رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۳۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ا، صفحه‌ی ۱۵

صفحه‌ی ۱۵ از ۲۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

اصیل

دارنده نژاد گزیده، پاک نژاد. نجیب

پسرانه

اصیل الدین

(احتمالی) ترکیبی از «اصیل» و «الدین» (دین). معنی «اصیل»: دارنده نژاد گزیده، پاک نژاد. نجیب

پسرانه

اظهر

ظاهرتر، ظاهرترین، آشکار، آشکاترین

پسرانه

اعتبارعلی

(احتمالی) از «اعتبار» و «علی»

پسرانه عربی

اعتماد

اطمینان و باور

پسرانه عربی

اعجاز احمد

(احتمالی) ترکیبی از «اعجاز» و «احمد» (ستوده). معنی «اعجاز»: انجام دادن امرِ خارق‌العاده‌ای که دیگران از انجام آت عاجز باشند. معنی «احمد»: عربی؛ ستوده‌ترین؛ از نام‌های پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است

پسرانه عربی

اعظم الله

(احتمالی) ترکیبی از «اعظم» (بزرگ‌تر) و «الله» (خدا). معنی «اعظم»: عربی

پسرانه عربی

اعظم اله

ترکیبی از «اعظم» و «الله». معنی «اعظم»: عربی

پسرانه عربی

اعلا

برتر و والاتر

پسرانه عربی

اعلی

برتر، بالاتر، بالاترین. برگزیده از هر چیز

پسرانه عربی

اعیان علی

(احتمالی) از «اعیان» (بزرگان) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

اغا رحیم

ترکیبی از «آغا» و «رحیم». معنی «رحیم»: عربی؛ مهربان؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

اغا گل

(احتمالی) از «آغا» و «گل». معنی «گل»: فارسی؛ گل

پسرانه فارسی

اغا ولی

ترکیبی از «آغا» و «ولی». معنی «ولی»: عربی؛ دوست و سرپرست؛ «ولی‌الله» لقب امام علی

پسرانه عربی

اغریرث

دارنده‌ی ارابه‌ی تندرو

پسرانه فارسی

اغول امان

(احتمالی) از «اوغول» (پسر) و «امان»

پسرانه ترکی

اغول بابک

(احتمالی) از «اوغول» (پسر) و «بابک»

پسرانه ترکی

اغول بگ

(احتمالی) پسرِ بیگ

پسرانه ترکی

اغول بولدی

(احتمالی) «اوغول بولدی» یعنی پسر شد

پسرانه ترکی

افاقعلی

(احتمالی) از «آفاق» (کرانه‌های آسمان) و «علی». معنی «آفاق»: عربی

پسرانه عربی

افخم

برزگوار، گرانمایه. ارجمند

پسرانه

افر اواک

در اوستا فر واک fra-vak. نام پسر سیامک

پسرانه

افراسیاب

هراس‌آور، از ریشه‌ی اوستاییِ فْرَنْگْرَسین (ترسناک؟) [شاه توران، نام خدای ملی تورانی‌ها]

پسرانه پهلوی، فارسی

افریدون

صورتی از «فریدون»

پسرانه فارسی

افسرعلی

(احتمالی) ترکیبی از «افسر» (تاج) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «افسر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

افشار علی

(احتمالی) ترکیبی از «افشار» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «افشار»: ترکی

پسرانه ترکی، عربی

افشین

ِ (1) خیذر ابن کاووس [226هجری] آخرین امیر اشروسنه

پسرانه فارسی

افشین رحیم

(احتمالی) ترکیبی از «افشین» و «رحیم» (مهربان). معنی «افشین»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

افضل

فاضل‌تر، برتر از دیگران در علم و هنر و اخلاق و مانند آنها، برترین، بالاترین

پسرانه عربی

افضلالدین

«برترین در دین». افضل‌الدین خاقانی شروانی شاعر بزرگ سده‌ی ششم هجری است

پسرانه عربی

افلاطون

درشت، تنومند، از ریشه‌ی یونانی Πλάτων (پهن و درشت و زمخت) [فیلسوف بزرگ یونانی]

پسرانه یونانی

اقاقیا

درختی زینتی از خانواده باقلا که گلهای سفید خوشه‌ای و معطر دارد ← اقاقی

پسرانه یونانی

اقبال

بخت نیک؛ نیز نام محمد اقبال لاهوری، شاعر پارسی‌گو

پسرانه عربی

اقبال علی

ترکیبی از «اقبال» و «علی». معنی «اقبال»: عربی

پسرانه عربی

اقشین

(احتمالی) صورتی از «افشین». معنی «افشین»: فارسی

پسرانه فارسی

اقمراد

(احتمالی) ترکی؛ از «آق» (سپید) و «مراد»

پسرانه ترکی

اقوشجان

(احتمالی) ترکی؛ از «آق» (سپید) و «قوش» (پرنده) و «جان»

پسرانه ترکی

اکای مشوک

نام پسر نوذرنوه منوچهر ء٢فرهنگ

پسرانه

اکبای

(احتمالی) از «آق» (سپید) و «بای» (توانگر)

پسرانه ترکی

اکبر

بزرگترین، صفت عالی از ریشه‌ی کبر

پسرانه عربی

اکبر خدا

(احتمالی) از «اکبر» و «خدا». معنی «اکبر»: عربی

پسرانه عربی

اکبرخان

(احتمالی) ترکیبی از «اکبر» (بزرگ‌تر) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

اکبررضا

(احتمالی) ترکیبی از «اکبر» (بزرگ‌تر) و «رضا» (خشنودی). معنی «اکبر»: عربی

پسرانه عربی

اکبرعلی

(احتمالی) ترکیبی از «اکبر» (بزرگ‌تر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اکبر»: عربی

پسرانه عربی

اکبرقلی

(احتمالی) ترکیبی از «اکبر» (بزرگ‌تر) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

اکتای

«اکتای» صورت دیگر «اوگتای»، پسر چنگیزخان

پسرانه ترکی

اکرام اله

(احتمالی) ترکیبی از «اکرام» و «اله» (خدا). معنی «اکرام»: عربی

پسرانه عربی

اکرام بگ

(احتمالی) از «اکرام» و «بگ». معنی «اکرام»: عربی

پسرانه عربی

اکرم خان

(احتمالی) ترکیبی از «اکرم» (بزرگوارتر) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

اکرمعلی

(احتمالی) ترکیبی از «اکرم» (بزرگوارتر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اکرم»: عربی

پسرانه عربی

اکلیا

(احتمالی) تاج گل

پسرانه عربی

اکوان

بد اندیش، دشمن، از ریشه‌ی پهلویِ اَک (پلید) و

پسرانه فارسی

اکید علی

(احتمالی) از «اکید» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

الآی

(احتمالی) ترکی؛ از «ال» (دست) و «آی» (ماه)

پسرانه ترکی

الایار

(احتمالی) از «ال» (ایل) و «یار»؛ یار مردم

پسرانه ترکی

الب ارسلان

صورتی از «آلپ ارسلان» به معنی شیر دلاور

پسرانه ترکی

اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)