خانه اسم پسر حرف ب صفحهی ۳ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید
پسرانه / ترکی، عربی
از «بایرام» (عید
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «بایرام» (عید
پسرانه / ترکی، فارسی
نام پسر آبادان از بهدینان یزد که در نیمه دوم سده دهم یزدگردی در یزد میزیسته. این نام امروزه فراموش شده است. شاید همان باربد باشد که به این پیکره دگرگونی
پسرانه
(احتمالی) از «بایرام» (عید) و «دردی»
پسرانه / ترکمنی
صورتی از «ابویزید»
پسرانه / عربی
(احتمالی) توانگر
پسرانه / ترکی
پرنعمت [پسر کوک خان و نوهی اوغوز خانِ مغول]
پسرانه / ترکی
شکل دیگر «بایندر»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «ببر» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) صورتی از «بابک». معنی «بابک»: فارسی
پسرانه / فارسی
«بُثَینة» مصغّر «بَثنة» به معنی زمین هموار و نرم است. شهرتش از بثینه
پسرانه / عربی
(احتمالی) بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به دریا، دریایی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به دریا، دریایی
پسرانه / عربی
بحیرا راهب مسیحی که بنا بر روایتها در کودکی پیامبر اسلام نشانههای پیامبری را در او دید
پسرانه / سریانی
نام پدر هیر بد شهریار که در سال ٨٣٧ یزدگردی دریز میز پسته ( ٢ ء٢ فرزانگان همزاد آن بخت آفرید نام زن است
پسرانه
یا bokh-tan-shah . نام پسر ماش (١٣ ٩ تبرستان ٢
پسرانه
نام مردی از ایران . از فرزندان گودرز (تاریخ تبری جاب لیدن سری ١ جلد ٢ رویه ٣٩ء)
پسرانه
دارای بخت، با اقبال، آن که بختش مساعد باشد، نیکبخت، کامروا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «بخش» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه / عربی
، گذشت و چشم پوشی کردن گناه یا کار نادرست کسی، عفو، رأفت، رحمت و شفقت
پسرانه
ترکیبی از «بخش» (بخشیده) و «علی»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بخشعلی» (بخشیدهی علی) و «الله» (خدا). معنی «الله»: نام خداوند در قرآن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) واژهای که در دورهی مغول به معنای دبیر و نیز راهب بودایی به کار میرفت. امروز در خراسان شمالی به نوازندگان دوتار و راویان داستانهای حماسی «بخشی» میگویند و موسیقی آنان در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شده است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بخشنده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خوشبخت
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «بداق» (شاخه) و «علی»
پسرانه / ترکی، عربی
ماهی که بهصورت دایره کامل دیدهمیشود؛ ماه شب چهارده، ماه کامل
پسرانه / عربی
«ماه تمام دین»؛ لقب چند تن از عالمان دینی
پسرانه / عربی
آراسته و خوش وخّرم
پسرانه
مثنای «بدر» به معنی ماه تمام
پسرانه / عربی
(احتمالی) کیسه زر
پسرانه / عربی
منسوب به ماه تمام
پسرانه / عربی
(احتمالی) ماه تمام
پسرانه / عربی
(احتمالی) ماه تمام
پسرانه / عربی
نو، شگفت، صفت از ریشهی بدع (نوآوری) [بدیعالزمان فروزانفر]
پسرانه / عربی
از «بدیع» و «الله»
پسرانه / عربی
از «بدیع» به معنای نوآفریده و بیسابقه و «الله». «بدیع» از نامهای خداوند است
پسرانه / عربی
«شگفتی روزگار»
پسرانه / عربی
(احتمالی) برافراشته
پسرانه / فارسی
بیزاری و رهایی، و نیز شب پایانی ماه قمری؛ براء بن عازب از یاران پیامبر و راویان حدیث بود
پسرانه / عربی
روزی و بخشش؛ «شب برات» نیمه شعبان است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «برات» و «الله» (خدا). معنی «برات»: فارسی
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «برات» و «الله». معنی «برات»: فارسی
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «برات» و «محمد». معنی «برات»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
از «برات» (بخشش) و «علی». معنی «برات»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «برات» (فرمان
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) از «برا» (برادر
پسرانه / ترکی
(احتمالی) برادوست، نام ایلی کرد در شمال غرب ایران
پسرانه / کردی
(احتمالی) برادر
پسرانه / مازندرانی
(احتمالی) از «برار» (برادر) و «خاص». معنی «برار»: مازندرانی؛ برادر
پسرانه / مازندرانی
(احتمالی) برادرجان
پسرانه / مازندرانی
(احتمالی) برادرِ عزیز
پسرانه / مازندرانی، عربی
(احتمالی) برادرِ علی
پسرانه / مازندرانی، عربی
(احتمالی) نامی محلی؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹
بعدی
اسم دختر با حرف ب (۳۸۶ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.