذر بنا به نوشته بندهشن به معنی بزرگ نام و بلند آوازه
پسرانه
کوه بزرگ.قله ی کوه (به کردی: ئاکوو)
پسرانه / کردی
(احتمالی) از «آکو» و «حمه» (محمد)
پسرانه / کردی
در شاهنامه «اکوان دیو» دیوی است که به شکل گورخر بر رستم ظاهر شد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آگاه
پسرانه / فارسی
آنگلوساکسون؛ سنگ
پسرانه / کردی
دلیر و پهلوان؛ «آلپ» صورت دیگر آن است. لقب آلپارسلان سلجوقی از همین است
پسرانه / ترکی
شیر قهرمان، از ریشهی ترکی الپ (قهرمان) و ارسلان (شیر) [سلطان سلجوقی]
پسرانه / ترکی
از «آلپ» به معنی دلیر و «تکین» به معنی شاهزاده و امیر
پسرانه / ترکی
از ریشههای ژرمنی adal (نجیب) و beraht (درخشان)
پسرانه / آلمانی
«آلپ» (alp) در ترکی کهن به معنی دلیر و پهلوان است و در نامهایی چون آلپارسلان
پسرانه / ترکی
از «آلپ» به معنای دلاور و «ارسلان» به معنای شیر. لقب دومین سلطان سلجوقی است که در نبرد ملازگرد (۴۶۳ ق) امپراتور بیزانس را شکست داد و اسیر کرد
پسرانه / ترکی
شاهزادهی قهرمان، از ریشهی ترکی الپ (قهرمان) و
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آلپ» به معنی پهلوان و دلاور
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آلپ» به معنی پهلوان و دلاور، و «آی» به معنی ماه
پسرانه / ترکی
(احتمالی) مرد دلاور؛ از «آلپ» (پهلوان) و «ار» (مرد)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آلپ» به معنی پهلوان و دلاور
پسرانه / ترکی
سنگ طلا، از ریشهی ترکی آلتین (طلا) و تاش (سنگ) [نام حاجب سلطان محمود غزنوی]
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آلتین» (طلا) و «ساین»
پسرانه / ترکی
از نام یونانی «آلکسیوس» برگرفته از فعل alexein به معنای پاسداری و دفاع کردن
پسرانه / روسی
(احتمالی) نامی اروپایی (فرانسوی و انگلیسی)، احتمالا به معنای سنگ کوچک یا خوشسیما
پسرانه
منسوب به سرخی و سرخی نیمرنگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) به معنای مدافع و نگهبان
پسرانه
(احتمالی) از «آل» به معنای سرخ؛ نیز نامی اروپایی به معنای نجیب
پسرانه
(احتمالی) از «آماتا» به معنای دوستداشتنی
پسرانه
(احتمالی) از «امان» و «باغی». معنی «امان»: عربی؛ ایمنی، امنیت و زینهار. معنی «باغی»: سرکش، نافرمان
پسرانه / عربی
(احتمالی) امان آمد
پسرانه / ترکمنی
اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)