خانه اسم پسر حرف ا صفحهی ۱۴ با همین حرف، بر اساس ریشه
نام فرشته مقرب که در روز رستاخیز در صور میدمد
پسرانه / عبری
یاری کردن، مساعدت کردن، مبارکی، کمک، یاری
پسرانه
خوشایندترین، مبارکترین، صفت برتر از ریشهی سعد (خوشبختی)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اسعد» (نیکبختتر) و «الله» (خدا). معنی «اسعد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اسعد» (نیکبختتر) و «الدین» (دین). معنی «اسعد»: عربی؛ نیکبختتر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اسعد» (نیکبختتر) و «اله» (خدا). معنی «اسعد»: عربی؛ نیکبختتر
پسرانه / عربی
١-اسفار همان واره پهلوی اسوار یا سوار است که کنیه ل ب شاهزادگان اشکانی و ساسانی بوده است(١٣٥ تبرستان مرعشی) ٢- نام پسر شیرویه ٣و٣٣و٣٨ شهریاران گمنام
پسرانه / عربی
آفریدهی مقدس، از ریشهی اوستاییِ سپنتَه (مقدس) و
پسرانه / اوستایی، فارسی
(احتمالی) منسوب به «اسفندیار»؛ پهلوان رویینتن شاهنامه
پسرانه
«الکساندروس» یعنی یاور و نگهبان مردم. نام اسکندر مقدونی که شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت و در ادب فارسی (اسکندرنامه نظامی) چهرهای افسانهای یافته است
پسرانه / یونانی
تسلیم در برابر خدا؛ نام دین اسلام
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اسلام» و «بردی» (داد
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «اسلام» و «بگ» (بیگ). معنی «اسلام»: عربی؛ تسلیم در برابر خدا؛ نام دین اسلام
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اسلام» و «محمد» (ستوده). معنی «اسلام»: عربی
پسرانه / عربی
از «اسلام» و «علی». معنی «اسلام»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «اسلام» و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) نام خانوادگی با پسوند روسی؛ ریشه آن «اسلام»
پسرانه
خدا میشنود؛ نام پسر ابراهیم و هاجر و از پیامبران
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «اسماعیل» (نام پیامبر
پسرانه / عبری، عربی
صورت گفتاری «اسماعیل»؛ یعنی «خدا شنید». اسماعیل پسر ابراهیم پیامبر است
پسرانه / عبری
(احتمالی) شکل دیگری از «اسماعیل»
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «اسمعیل» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
مفرد سوار مترادف با اساور، اساوره
پسرانه / عربی
شیرها، جانور
پسرانه / عربی
(احتمالی) کوتاهشده «اسماعیل» یا «عیسی». معنی «اسماعیل»: عبری
پسرانه / عبری
نام پسر زئیرینک که در بند ١١٣ فروردین یشت ستوده شده
پسرانه
a-sha-shyu-tan در پهلوی اشاشیوتن نام پسر کیّه ذاستی که فروهرش در بند ١١٢ فروردین یشت ستوده شده
پسرانه
داده پاکی و پارسائی
پسرانه / فارسی
در اوستا ash-ta-a-ur-fvfant. به معنی دارنده هشت سوار. نام پسر ویسب تئورواشتی نام یکی از دشمنان کی گشتاسب
پسرانه
نام مردی بوده و همچنین نام روز ء٢ هرماه ١ تبرستان مرعشی
پسرانه / فارسی
تابش، تابان، درخشش، نورافشانی. تابان گشتن، روشن شدن
پسرانه / عربی
از «اشرف» (شریفترین) و «دین»
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اشرف» (شریفتر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اشرف»: عربی
پسرانه / عربی
کسی که نماز اشم وهو میگزارد. نام پسر میدیوماه که در بند ء١٠ فروردین شت ستوده شده
پسرانه
«رستگاری از خداست»
پسرانه / عبری
منسوب به ارشک [لقب پادشاهان سلسلهی اشکانی]
پسرانه / فارسی
پهلوان افسانهای سپاه توران، که در جنگ با رستم کشته شد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) اشکش در شاهنامه نام یکی از سرداران کیخسرو است
پسرانه / فارسی
گوهر گرانبها، گوهر گرانمایه
پسرانه
نام برادر هوشنگ پیشدادی پسر فرواک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «عاشور» و «دردی»
پسرانه / ترکمنی
کسی که فروغ و روشنائی راستی ا شا با اوست . نام پسر فرانیه که در بند ٩٧ فروردین یشت ستوده شده و فارسی آن را شاید بتوان اشوروز دانست
پسرانه
یا 1شَوزْدنکهه. نام پسر پوروذاخشتی که در بندهای ١١٢ و١١٣ فروردین یشت ستوده شده
پسرانه
(احتمالی) از «اشو» (پاک)
پسرانه / فارسی
نام یکی ازسه برادران منوشچهر موبد موبدان فارس و کرمان در حدود سالهای ٢٠٠تا٢٥٠ یزدگردی ٣١فرزانگان نام پسر سوم کُشن جم مو بدمو بدان سیر کان پدر هُمیت ( شاید "امید یا هُمَت نویسنده کتاب روایات پهلوی
پسرانه
(احتمالی) از «اصحاب» (یاران) و «علی»
پسرانه / عربی
انتخاب کردن، برگزیدن، انتخاب
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «اصغر» و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «اصغر» و «محمد» (ستوده). معنی «اصغر»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «اصغر» و «علی». معنی «اصغر»: عربی
پسرانه / عربی
«ارسلان»، شیر. صورت دیگر «آصلان» و «اسلان»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) اصیل و ریشهدار
پسرانه / عربی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
بعدی
اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.