رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۳۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ا، صفحه‌ی ۲۴

صفحه‌ی ۲۴ از ۲۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

انام الله

(احتمالی) ترکیبی از «انام» و «الله» (خدا). معنی «انام»: آفریدگان

پسرانه

انام اله

(احتمالی) ترکیبی از «انام» و «اله» (خدا). معنی «انام»: آفریدگان، مخلو

پسرانه

انتها

(احتمالی) پایان

پسرانه عربی

انجه

(احتمالی) نازک و ظریف (اینجه)

پسرانه ترکی

اندرانیک

از نام یونانی «آندریاس» برگرفته از andros به معنای مرد

پسرانه ارمنی

اندرو

صورت انگلیسی «آندریاس» (Andreas) از واژه‌ی یونانی «آنِر/آندروس» به معنی مرد

پسرانه یونانی

اندریمان

(احتمالی) اندریمان در شاهنامه از پهلوانان تورانی و برادر پیران ویسه است

پسرانه فارسی

اندمان

نام یکی از سرداران خسروپرویز

پسرانه فارسی

اندیان

نام یکی از سرداران خسروپرویز

پسرانه فارسی

انزلیه

(احتمالی) منسوب به شهر «انزلی»

پسرانه

انسان الله

(احتمالی) ترکیبی از «انسان» و «الله» (خدا). معنی «انسان»: مردم مفرد مردمان

پسرانه

انصار

یاری دهندگان

پسرانه عربی

انصار الله

(احتمالی) ترکیبی از «انصار» و «الله» (خدا). معنی «انصار»: (عربی) 1- یاری دهندگان

پسرانه

انصافعلی

(احتمالی) از «انصاف» (دادگری) و «علی». معنی «انصاف»: جِ نصف

پسرانه عربی

انعام الدین

(احتمالی) ترکیبی از «انعام» و «الدین» (دین). معنی «انعام»: عربی؛ بخشش و نعمت دادن

پسرانه عربی

انعامعلی

(احتمالی) از «انعام» (بخشش) و «علی». معنی «انعام»: عربی

پسرانه عربی

انوار

جِ نور؛ روشنایی‌ها

پسرانه عربی

انور الله

(احتمالی) ترکیبی از «انور» (روشن‌تر

پسرانه عربی

انور محمد

(احتمالی) ترکیبی از «انور» (روشن‌تر

پسرانه عربی

انوش

بی‌مرگ و جاویدان

پسرانه فارسی

انوش زاد

ترکیبی از «انوش» و «زاد»

پسرانه فارسی

انوشتکین

انوشتکین غرچه، غلام سلجوقیان و نیای خاندان خوارزمشاهیان

پسرانه ترکی

انوشروان

«دارای روان جاوید»؛ خسرو انوشیروان (خسرو یکم) پادشاه نامدار ساسانی که به دادگری شهرت داشت

پسرانه فارسی

انه دردی

(احتمالی) از «آنه» (مادر) و «دردی»

پسرانه ترکمنی

انه قلی

(احتمالی) از «آنه» (مادر) و «قلی»

پسرانه ترکمنی

اوارش

یا c-fvfa-rash . نام پسر کوچک اردشیر سوم که یونانی‌ها آنر ovarsisl نوشته‌اند

پسرانه

اوتیوتی

نام پسر ویتکوی در بندء ١٢ فروردین یشت

پسرانه

اوچار

(احتمالی) یعنی پرنده

پسرانه ترکی

اوحد

یگانه، تنها، بی همتا

پسرانه عربی

اوحدالدین

«یگانه‌ی دین»؛ اوحدالدین انوری، شاعر بزرگ سده‌ی ششم هجری، و اوحدالدین کرمانی، عارف و شاعر

پسرانه عربی

اوخان

(احتمالی) پژواک

پسرانه گیلکی، ترکی

اوخشن

نام پسر ویذیسروه viz-yes-ra-va یا که در بند ١9 افروردی Va'a یشت ستوده شد Okhsh-yat-e-re-ta اوخشیت ارت به معنی پروراننده قانون مقدس . این نام در فارسی امروزی اوشیدر یا هوشیدر شده. نام نخستین موعود مزدیسنا می‌باشد که در بند ١٢٨ فروردین یشت به فروهر او درود فرستاده شده (١٠ یشت‌ها ٢ okhsh-yat-ne-mah اوخشیت نمه به معنی پروراننده نماز و نیایش . این نام در فارسی امروزی هوشیدر ماه یا اشیدرماه شده و نام دومین موعود مزدیسنا می‌باشد که در بند١٢٨ فروردین یشت ستوده شد ١٠٠ یشت‌ها ٢)

پسرانه

اودت

(احتمالی) ثروتمند

پسرانه فرانسوی

اوراز علی

(احتمالی) ترکیبی از «اوراز» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

اورامان

اورامان (هورامان) سرزمین کوهستانی در کردستان ایران و عراق با روستاهای پلکانی نامدار

پسرانه کردی

اورامن

اورامنان. اورامه: یکی از آهنگ‌های موسیقی قدیم که اشعار آن را به زبان پهلوی یا لهجه‌های محلی «فهلویات» می‌خواندند. اورامنان و اورامه هم گویند

پسرانه

اورجعلی

از «اوروج» (روزه

پسرانه ترکی، عربی

اورخان

نام دومین سلطان عثمانی و پسر عثمان یکم که شهر بورسا را گشود و پایتخت کرد

پسرانه ترکی

اورداد

داده اورمزد

پسرانه فارسی

اورکام

(احتمالی) نامی محلی؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

اورمزد

یا هرمز ١-نام پسر و جانشین شاپور نخست ساسانی که در سالهای ٢٧٢-٢٧١.م. پادشاهی کرد ٢-نام پسر و جانشین نرسی و هشتمین پادشاه ساسانی که از ٣٠١ تا ٣١٠ پادشاهی کرد ٣- از نام‌های زندة امروزی زردشتیان

پسرانه فارسی

اورند

نام پدر لهراسب. به معنی اورنگ و فروشکوه

پسرانه فارسی

اورنگ

تخت پادشاهی و سریر

پسرانه فارسی

اوروتتنر

نیرومند، زورمند، از ریشه‌ی اوستایی اوروه (زور و قدرت) [نام پسر زرتشت]

پسرانه فارسی

اوروج

(احتمالی) روزه (اوروج)

پسرانه ترکی

اوروجعلی

(احتمالی) از «اوروج» (روزه) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

اوروخش

١- نام پسر سایوزدری از بهدینان بند ١١٣ فروردین یشت ٢-نام برادر گرشاسب یسرا ترت به نوشته بخش ٣١ بندهشن بندهای ٢٤ و ٢٧ ٣- نام پسر تریت به نوشته یسنا٩ بند ١٠

پسرانه

اورهان

اورهان غازی دومین سلطان عثمانی و پسر عثمان یکم بود. اورهان پاموک

پسرانه ترکی

اوریا

«نور خدا»؛ اوریا در تورات نام سرداری در سپاه داوود است

پسرانه عبری

اوریاد

(احتمالی) یاد

پسرانه فارسی

اوژن

اوژندن، افکندن؛ اوژننده، افکننده، اندازنده

پسرانه فارسی

اوس

بخشش؛ نیز نام قبیله‌ی اوس، یکی از دو قبیله‌ی بزرگ مدینه

پسرانه عربی

اوستا

متن بنیادی؛ نام کتاب دینی زرتشتیان

پسرانه اوستایی

اوستانه

(احتمالی) اوستایی

پسرانه فارسی

اوش‌تر

نام پسر سَذَتَه بهدینی که در بند ١١٥

پسرانه

اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)