معنی اسم بدیع
Badie
بدیع یعنی:
1- جدید، تازه، نوآیین.
2- زیبا.
3- جالب، شگفت انگیز، نادر؛ (4- در ادبیات) از دانش های ادبی که در آن از آرایش ها و زیبایی های شعر و نثر بحث می شود.
5- از نام های خداوند، مبدع، آفریننده.
(6- اعلام) (1) امیرمهدی بدیع [1294- 1373شمسی] تاریخ نگار و پژوهنده ی ایرانی، در همدان زاده شد.در همدان و سوئیس و فرانسه تحصیل کرد و تا پایان عمر در سوئیس ماند و به تحقیقات تاریخی روی آورد و هدفش آن بود که جایگاه ایران را در تاریخ آنچنان که هست نه آنچنان که خاورشناسان می گویند به دنیا بشناساند.مهمترین اثر او کتاب 13جلدی یونانیان و بربرهاست که جلدهایی از آن به فارسی ترجمه شده است.از آثار دیگر اوست:اندیشه ی روش علوم، و تصحیح دیوان امیرشاهی سبزواری.
(2) بدیع اصطرلابی [قرن 6قمری] ابوالقاسم هبۀ الله بن حسین، دانشمند، ستاره شناس و شاعر ایرانی عربی نویس.
در ساختن اصطرلاب و وسایل مربوط به ستاره شناسی معروف است.زیج محمودی از آثار اوست.
منبع: بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال)
معنی دیگر:
نو، شگفت، صفت از ریشهی بدع (نوآوری) [بدیعالزمان فروزانفر].
منبع: نامشناخت، شروین وکیلی
اسمی پسرانه با ریشهی عربی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- عربی
- املای انگلیسی
- Badie
- ابجد
- ۸۶ (صغیر: ۲)
اسمهای هممعنی با بدیع
اسمهای مشابه بدیع
- بالیمریم (احتمالی) مریم کوچک
- باقر شکافنده (دانش)؛ لقب امام پنجم شیعیان، محمد باقر
- بالامحمد (احتمالی) محمد کوچک
- باقی جاوید، اسم فاعل از ریشهی عربی بقی (بقا یافتن) [از القاب خداوند]
- باقر بیگ ترکیبی از «باقر» و «بیگ». معنی «باقر»: عربی
- باقی محمد (احتمالی) ترکیبی از «باقی» و «محمد» (ستوده). معنی «باقی»: عربی
- محمدتیام (احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «تیام». معنی «محمد»: عربی
- محمدتوحید (احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «توحید». معنی «محمد»: عربی
- محمدتوفیق از نامهای مرکب، ا محّمد و توفیق
- محمدپیمان از نامهای مرکب، ا محّمد و پیمان
- محمدجابر از نامهای مرکب، ا محّمد و جابر
- محمدتحسین (احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «تحسین». معنی «محمد»: عربی
اسم خواهر و برادر برای بدیع
اسمهایی که ریشهی مشترک با بدیع دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی بدیع
معنی اسم بدیع چیست؟
بدیع در منابع چند معنی دارد. در بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال): جدید، تازه، نوآیین؛ 2- زیبا؛ 3- جالب، شگفت انگیز، نادر؛ (4- در ادبیات) از دانش های ادبی که در آن از آرایش ها و زیبایی های شعر و نثر بحث می شود؛ 5- از نام های خداوند، مبدع، آفریننده؛ (6- اعلام) (1) امیرمهدی بدیع [1294- 1373شمسی] تاریخ نگار و پژوهنده ی ایرانی، در همدان زاده شد.در همدان و سوئیس و فرانسه تحصیل کرد و تا پایان عمر در سوئیس ماند و به تحقیقات تاریخی روی آورد و هدفش آن بود که جایگاه ایران را در تاریخ آنچنان که هست نه آنچنان که خاورشناسان می گویند به دنیا بشناساند.مهمترین اثر او کتاب 13جلدی یونانیان و بربرهاست که جلدهایی از آن به فارسی ترجمه شده است.از آثار دیگر اوست:اندیشه ی روش علوم، و تصحیح دیوان امیرشاهی سبزواری؛ (2) بدیع اصطرلابی [قرن 6قمری] ابوالقاسم هبۀ الله بن حسین، دانشمند، ستاره شناس و شاعر ایرانی عربی نویس؛ در ساختن اصطرلاب و وسایل مربوط به ستاره شناسی معروف است.زیج محمودی از آثار اوست؛ در نامشناخت، شروین وکیلی: نو، شگفت، صفت از ریشهی بدع (نوآوری) [بدیعالزمان فروزانفر].
بدیع دخترانه است یا پسرانه؟
بدیع اسمی پسرانه است.
ابجد بدیع چند است؟
ابجد کبیر بدیع ۸۶ و ابجد صغیر آن ۲ است.