رفتن به محتوا
نوزاد

۷۳ اسم

معنی اسم پسر ترکی با حرف ب

۷۳ اسم پسرانه با ریشه‌ی ترکی داریم که با حرف «ب» شروع می‌شوند. چند نمونه: بابا قلی به معنی «ترکیبی از «بابا» (پدر) و «قلی» (بنده، در ترکی). معنی «بابا»: فارسی؛ پدر، پدربزرگ؛ نیز لقب پیران و عارفان (باباطاهر، باباکوهی). معنی «قلی»: ترکی؛ بنده؛ جزء پسین بسیاری از نام‌ها (امامقلی، اللهقلی)»، بایرامعلی به معنی «از «بایرام» (عید» و بگزاده به معنی «بیگ‌زاده، فرزند بزرگان».

بابا قلی

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «قلی» (بنده

پسرانه فارسی، ترکی

بابا قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «بابا» (پدر) و «قلیچ». معنی «بابا»: فارسی

پسرانه فارسی، ترکی

بابر

«ببر»؛ ظهیرالدین محمد بابر بنیان‌گذار سلسله‌ی گورکانیان هند

پسرانه ترکی

باریش

(احتمالی) آشتی و صلح (باریش)

پسرانه ترکی

باساک

(احتمالی) خوشه‌ی گندم؛ نام صورت فلکی سنبله

پسرانه ترکی

بال محمد

(احتمالی) از «بال» (عسل) و «محمد»

پسرانه ترکی

بالا اقلان

(احتمالی) «بالا اوغلان» یعنی پسر کوچک

پسرانه ترکی

بالااوغلان

(احتمالی) پسر کوچک (بالا اوغلان)

پسرانه ترکی

بالاچ

(احتمالی) نام سرداری در حماسه‌ی بلوچی «بالاچ گورگیج»

پسرانه بلوچی، ترکی

بالاخان

(احتمالی) خان کوچک

پسرانه ترکی

بالامحمد

(احتمالی) محمد کوچک

پسرانه ترکی، عربی

بالاوردی

(احتمالی) کودکی داد (بالا وردی)

پسرانه ترکی

بالیمریم

(احتمالی) مریم کوچک

پسرانه ترکی، عربی

بایار

(احتمالی) ترکی؛ توانگر و یار

پسرانه ترکی

بایتگین

(احتمالی) شاهزاده توانگر

پسرانه ترکی

بایرام

عید، جشن، از ریشه‌ی ترکی بیرم

پسرانه ترکی

بایرام دردی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی

بایرام دوردی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، ترکمنی

بایرام سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، عربی

بایرام قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی

بایرام گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی

بایرام محمد

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، عربی

بایرام مراد

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، عربی

بایرامقلی

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی

بایرامگل

(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید

پسرانه ترکی، فارسی

بایف

(احتمالی) توانگر

پسرانه ترکی

بایندر

پرنعمت [پسر کوک خان و نوهی اوغوز خانِ مغول]

پسرانه ترکی

بایندور

شکل دیگر «بایندر»

پسرانه ترکی

بداقعلی

(احتمالی) از «بداق» (شاخه) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

براتقلی

(احتمالی) از «برات» (فرمان

پسرانه فارسی، ترکی

براخان

(احتمالی) از «برا» (برادر

پسرانه ترکی

بردی

(احتمالی) داد، بخشید

پسرانه ترکی

بردی قلی

(احتمالی) ترکیبی از «بردی» (داد

پسرانه ترکی

بردی قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «بردی» (داد

پسرانه ترکی

بردی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «بردی» (داد

پسرانه ترکی، عربی

بردی نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «بردی» (داد

پسرانه ترکی، فارسی

برکان

(احتمالی) یعنی استوار و برکت‌دار

پسرانه ترکی

برو نیاز

(احتمالی) از «برو» و «نیاز»

پسرانه ترکی

بغرا

خوک نر [از شاهان خوارزمشاهی]

پسرانه ترکی

بک بابا

(احتمالی) بیگ بابا

پسرانه ترکی

بک محمد

(احتمالی) از «بگ» و «محمد»

پسرانه ترکی

بک میرزا

(احتمالی) از «بگ» و «میرزا»

پسرانه ترکی

بک نیاز

(احتمالی) از «بگ» و «نیاز»

پسرانه ترکی

بکتاش

بزرگ ایل، مهترِ قوم، از ریشه‌ی ترکی بیک (سرور، ارباب)

پسرانه ترکی

بکعلی

(احتمالی) از «بگ» (بزرگ) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

بگزاده

(احتمالی) بیگ‌زاده، فرزند بزرگان

پسرانه ترکی، فارسی

بگشیر

(احتمالی) ترکی؛ از «بگ» و «شیر»

پسرانه ترکی

بگعلی

(احتمالی) از «بگ» (بزرگ) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

بگلر

جمع «بگ» (بیگ) به معنی بزرگان و سروران. در دوره‌ی صفوی «بیگلربیگی» عنوان فرمانروای یک ایالت بزرگ بود

پسرانه ترکی

بگمراد

(احتمالی) از «بگ» (بزرگ) و «مراد»

پسرانه ترکی، عربی

بوراک

صورت ترکی «بُراق»

پسرانه ترکی

بولود

«بولود» (bulud) در ترکی آذربایجانی به معنی ابر است

پسرانه ترکی

بهادر

دلیر، پهلوان [در نام پایتخت مغولستان (اولان باتور) باقی مانده است]

پسرانه ترکی

بهتاش

(احتمالی) نیک

پسرانه فارسی، ترکی

بهرام بردی

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «بردی» (داد

پسرانه فارسی، ترکی

بهرام قلی

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «قلی» (بنده

پسرانه فارسی، ترکی

بهرامقلیچ

(احتمالی) از «بهرام» و «قلیچ» (شمشیر

پسرانه فارسی، ترکی

اسم دختر ترکی با حرف ب (۴۹ اسم)