خانه اسم پسر حرف ا صفحهی ۴ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) آرام
پسرانه / فارسی
مقدس و پاک؛ صورتی از «اَرته» (اشه، راستی و نظم مقدس)
پسرانه / فارسی
از «آرد» (آرت، مقدس) با پسوند «ین»؛ یعنی پاک و مقدس
پسرانه / فارسی
گونهای دیگر از واژهی آرشام، گ آرشام
پسرانه / فارسی
صورت یونانی «اَرشامَه» به معنی دارندهی نیروی پهلوانی
پسرانه / فارسی
نام زن نرسی ساسانی . ٢٥ ساسانیان
پسرانه / فارسی
توانا. نام مردی بوده
پسرانه
(احتمالی) انجمن و گردهمایی. در ارمنی «آرسن» نام پسرانهای رایج و برگرفته از یونانی «آرسنیوس» (دلیر) است
پسرانه / پهلوی
(احتمالی) صورتی از «آرسن»
پسرانه / فارسی
درخشنده
پسرانه / اوستایی، فارسی
صورتی از «آردا»
پسرانه / فارسی
همان ارشک و اشک است که یونانیها آن را آرزاس نوشته اند. نام یکی از بزرگان پارت (خراسان) بنیان گذار زنجیره شاهنشاهی اشکانی
پسرانه / فارسی
بسیار نیرومند، پدر بزرگ داریوش کبیر
پسرانه / فارسی
یا آرشام پدر ویشتاسپهخامنشی از خاندان نائوترا
پسرانه / فارسی
منسوب به آرش، کمانگیر اسطورهای که با پرتاب تیر مرز ایران و توران را تعیین کرد
پسرانه / فارسی
نام شاه ارمنی؛ آرش دلیر
پسرانه / ارمنی
(احتمالی) ترکیبی از «آرش» (کمانگیر نامدار ایران باستان) و «اوین» (عشق
پسرانه / فارسی، کردی
(احتمالی) از «آرش». معنی «آرش»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ستون، پایه (ارکان)
پسرانه
آرزو، حیرت، امید، از ریشهی پارسی [از سرداران خسروپرویز]
پسرانه / فارسی
صورت فرانسوی «هرمان»
پسرانه / فرانسوی
(احتمالی) از نامهای رایج مردانه در میان ارمنیان. آن را با «آرمن» یا «آرمِناک»
پسرانه / ارمنی
آرمناک در روایتهای ارمنی پسر هایک، نیای افسانهای ارمنیان است
پسرانه / ارمنی
(احتمالی) مهر آریایی
پسرانه
«خدا بلند میکند»؛ صورتی از نام ارمیای نبی، از پیامبران بنیاسرائیل
پسرانه / عبری
نام چهارمین پسر کیقباد سردودمان کیانی؛ (2) نژاد آرمین +.کی آرمین (2)
پسرانه / کردی
(احتمالی) آرمانی
پسرانه / فارسی
آنگلوساکسون؛ قدرت عقاب، از ریشهی نوردیک
پسرانه / آلمانی
(احتمالی) آرزو
پسرانه / فارسی
اروند، ارونگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آراسته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آری، آریایی
پسرانه / فارسی
پیکره یونانی است. فارسی آن را درست نمیدانم. نام پسر اردشیر سوم هخامنشی
پسرانه
بلوط، از ریشهی یونانی باستان [معشوقهی آپولون]
پسرانه / یونانی
(احتمالی) از «آریا» و «سام». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
سرزمین آباد آریایی
پسرانه / فارسی
نگهبان آریاییان، پشتیبان ایرانیان
پسرانه / فارسی
سرور آریاییان
پسرانه / فارسی
بزرگ آریا. نام یکی از سرداران داریوش سوم
پسرانه / فارسی
نام پسر ارتبان و برادرزاده داریوش بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آریاییچهره
پسرانه
(احتمالی) دادهی آریایی
پسرانه
آریایی جوانمرد
پسرانه / فارسی
آریارمنه پسر چیشپیش و پدربزرگ داریوش یکم؛ به معنای «آرامشبخش آریاییان»
پسرانه / فارسی
در فارسی باستان
پسرانه / فارسی
«آریارَمنه» به معنی آرامشبخش آریاییان است. نام پسر چیشپیش و پدربزرگِ پدرِ داریوش بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آرزو
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آریا». معنی «آریا»: فارسی
پسرانه / فارسی
دارنده اسب آریایی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دارندهی اسب آریایی
پسرانه
دارای فرّ و شکوه آریایی
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران ایرانی است که یونانیها آن را آریاکیوس نوشتهاند و این نام را باید آریاگیو یا آریاکاوس دانست. وی با اینکه به زیر فرمان اسکندر در آمده بود با این همه اسکندر از او ترس داشت (١٤٠ تبرستان ١
پسرانه / فارسی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
بعدی
اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.