رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۵۴

صفحه‌ی ۵۴ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

داور علی

(احتمالی) ترکیبی از «داور» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «داور»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

داوود

محبوب، از ریشه‌ی عبری دود (دوست داشتن)

پسرانه عبری

داوود علی

(احتمالی) ترکیبی از «داوود» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «داوود»: عبری

پسرانه عبری، عربی

داوودرضا

از نام های مرکب ←، داوود و رضا

پسرانه عبری، عربی

داوودمراد

ترکیبی از «داوود» و «مراد». معنی «داوود»: عبری

پسرانه عبری، عربی

داوید

صورت اروپایی «داوود»

پسرانه عبری

دایانج

(احتمالی) تکیه‌گاه

پسرانه ترکمنی

دایانچ

(احتمالی) تکیه‌گاه

پسرانه ترکمنی

دخیل

(احتمالی) پناه‌جو، پناه‌برنده

پسرانه عربی

دخیل الله

(احتمالی) ترکیبی از «دخیل» و «الله» (خدا). معنی «دخیل»: عربی

پسرانه عربی

دخیل عباس

(احتمالی) ترکیبی از «دخیل» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «دخیل»: عربی

پسرانه عربی

دخیلاله

(احتمالی) پناهنده خدا

پسرانه عربی

در اوستا

نام پسر آذرباد از خاندان کیانیان ء٢ فرهنگ نقل از یوستی

پسرانه

دراس

کسی که زیاد درس می‌خواند، از ریشه‌ی درس

پسرانه عربی

دردی قلی

(احتمالی) ترکیبی از «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه ترکی

دردی قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه ترکی

دردی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه عربی

دردی مراد

(احتمالی) ترکیبی از «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه عربی

درفش

بیرق، پرچم، علم

پسرانه فارسی

درمانه

(احتمالی) یعنی درمان‌بخش

پسرانه فارسی

درمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «در» (مروارید) و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

درملک

مروارید پادشاهی

پسرانه فارسی، عربی

دروشاسب

نام پسر توج در بندهشن ( ١٨ کیانیان

پسرانه

درویش بگ

(احتمالی) ترکیبی از «درویش» و «بگ» (بزرگ، در ترکی). معنی «درویش»: فارسی؛ پارسا و وارسته از دنیا

پسرانه فارسی

درویش عباس

(احتمالی) ترکیبی از «درویش» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «درویش»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

درویش محمد

(احتمالی) ترکیبی از «درویش» و «محمد» (ستوده). معنی «درویش»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

درویشعلی

(احتمالی) از «درویش» و «علی». معنی «درویش»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

دریادل

دریادل، بخشنده و دلیر

پسرانه فارسی

دریادیس

(احتمالی) از «دریا». معنی «دریا»: فارسی؛ دریا؛ کنایه از بخشش و فراخی دل

پسرانه فارسی

دریاقلی

(احتمالی) از «دریا» و «قلی». معنی «دریا»: فارسی

پسرانه فارسی، ترکی

دریانه

(احتمالی) از «دریا». معنی «دریا»: فارسی؛ دریا؛ کنایه از بخشش و فراخی دل

پسرانه فارسی

دریز

(احتمالی) ریشه آن روشن نیست

پسرانه فارسی

دژار

قلعه

پسرانه کردی

دژان

(احتمالی) یعنی دژ و استوار

پسرانه کردی

دست علی

(احتمالی) از «دست» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

دست گل

(احتمالی) دسته گل

پسرانه فارسی

دستان

لقب زال در شاهنامه؛ نیز به معنای نغمه و داستان

پسرانه فارسی

دستگیرعلی

(احتمالی) از «دستگیر» (یاری‌گر) و «علی». معنی «دستگیر»: کسی که دست دیگران را بگیرد

پسرانه عربی

دشمه

١- نام یکی از مبارزان ایرانی رهان ٢- نام نیای تخوار (شاهنامه

پسرانه

دعبل

نام دعبل بن علی خزاعی

پسرانه عربی

دکتر اکبر

(احتمالی) ترکیبی از «دکتر» و «اکبر» (بزرگ‌تر). معنی «دکتر»: کسی که بالاترین مراحل علمی را طی کرده و در رشته‌ای به درجة اجتهاد رسیده باشد. معنی «اکبر»: عربی؛ بزرگ‌تر؛ نام علی‌اکبر، پسر بزرگ امام حسین؛ «الله‌اکبر» یعنی خدا بزرگ‌تر است

پسرانه عربی

دلاور شریف

ترکیبی از «دلاور» و «شریف». معنی «دلاور»: فارسی؛ دلاور. معنی «شریف»: عربی؛ بزرگوار

پسرانه فارسی، عربی

دلاویژ

(احتمالی) نام گلی خوش‌بو

پسرانه کردی

دلایت

(احتمالی) ترکیبی از «دل» (دل) و «ایت». معنی «ایت»: به معنی سگ در گویش بهاری

پسرانه

دلبراحمد

(احتمالی) از «دلبر» و «احمد». معنی «دلبر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

دلبیدار

(احتمالی) دل‌بیدار، آگاه

پسرانه فارسی

دلبین

(احتمالی) دل‌بین، روشن‌دل

پسرانه فارسی

دلجان

(احتمالی) ترکیبی از «دل» (دل) و «جان» (جان و روان). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری

دلخواه

خواسته دل، دلخواه

پسرانه فارسی

دلشید

(احتمالی) روشنی دل

پسرانه فارسی

دلمراد

ترکیبی از «دل» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

دلنشین

خوش آیند، آن چه در دل نشیند

پسرانه

دلیر

شجاع

پسرانه کردی

دماوند

نام سرداری است در روزگار ساسانیان،از خانواده کاوسکان ٣ ساسانی

پسرانه فارسی

دمنحک

یا یمنگ ya-mang . نام پسر سام در بندهای ء٣٠_٣ فصل ٣١ نسخه هندی و فصل ٣٥ نسخه ایرانی بندهشن ١٠ ٢ کیانیان

پسرانه

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)