خانه اسم پسر حرف ا صفحهی ۲۴ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) ترکیبی از «انام» و «الله» (خدا). معنی «انام»: آفریدگان
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «انام» و «اله» (خدا). معنی «انام»: آفریدگان، مخلو
پسرانه
(احتمالی) پایان
پسرانه / عربی
(احتمالی) نازک و ظریف (اینجه)
پسرانه / ترکی
از نام یونانی «آندریاس» برگرفته از andros به معنای مرد
پسرانه / ارمنی
صورت انگلیسی «آندریاس» (Andreas) از واژهی یونانی «آنِر/آندروس» به معنی مرد
پسرانه / یونانی
(احتمالی) اندریمان در شاهنامه از پهلوانان تورانی و برادر پیران ویسه است
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران خسروپرویز
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران خسروپرویز
پسرانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به شهر «انزلی»
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «انسان» و «الله» (خدا). معنی «انسان»: مردم مفرد مردمان
پسرانه
یاری دهندگان
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «انصار» و «الله» (خدا). معنی «انصار»: (عربی) 1- یاری دهندگان
پسرانه
(احتمالی) از «انصاف» (دادگری) و «علی». معنی «انصاف»: جِ نصف
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «انعام» و «الدین» (دین). معنی «انعام»: عربی؛ بخشش و نعمت دادن
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «انعام» (بخشش) و «علی». معنی «انعام»: عربی
پسرانه / عربی
جِ نور؛ روشناییها
پسرانه / عربی
(احتمالی) روشنترینِ روزگار
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «انور» (روشنتر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «انور» (روشنتر
پسرانه / عربی
بیمرگ و جاویدان
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «انوش» و «زاد»
پسرانه / فارسی
انوشتکین غرچه، غلام سلجوقیان و نیای خاندان خوارزمشاهیان
پسرانه / ترکی
«دارای روان جاوید»؛ خسرو انوشیروان (خسرو یکم) پادشاه نامدار ساسانی که به دادگری شهرت داشت
پسرانه / فارسی
زاده جاودانگی
پسرانه / فارسی
دارای روان جاویدان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آنه» (مادر) و «دردی»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «آنه» (مادر) و «قلی»
پسرانه / ترکمنی
یا c-fvfa-rash . نام پسر کوچک اردشیر سوم که یونانیها آنر ovarsisl نوشتهاند
پسرانه
نام پسر ویتکوی در بندء ١٢ فروردین یشت
پسرانه
(احتمالی) یعنی پرنده
پسرانه / ترکی
یگانه، تنها، بی همتا
پسرانه / عربی
«یگانهی دین»؛ اوحدالدین انوری، شاعر بزرگ سدهی ششم هجری، و اوحدالدین کرمانی، عارف و شاعر
پسرانه / عربی
(احتمالی) پژواک
پسرانه / گیلکی، ترکی
نام پسر ویذیسروه viz-yes-ra-va یا که در بند ١9 افروردی Va'a یشت ستوده شد Okhsh-yat-e-re-ta اوخشیت ارت به معنی پروراننده قانون مقدس . این نام در فارسی امروزی اوشیدر یا هوشیدر شده. نام نخستین موعود مزدیسنا میباشد که در بند ١٢٨ فروردین یشت به فروهر او درود فرستاده شده (١٠ یشتها ٢ okhsh-yat-ne-mah اوخشیت نمه به معنی پروراننده نماز و نیایش . این نام در فارسی امروزی هوشیدر ماه یا اشیدرماه شده و نام دومین موعود مزدیسنا میباشد که در بند١٢٨ فروردین یشت ستوده شد ١٠٠ یشتها ٢)
پسرانه
(احتمالی) ثروتمند
پسرانه / فرانسوی
(احتمالی) ترکیبی از «اوراز» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
اورامان (هورامان) سرزمین کوهستانی در کردستان ایران و عراق با روستاهای پلکانی نامدار
پسرانه / کردی
اورامنان. اورامه: یکی از آهنگهای موسیقی قدیم که اشعار آن را به زبان پهلوی یا لهجههای محلی «فهلویات» میخواندند. اورامنان و اورامه هم گویند
پسرانه
از «اوروج» (روزه
پسرانه / ترکی، عربی
نام دومین سلطان عثمانی و پسر عثمان یکم که شهر بورسا را گشود و پایتخت کرد
پسرانه / ترکی
داده اورمزد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نامی محلی؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه
یا هرمز ١-نام پسر و جانشین شاپور نخست ساسانی که در سالهای ٢٧٢-٢٧١.م. پادشاهی کرد ٢-نام پسر و جانشین نرسی و هشتمین پادشاه ساسانی که از ٣٠١ تا ٣١٠ پادشاهی کرد ٣- از نامهای زندة امروزی زردشتیان
پسرانه / فارسی
یار اورمزد، یار خدا
پسرانه / فارسی
نام پدر لهراسب. به معنی اورنگ و فروشکوه
پسرانه / فارسی
تخت پادشاهی و سریر
پسرانه / فارسی
نیرومند، زورمند، از ریشهی اوستایی اوروه (زور و قدرت) [نام پسر زرتشت]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) روزه (اوروج)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «اوروج» (روزه) و «علی»
پسرانه / ترکی، عربی
١- نام پسر سایوزدری از بهدینان بند ١١٣ فروردین یشت ٢-نام برادر گرشاسب یسرا ترت به نوشته بخش ٣١ بندهشن بندهای ٢٤ و ٢٧ ٣- نام پسر تریت به نوشته یسنا٩ بند ١٠
پسرانه
اورهان غازی دومین سلطان عثمانی و پسر عثمان یکم بود. اورهان پاموک
پسرانه / ترکی
«نور خدا»؛ اوریا در تورات نام سرداری در سپاه داوود است
پسرانه / عبری
(احتمالی) یاد
پسرانه / فارسی
اوژندن، افکندن؛ اوژننده، افکننده، اندازنده
پسرانه / فارسی
بخشش؛ نیز نام قبیلهی اوس، یکی از دو قبیلهی بزرگ مدینه
پسرانه / عربی
متن بنیادی؛ نام کتاب دینی زرتشتیان
پسرانه / اوستایی
(احتمالی) اوستایی
پسرانه / فارسی
نام پسر سَذَتَه بهدینی که در بند ١١٥
پسرانه
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
بعدی
اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.