آذربد
نام پسر هومت که نوشتن نامه دینکرد را به انجام رسانیده است د یباجه ط یشتها ١ آذرباد (امیدان آتورپات ا تان) نام پسر امید از خانواده امیدان-نام آخرین کسی است که کتاب پهلوی دینکرد را تدوین و منظم کرده است ١١ فرهنگ
پسرانه فارسی
۱۵۳۹ اسم
صفحهی ۳ از ۲۶؛ اسمها به ترتیب الفبا آمدهاند.
نام پسر هومت که نوشتن نامه دینکرد را به انجام رسانیده است د یباجه ط یشتها ١ آذرباد (امیدان آتورپات ا تان) نام پسر امید از خانواده امیدان-نام آخرین کسی است که کتاب پهلوی دینکرد را تدوین و منظم کرده است ١١ فرهنگ
پسرانه فارسی
(احتمالی) از «آذر» (آتش) و «بود» (بو)؛ یعنی بوی آتش، بوی عود و کندر که در آتشکده میسوزاندند
پسرانه فارسی
از «آذر» به معنای آتش و «به» به معنای نیک و بهتر. آذر در فرهنگ ایرانی نام ایزد آتش و نام ماه نهم سال خورشیدی هم هست
پسرانه فارسی
نام پسر آذر آئین پسر گستهم نویسنده کتاب گلستان دانش و همچنین نویسنده کتاب ستایش خسروان ٢١ فرزانگان
پسرانه
a-te-re-sa-vah در اوستا آتر سوه به معنی دارنده سودآذر ١- نام ناموری است که در بند ١٠٢ فروردین یشت ستوده شده ٢- نام پسر آذر زند از خانواده کیانیان به نوشته یوستی (ءء٢ فرهنگ
پسرانه
نام یکی از دانشمندان و عارفان سلسله آبادانی و پارسیان می باشد که در سده هشتم و نهم ه . ق میزیسته
پسرانه فارسی
١- نام یکی از موبدان بزرگ شیراز در روزگار حافظ چکامه سرای نامی ایران که شماره بیشماری پیرو داشت و اشاره حافظ از پیر مغان اوست ٢- از صوفیان برهمنی روزگار اکبر شاه هندی ء١٠١٣-٩ ه. ق . که خود یا پیروانش کتاب دساتیر را ساختند ٢ ٣ فرهنگ ایران باستان (نگ لغت نامه و فرهنگ نفیسی
پسرانه فارسی
آتشِ اسب، از ریشهی پهلویِ آتور (آتش)، گوشْن (نرینه) و اَسپ (اسب) [سردار بزرگ خسرو پرویز]
پسرانه فارسی
«آذر برزینمهر» یکی از سه آتشکدهی بزرگ دورهی ساسانی بود که در خراسان قرار داشت و آتش کشاورزان شمرده میشد
پسرانه فارسی
(احتمالی) آذرنرسی نام پسر هرمز دوم، شاه ساسانی، است. «نرسی» از ایزد پیامآور «نریوسنگ» گرفته شده است
پسرانه فارسی
نام فرمانده گردونههای کوروش بزرگ. کمان کنم آرتم پارس که هرودت و شادروان پیرنیا او را از بزرگان ماد یاد کردهاند همین آرتاباز باشد ٣٣ پیرنیا
پسرانه فارسی
(احتمالی) از «آرتین». معنی «آرتین»: فارسی؛ منسوب به آرتا؛ یعنی پاک، مقدس و پیرو راستی
پسرانه فارسی