رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۵۳

صفحه‌ی ۵۳ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

دادعلی

از «داد» به معنی داده و بخشیده و «علی»

پسرانه فارسی

دادفر

دارای فرّ و داد

پسرانه فارسی

دادفرخ

داد فرخنده

پسرانه فارسی

دادفرین

(احتمالی) آفریننده داد

پسرانه فارسی

دادکریم

(احتمالی) از «داد» و «کریم»

پسرانه عربی

دادگر

داد دهنده، عادل. یکی از صفات باری تعالی

پسرانه فارسی

دادمحمد

(احتمالی) از «داد» و «محمد»

پسرانه عربی

دادمراد

ترکیبی از «داد» و «مراد». معنی «داد»: قانون

پسرانه عربی

دادمولا

(احتمالی) از «داد» و «مولا»

پسرانه عربی

دادمهر

نام پسر زرمهر دومین پادشاه خاندان ررمهری تبرستان که از سال ٥٥٧تا٥٧٣ میلادی پادشاه تبرستان بود ( ٥:ل|١٩٧ تبرستان ٢

پسرانه فارسی

دادنام

نامدار به دادگری

پسرانه فارسی

دادور

داور، دادگر

پسرانه فارسی

دادویه

نام یکی از ایرانیان (ابنای) یمن در صدر اسلام که همراه فیروز دیلمی در برانداختن اسود عنسی

پسرانه فارسی

دادی

(احتمالی) دادگر

پسرانه فارسی

دار بلوط

(احتمالی) درخت بلوط

پسرانه فارسی

دارا

دارنده، از ریشه‌ی پارسی داشتن

پسرانه فارسی، کردی

داراب

دارنده، از ریشه‌ی پارسی داشتن

پسرانه فارسی

داران

(احتمالی) دارنده

پسرانه فارسی

دارمان

نام یکی از سرداران خسروپرویز

پسرانه فارسی

دارنوش

دارنده جاودانگی

پسرانه فارسی

داروین

نام خانوادگی چارلز داروین

پسرانه انگلیسی

داریان

(احتمالی) از «دارا»

پسرانه فارسی

داریاو

از شهریاران پارس در روزگار سلوکیها

پسرانه فارسی

دارین

(احتمالی) یعنی دارنده و بخشنده

پسرانه فارسی

دارینوش

صورتی از «داریوش». معنی «داریوش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

داریو

صورتی از «داریوش». معنی «داریوش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

داریوش

دارنده‌ی نیکی [از شاهان هخامنشی]

پسرانه فارسی

داریون

(احتمالی) از «دارا»

پسرانه فارسی

داشاب

(احتمالی) دارنده شادی

پسرانه فارسی

داشاد

عطا، بخشش

پسرانه فارسی

داشتاغنی

نام پسر یرو د سم در بند ١٢٥ فروردین یشت

پسرانه

داشتیانی

نام مردی است که در بند ٣١ زامیادیشت از وی یاد شده ٣٣ یشت‌ها ٢

پسرانه

داشقلی

(احتمالی) از «داش» (سنگ

پسرانه ترکی

دامان

(احتمالی) دامن، پناه

پسرانه فارسی

دامور

(احتمالی) دامن

پسرانه فارسی

دان

داور [از قبایل دوازدهگانه‌ی یهودی]

پسرانه عبری

دانا

دارای عقل و تجربه، خردمند، عاقل، دارای علم و آگاهی، عالم، علیم

پسرانه فارسی

دانادل

(احتمالی) دل‌دانا، آگاه

پسرانه فارسی

دانامهر

ترکیبی از «دانا» و «مهر». معنی «دانا»: فارسی

پسرانه فارسی

دانش

علم

پسرانه فارسی

دانشور

(دانش +ور (پسوند دارندگی))، دارای علم و دانش، دانشمند

پسرانه

دانو

نام خاندانی است تورانی، که در بند ٣٨ . فروردین یشت ونیز بند ٧٣آبان یشت از آن نامبرده شد

پسرانه فارسی

دانوش

یادوانوش و دیانوش هم گفته اند . نام کسی که عذرا معشوق وامق را بفروخت

پسرانه فارسی

دانیار

(احتمالی) یارِ دانا

پسرانه فارسی

دانیال

خداوند داور من است، از ریشه‌ی عبری دانی (داورِ من) و ایل (خدا) [از نبی‌های یهودی]

پسرانه عبری

دانیل

از نام‌ها و اسامی مردانه لاتین

پسرانه عبری

داود

از وعاظ و پیامبران بنی‌اسرائیل، داوود

پسرانه عبری

داود شاه

(احتمالی) ترکیبی از «داود» و «شاه» (پادشاه). معنی «داود»: عبری

پسرانه عبری

داودبخش

(احتمالی) از «داود» و «بخش». معنی «داود»: عبری

پسرانه عبری

داودرضا

(احتمالی) از «داود» و «رضا». معنی «داود»: عبری

پسرانه عبری، عربی

داودعلی

از «داود» و «علی». معنی «داود»: عبری

پسرانه عبری، عربی

داودمراد

(احتمالی) از «داود» و «مراد». معنی «داود»: عبری

پسرانه عبری، عربی

داور

نام موبدی است همزمان واز مریدان دستور آذرکیوان . نویسنده کتاب دارای

پسرانه فارسی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)