رفتن به محتوا
نوزاد

۴۹۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ب، صفحه‌ی ۸

صفحه‌ی ۸ از ۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

بهزادحسین

(احتمالی) از «بهزاد» (نیک‌نژاد) و «حسین». معنی «بهزاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بهزادرضا

(احتمالی) از «بهزاد» (نیک‌نژاد) و «رضا». معنی «بهزاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بهسام

(احتمالی) از «به» و «سام»

پسرانه فارسی

بهستان

(احتمالی) بهشت

پسرانه فارسی

بهسود

(احتمالی) «وهسود»، نیک‌سود؛ سودمند و پربهره

پسرانه فارسی

بهسودان

(احتمالی) «وهسودان»؛ نام چند تن از امیران دیلمی و روادی

پسرانه فارسی

بهشاد

نیکوی شاد

پسرانه فارسی

بهفام

(احتمالی) خوش‌رنگ، دارای رنگ نیک

پسرانه فارسی

بهفر

شکوهمند و با جلال و جبروت

پسرانه فارسی

بهک

(احتمالی) نیک کوچک

پسرانه فارسی

بهکام

کسی که به بهترین وجهی به آرزوی خود رسیده؛ بهترین کامروا

پسرانه فارسی

بهلول

از نام‌های زندة امروزی

پسرانه عربی

بهمرد

از نام‌های زندة زردشتیان امروزی

پسرانه فارسی

بهمن

نیک اندیش، از ریشه‌ی پهلویِ وهو (خوب) و منَه (اندیشه) [از فرشتگان بزرگ دین زرتشتی]

پسرانه اوستایی، فارسی

بهمن بار

(احتمالی) از «بهمن» و «یار». معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

بهمن حسین

(احتمالی) ترکیبی از «بهمن» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

بهمن قلیچ

(احتمالی) از «بهمن» و «قلیچ» (شمشیر). معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، ترکی

بهمنزاد

(احتمالی) زاده بهمن

پسرانه فارسی

بهمنش

دارای مش و کردار شایسته

پسرانه فارسی

بهمن‌شیر

(احتمالی) نام رودی در خوزستان که از کارون در خرمشهر جدا می‌شود و از کنار آبادان به خلیج فارس می‌ریزد. نامش را برگرفته از «بهمن‌اردشیر»، شهری ساسانی در این ناحیه، دانسته‌اند

پسرانه فارسی

بهمنعلی

(احتمالی) از «بهمن» (نیک‌منش) و «علی». معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

بهمنیار

١- نام تصحیح کننده تاریخ بیهقی (حاشیه ٢٢٥ سیستان ٢- نام یکی از موبدان خراسان که در سده دهم یزدگردی می‌زیسته

پسرانه فارسی

بهمیار

(احتمالی) از «بهمن» و «یار». معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

بهنات

- بهناد beh-nad نام پسر جاماسب برادر غباد ساسانی (٣٥ تبرستان ١)

پسرانه

بهنام حسین

(احتمالی) ترکیبی از «بهنام» (نیک‌نام

پسرانه فارسی، عربی

بهنود

پسر عزیز

پسرانه فارسی

بهنیا

نیک نژاد، دارای اصل و نسب، اصیل، شریف

پسرانه فارسی

بهوران

(احتمالی) نیک

پسرانه فارسی

بهی الدین

(احتمالی) ترکیبی از «بهی» و «الدین» (دین). معنی «بهی»: فارسی؛ خوبی و نیکی

پسرانه فارسی

بهیاد

(احتمالی) از «به» و «یاد»؛ یاد نیک. معنی «یاد»: حافظه، ذهن. خاطره، اندیشه. یادآوری

پسرانه

بهیان

سپیده دم

پسرانه کردی

بهینمهر

(احتمالی) از «بهین» (بهترین) و «مهر». معنی «بهین»: فارسی

پسرانه فارسی

بیات

بیات نام ایلی ترک؛ «بیات» در موسیقی ایرانی نام چند آواز (بیات ترک، بیات اصفهان) است

پسرانه ترکی

بیات الله

(احتمالی) ترکیبی از «بیات» و «الله» (خدا). معنی «بیات»: ترکی

پسرانه ترکی

بیاز علی

(احتمالی) ترکیبی از «بیاز» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

بیاضعلی

(احتمالی) از «بیاض» (سپیدی) و «علی». معنی «بیاض»: سفیدی. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

بیان الله

(احتمالی) ترکیبی از «بیان» و «الله» (خدا). معنی «بیان»: عربی

پسرانه عربی

بیان اله

(احتمالی) ترکیبی از «بیان» و «اله» (خدا). معنی «بیان»: عربی؛ آشکار کردن، سخن روشن

پسرانه عربی

بیانعلی

(احتمالی) از «بیان» و «علی». معنی «بیان»: عربی

پسرانه عربی

بیت اله

خانه‌ی خدا و از نام‌های کعبه است. درست‌نویسی آن «بیت‌الله» است

پسرانه عربی

بیت علی

(احتمالی) ترکیبی از «بیت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بیت»: پیشوند بسیاری از اصطلاحات تمدنی نظیر بیت ایشتار، بیت همبان، بیت تازاکی. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست

پسرانه عربی

بیت‌الله

«بیت‌الله» یعنی خانه‌ی خدا، عنوان کعبه در مکه که قبله‌ی مسلمانان است

پسرانه عربی

بیتخش

نام مردی است در کتیبهُ کعبه زردشت که در روزگار اردشیر بابکان می‌زیسته (٥١ ساسانی)

پسرانه

بیتک

نام پنجمین نیای منوچهر به نوشته بخش ٣١ بندهشن و ششمین نیای منوچهر به نوشته یوستی

پسرانه

بیرام

صورتی از «بایرام» به معنی جشن و عید

پسرانه ترکی

بیرام بردی

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

پسرانه ترکی

بیرام قلی

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

پسرانه ترکی

بیرام قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

پسرانه ترکی

بیرام محمد

(احتمالی) ترکیبی از «بیرام» (بایرام

پسرانه ترکی، عربی

بیرامعلی

از «بیرام» (عید) و «علی». معنی «بیرام»: ترکی

پسرانه ترکی، عربی

بیربخش

(احتمالی) از «پیر» و «بخش»؛ بخشیده پیر

پسرانه

بیروز

نام برادر شاپور یکم ساسانی و همچ نین نام شانزدهمین پادشاه ساسانی پسر یزدگرد یکم

پسرانه فارسی

بیریوان

شیردوش، زن یا دختری که در شیردوشگاه شیر گوسفندان را می دوشد

پسرانه کردی

بیژن

مربوط به سرزمین ایران

پسرانه پهلوی، فارسی

بیژن علی

(احتمالی) ترکیبی از «بیژن» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بیژن»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

اسم دختر با حرف ب (۳۸۶ اسم)