رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۳۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ا، صفحه‌ی ۱۱

صفحه‌ی ۱۱ از ۲۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

ادیب

ادب‌دان، باادب، سخندان

پسرانه عربی

ادیب الدین

(احتمالی) ترکیبی از «ادیب» و «الدین» (دین). معنی «ادیب»: عربی؛ ادب‌دان، باادب، سخندان

پسرانه عربی

ادیسون

(احتمالی) در اصل نام خانوادگی به معنی پسرِ «ادی» (کوتاه‌شده‌ی ادوارد یا آدام). توماس ادیسون

پسرانه انگلیسی

ادینه گلدی

(احتمالی) از «آدینه» (جمعه) و «گلدی» (آمد)

پسرانه فارسی

اذنعلی

(احتمالی) از «اذن» (اجازه) و «علی»

پسرانه عربی

اراد

(احتمالی) آراسته

پسرانه فارسی

اراد محمد

(احتمالی) ترکیبی از «اراد» (آراسته) و «محمد» (ستوده). معنی «اراد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

اراز

(احتمالی) یعنی خوشبخت و کامیاب

پسرانه ترکمنی

اراز علی

(احتمالی) ترکیبی از «اراز» (احتمالا یعنی خوشبخت و کامیاب) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اراز»: ترکمنی

پسرانه ترکمنی، عربی

اراز قلچ

(احتمالی) از «اراز» و «قلیچ» (شمشیر)

پسرانه ترکمنی

اراز وردی

(احتمالی) ترکیبی از «اراز» (احتمالا یعنی خوشبخت و کامیاب) و «وردی» (داد

پسرانه ترکمنی، عربی

ارازبخت

(احتمالی) از «اراز» و «بخت»

پسرانه ترکمنی، فارسی

ارازبردی

(احتمالی) از «اراز» و «بردی» (داد)؛ بخت داده شد

پسرانه ترکمنی

ارازجان

(احتمالی) از «اراز» و «جان»

پسرانه ترکمنی، فارسی

ارازدردی

(احتمالی) از «اراز» و «دردی»

پسرانه ترکمنی

ارازدری

(احتمالی) از «اراز»

پسرانه ترکمنی

ارازدوردی

(احتمالی) از «اراز» و «دوردی» (ایستاد، ماند)

پسرانه ترکمنی

ارازسلطان

ترکیبی از «اراز» و «سلطان». معنی «اراز»: ترکمنی

پسرانه ترکمنی

ارازطواق

(احتمالی) از «اراز» و «طواق»

پسرانه ترکمنی

ارازقلی

(احتمالی) از «اراز» و «قلی» (بنده)

پسرانه ترکمنی

ارازگلدی

(احتمالی) از «اراز» و «گلدی» (آمد)

پسرانه ترکمنی

ارازگلی

(احتمالی) شکل دیگری از «ارازگلدی». معنی «ارازگلدی»: ترکمنی؛ از «اراز» و «گلدی» (آمد)

پسرانه ترکمنی

ارازمحمد

(احتمالی) از «اراز» (بخت، شادی) و «محمد»

پسرانه ترکمنی

ارازمراد

(احتمالی) از «اراز» و «مراد»

پسرانه ترکمنی

اراسپ

از عبارت‌های تاریخ‌نگار یونان باستان کزنفون در کتاب کورشنامه است

پسرانه فارسی

ارال

به معنای جزیره

پسرانه ترکی

ارام

١- نام پسر داریوش بزرگ ٢ - نام پسر اردشیر دوم هخامنشی که یونانی‌ها آن را arsames نوشته‌اند

پسرانه

اران

اران نام سرزمین کهنی در قفقاز، میان رودهای کر و ارس

پسرانه فارسی

ارباب

جمع «رب»؛ سروران و خداوندگاران. در فارسی به معنای مالک و بزرگ

پسرانه عربی

ارباب رقیه

(احتمالی) از «ارباب» و «رقیه». معنی «ارباب»: عربی

پسرانه عربی

ارباد

(احتمالی) در برخی منابع نام یکی از سرداران هخامنشی آمده است

پسرانه فارسی

ارباس

نام یکی از سپاهیان مادی اردشیر دوم شاید ارته باز و درست آن باشد

پسرانه فارسی

اربیل

اربیل نام شهری کهن در کردستان عراق که از کهن‌ترین شهرهای پیوسته مسکونی جهان است

پسرانه کردی

ارتاباذ

نام پسر بزرگ داریوش یکم و نام یکی از سپهسالاران خشایارشاه ٣٣ پیرنیا ا

پسرانه

ارتاریا

نام پسر خشایارشاه - یونانی شده آن می‌باک a

پسرانه فارسی

ارتامن

١- نام پدر آنافاس و یکی از کشندگان ٢- نام پسر کالوس ٢١٢ پیرنیا ا

پسرانه

ارتان

پاک و مقدس

پسرانه فارسی

ارتاوند

نام فرمانده ناوکان خشایارشاه . یونانی‌ها آن را ارتااینتس artaintes نوشته‌اند

پسرانه

ارتشت

نام پسر داریوش دوم دراوستاartaushta به معنی کامران و دلخواه. یونانی‌ها آن را

پسرانه

ارتق

«ارتق» (Artuk) نام سرداری ترکمان در خدمت سلجوقیان بود که خاندان ارتقیان در دیاربکر و ماردین از نسل او حکومت کردند

پسرانه ترکی

ارتق بیکه

(احتمالی) از «ارتق» و «بیکه» (بانو)

پسرانه ترکی

ارتق ولی

(احتمالی) از «ارتق» و «ولی»

پسرانه ترکی

ارتگین

(احتمالی) پاک

پسرانه فارسی

ارتمن

پاک‌منش

پسرانه فارسی

ارتنگ

نام کتاب مصوّر مانی که در نقاشی به آن مَثَل می‌زنند. نک ارژنگ

پسرانه فارسی

ارته باذ

ar-ta-waz ارتهواز- ١- نام پسر برادر کوروش ٢- نام پسر بزرگ داریوش و فرماندار ارمنستان که یونانی‌ها آن راartabazan نوشته اند ( ٣٠ پیرنیا

پسرانه

ارتی بر

نام پسر مازه که یونانی‌ها آن راartlboles نوشته اند

پسرانه

ارتین

از پادشاهان ماد به قول کتسیاس ولی اغلب محققان اذعان می‌دارند بی‌پایه است

پسرانه فارسی

ارج

ارج و ارزش، بها؛ در اوستا «ارجه» به معنای ارزشمند

پسرانه فارسی

ارج محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ارج» و «محمد» (ستوده). معنی «ارج»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ارجاسب

نام شاه تورانی در شاهنامه

پسرانه فارسی

ارجاسپ

دارای اسبانِ ارزشمند

پسرانه فارسی

ارجان

از شهرهای قدیمی منطقه خوز که دارای دو قلعه مهم بود و احتمالاً معرب انشان و ارژن است

پسرانه فارسی

ارجب محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ارجب» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

ارجستی

ستوده کام. نام پهلوانی بوده بکاه پشنگ که در شاهنامه ارْجستْ آمده و یونانی‌ها آن را ar-ges-tes نوشته‌اند. با ارزش

پسرانه

ارجعلی

از «ارج» (ارزش) و «علی». معنی «ارج»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)