بالیدن و نمو کردن.نام روستایی در ایلام (به کردی: بووژان)
پسرانه / کردی
(احتمالی) ترکیبی از «بوستان» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بوستان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
مخفف ابوعلی پدر علم پزشکی ایران، که اغلب به ابنسینا میشناسند
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بوعلی» و «سینا» (نام ابنسینا). معنی «بوعلی»: عربی
پسرانه / عبری، عربی
«بولود» (bulud) در ترکی آذربایجانی به معنی ابر است
پسرانه / ترکی
پر برف، برف مانند
پسرانه / کردی
(احتمالی) دادهی ایزد نیک
پسرانه
ارزش و قدر
پسرانه / فارسی
از «بهاء» به معنی روشنی و شکوه و «الدین»
پسرانه / فارسی
دلیر، پهلوان [در نام پایتخت مغولستان (اولان باتور) باقی مانده است]
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «بهار» و «الدین» (دین). معنی «بهار»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ارجمند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بهتر
پسرانه / فارسی
از نامهای کمیاب امروزی زردشتیان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «بهبود» (بهتر شدن) و «علی». معنی «بهبود»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) نیک
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) برتری
پسرانه / فارسی
با قدرت، نیرومند
پسرانه / کردی
(احتمالی) ترکیبی از «بهجت» و «اله» (خدا). معنی «بهجت»: عربی
پسرانه / عربی
در کمال عدل و داد
پسرانه / فارسی
از نامهای ایران باستان . به معنی کسی که به درستی داوری کند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دختر نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دوستِ نیک
پسرانه / فارسی
دین نیک؛ نامی که زرتشتیان بر خود مینهند
پسرانه / فارسی
جوانمرد نیکو
پسرانه / فارسی
اژدهاکُش
پسرانه / فارسی، کردی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «بردی» (داد
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «بیبی» (بانو). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «بیکه» (بانو
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «دردی» (ایستاد و ماند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «سعید» (نیکبخت). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «سلطان» (پادشاه). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «قلی» (بنده
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «گل» (گل). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «گلدی» (آمد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «محمد» (ستوده). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «نظری» (منسوب به نظر). معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «وردی» (داد
پسرانه / فارسی، عربی
نام یکی از دانشمندان و عارفان زردشتی
پسرانه / فارسی
از «بهرام» (پیروز) و «علی». معنی «بهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «بهرام» و «قلیچ» (شمشیر
پسرانه / فارسی، ترکی
شکوه و عظمت
پسرانه / کردی
نام گلی است و همچنین یاقوت
پسرانه / فارسی
نکوتر رنگ، رنِگ نیکوتر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «به» و «رود»؛ معنای دقیق روشن نیست. معنی «رود»: فارسی؛ رود
پسرانه / فارسی
روز خوب و نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) جمع «بهروز»؛ نیکروزان
پسرانه
(احتمالی) نیکروش، دارای راه و رفتار نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیکروی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهره» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بهره»: حاصل
پسرانه / عربی
(احتمالی) بهرهمند، کامیاب
پسرانه / فارسی
نام یکی از پهلوانان ایران پسر پیل زور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «بهزاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بهزاد»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
نام اصل ابومسلم خراسانی فرز ندشیدوش
پسرانه / فارسی
اسم دختر با حرف ب (۳۸۶ اسم)