ادبدان، باادب، سخندان
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ادیب» و «الدین» (دین). معنی «ادیب»: عربی؛ ادبدان، باادب، سخندان
پسرانه / عربی
(احتمالی) در اصل نام خانوادگی به معنی پسرِ «ادی» (کوتاهشدهی ادوارد یا آدام). توماس ادیسون
پسرانه / انگلیسی
(احتمالی) از «آدینه» (جمعه) و «گلدی» (آمد)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «اذن» (اجازه) و «علی»
پسرانه / عربی
(احتمالی) آراسته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «اراد» (آراسته) و «محمد» (ستوده). معنی «اراد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) یعنی خوشبخت و کامیاب
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) ترکیبی از «اراز» (احتمالا یعنی خوشبخت و کامیاب) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اراز»: ترکمنی
پسرانه / ترکمنی، عربی
(احتمالی) از «اراز» و «قلیچ» (شمشیر)
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) ترکیبی از «اراز» (احتمالا یعنی خوشبخت و کامیاب) و «وردی» (داد
پسرانه / ترکمنی، عربی
(احتمالی) از «اراز» و «بخت»
پسرانه / ترکمنی، فارسی
(احتمالی) از «اراز» و «بردی» (داد)؛ بخت داده شد
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «اراز» و «جان»
پسرانه / ترکمنی، فارسی
(احتمالی) از «اراز» و «دردی»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «اراز»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «اراز» و «دوردی» (ایستاد، ماند)
پسرانه / ترکمنی
ترکیبی از «اراز» و «سلطان». معنی «اراز»: ترکمنی
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «اراز» و «طواق»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «اراز» و «قلی» (بنده)
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «اراز» و «گلدی» (آمد)
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) شکل دیگری از «ارازگلدی». معنی «ارازگلدی»: ترکمنی؛ از «اراز» و «گلدی» (آمد)
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «اراز» (بخت، شادی) و «محمد»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «اراز» و «مراد»
پسرانه / ترکمنی
از عبارتهای تاریخنگار یونان باستان کزنفون در کتاب کورشنامه است
پسرانه / فارسی
به معنای جزیره
پسرانه / ترکی
١- نام پسر داریوش بزرگ ٢ - نام پسر اردشیر دوم هخامنشی که یونانیها آن را arsames نوشتهاند
پسرانه
اران نام سرزمین کهنی در قفقاز، میان رودهای کر و ارس
پسرانه / فارسی
جمع «رب»؛ سروران و خداوندگاران. در فارسی به معنای مالک و بزرگ
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «ارباب» و «رقیه». معنی «ارباب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) در برخی منابع نام یکی از سرداران هخامنشی آمده است
پسرانه / فارسی
نام یکی از سپاهیان مادی اردشیر دوم شاید ارته باز و درست آن باشد
پسرانه / فارسی
اربیل نام شهری کهن در کردستان عراق که از کهنترین شهرهای پیوسته مسکونی جهان است
پسرانه / کردی
(احتمالی) آریایی پاک
پسرانه
نام پسر بزرگ داریوش یکم و نام یکی از سپهسالاران خشایارشاه ٣٣ پیرنیا ا
پسرانه
نام پسر خشایارشاه - یونانی شده آن میباک a
پسرانه / فارسی
آفریده پاکی
پسرانه / فارسی
١- نام پدر آنافاس و یکی از کشندگان ٢- نام پسر کالوس ٢١٢ پیرنیا ا
پسرانه
پاک و مقدس
پسرانه / فارسی
نام فرمانده ناوکان خشایارشاه . یونانیها آن را ارتااینتس artaintes نوشتهاند
پسرانه
نام پسر داریوش دوم دراوستاartaushta به معنی کامران و دلخواه. یونانیها آن را
پسرانه
«ارتق» (Artuk) نام سرداری ترکمان در خدمت سلجوقیان بود که خاندان ارتقیان در دیاربکر و ماردین از نسل او حکومت کردند
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «ارتق» و «بیکه» (بانو)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «ارتق» و «ولی»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) پاک
پسرانه / فارسی
نام کتاب مصوّر مانی که در نقاشی به آن مَثَل میزنند. نک ارژنگ
پسرانه / فارسی
ar-ta-waz ارتهواز- ١- نام پسر برادر کوروش ٢- نام پسر بزرگ داریوش و فرماندار ارمنستان که یونانیها آن راartabazan نوشته اند ( ٣٠ پیرنیا
پسرانه
نام پسر مازه که یونانیها آن راartlboles نوشته اند
پسرانه
پاک و مقدس
پسرانه / فارسی
از پادشاهان ماد به قول کتسیاس ولی اغلب محققان اذعان میدارند بیپایه است
پسرانه / فارسی
ارج و ارزش، بها؛ در اوستا «ارجه» به معنای ارزشمند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ارج» و «محمد» (ستوده). معنی «ارج»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
نام شاه تورانی در شاهنامه
پسرانه / فارسی
دارای اسبانِ ارزشمند
پسرانه / فارسی
از شهرهای قدیمی منطقه خوز که دارای دو قلعه مهم بود و احتمالاً معرب انشان و ارژن است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «ارجب» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
ستوده کام. نام پهلوانی بوده بکاه پشنگ که در شاهنامه ارْجستْ آمده و یونانیها آن را ar-ges-tes نوشتهاند. با ارزش
پسرانه
از «ارج» (ارزش) و «علی». معنی «ارج»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)