خانه اسم پسر حرف ب صفحهی ۲ با همین حرف، بر اساس ریشه
«باژار» در کردی همان «بازار» فارسی است و در کردی کرمانجی به معنی شهر نیز به کار میرود
پسرانه / کردی
(احتمالی) بهتر
پسرانه / کردی
(احتمالی) خوشهی گندم؛ نام صورت فلکی سنبله
پسرانه / ترکی
بهترین ،برگزیده؛ و (افتخار) [نام اصلی افلاطون]
پسرانه / فارسی
اسم فاعل از ریشهی «بسط» به معنای گستراننده و گشاینده. «الباسط» از نامهای نیکوی خداوند است، یعنی گشایندهی روزی، و «عبدالباسط» از همین نام ساخته شده است
پسرانه / عربی
دلیر، استوار، از ریشی بیسل (تندخو)
پسرانه / عربی
لبخندزننده، از ریشهی بسم (لبخندزدن)
پسرانه / عربی
نام کوهی در بانه
پسرانه / کردی
به معنای جنوب؛ کردها بخش جنوبی کردستان را که در عراق است «باشور» مینامند
پسرانه / کردی
(احتمالی) باز کوچک
پسرانه / کردی
شکافنده (دانش)؛ لقب امام پنجم شیعیان، محمد باقر
پسرانه / عربی
ترکیبی از «باقر» و «بیگ». معنی «باقر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) گل باقلا
پسرانه / فارسی
جاوید، اسم فاعل از ریشهی عربی بقی (بقا یافتن) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «باقی» و «محمد» (ستوده). معنی «باقی»: عربی
پسرانه / عربی
آنگلوساکسون؛ گوزن نر
پسرانه
نام پسر آرتونت ٥٥ پیرنیا ا
پسرانه
(احتمالی) نخستین فرزند
پسرانه / کردی
نام یکی از سرداران هخامنشی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «بال» (عسل) و «محمد»
پسرانه / ترکی
بلند و والا؛ نیز قامت. «بالابلند» در شعر فارسی صفت معشوق است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) «بالا اوغلان» یعنی پسر کوچک
پسرانه / ترکی
(احتمالی) پسر کوچک (بالا اوغلان)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) نام سرداری در حماسهی بلوچی «بالاچ گورگیج»
پسرانه / بلوچی، ترکی
(احتمالی) خان کوچک
پسرانه / ترکی
(احتمالی) کودک آمد
پسرانه / ترکی
(احتمالی) محمد کوچک
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) کودکی داد (بالا وردی)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) بال کوچک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بلند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بلندبالا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) مریم کوچک
پسرانه / ترکی، عربی
سپیدهدم، آغاز روز و بامداد؛ نماد آغاز و امید
پسرانه / فارسی
نام نوازنده است نامی در روز کار ساسانیان بلبل باغی به باغ دوش نوایی بزد خوبتر از باربد نیک تر از بامشاد
پسرانه / کردی
از «بام» به معنای سپیدهدم و «گاه» به معنای هنگام؛ وقت بامداد و دمیدن روز
پسرانه / فارسی
بنیانگذار، سازنده
پسرانه / عربی
آشوری؛ آشوربانیپال واپسین پادشاه بزرگ آشور که کتابخانهی نامدار نینوا را گرد آورد
پسرانه
در پهلوی پاو . نام پسر شاپور پسر کیوس پسر غباد برادر انوشیروان که سرزنجیره پادشاهان باوند بوده و ١٥ سال پادشاهی کرد. وی یازدهمین نیای اسپهبد مر زبان نویسنده مرزبان نامه است ءءفرزانکان
پسرانه
دراوستا باونکهه ba-vang-ha نام پسر ساونکهنکهه 45 در بند ١٢٣ فروردین یشت ستوده شده . در آوای کَفتن ( تلفظ و نوشتن این دو نام میان مترجمان اختلاف است و گروهی با انگهه ba-ong-ha ویا سائونکهه sa-ong-ha نوشتهاند
پسرانه
روشن و درخشان، اسم فاعل از ریشهی بهر (روشنایی)
پسرانه / عربی
همان بهرام است
پسرانه / فارسی
نام هشتمین نیای آدرباد ماراسپند. شاید ریشه آن باونکهه اوستائی باشد که در بند ١٢٣ فروردین یشت ستوده شده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) هنرمند، دارای هنر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) «باهۆز» در کردی به معنی توفان و تندباد است و به مجاز برای کسی با نیروی بسیار به کار میرود
پسرانه / کردی
(احتمالی) از «بای» (توانگر) و «جان»
پسرانه / ترکمنی
ترکیبی از «بای» و «حسن». معنی «حسن»: عربی
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «بای» (توانگر) و «محمد»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) ترکی؛ توانگر و یار
پسرانه / ترکی
(احتمالی) شاهزاده توانگر
پسرانه / ترکی
عید، جشن، از ریشهی ترکی بیرم
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید
پسرانه / ترکی، ترکمنی
(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید
پسرانه / ترکی، عربی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹
بعدی
اسم دختر با حرف ب (۳۸۶ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.