رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۵۵

صفحه‌ی ۵۵ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

دمور

آوازنرم و آهسته. نام یکی از خویشان افراسیاب و کشنده سیاوش

پسرانه فارسی

دمیر

«دمیر» در ترکی به معنی آهن است و نماد استواری. نام «تیمور» نیز صورت دیگری از همین واژه است

پسرانه ترکی

دودا

(احتمالی) نام قهرمان داستان بلوچی «دودا و سمی»

پسرانه بلوچی

دور محمد

(احتمالی) از «دور» (ماند) و «محمد»

پسرانه ترکمنی

دوراسرو

نام پسر منوچهر است در دینکرد

پسرانه

دوراسروت

نام پسر بر زونت در بند١١٩فروردین یشت

پسرانه

دوردی

(احتمالی) ایستاد و ماند (دوردی)

پسرانه ترکمنی

دوستعلی

ترکیبی از «دوست» و «علی»

پسرانه فارسی

دوستک

(احتمالی) دوست کوچک

پسرانه فارسی

دوستمحمد

ترکیبی از «دوست» و «محمد»

پسرانه فارسی

دوستمراد

ترکیبی از «دوست» و «مراد». معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

دوستی

(احتمالی) دوستی و مهر

پسرانه فارسی

دوستین

(احتمالی) نام دلداده‌ی شیرین در داستان بلوچی «شیرین و دوستین»

پسرانه بلوچی

دولت حسین

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «دولت»: عربی

پسرانه عربی

دولت صحت

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «صحت». معنی «دولت»: عربی؛ بخت و دولت. معنی «صحت»: صحة

پسرانه عربی

دولت گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «دولت»: عربی؛ بخت و دولت

پسرانه عربی

دولت محمد

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «محمد» (ستوده). معنی «دولت»: عربی

پسرانه عربی

دولت مراد

(احتمالی) ترکیبی از «دولت» (بخت و دولت) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «دولت»: عربی

پسرانه عربی

دولتیار

(احتمالی) یارِ دولت و بخت

پسرانه فارسی

دومان

به طوفان تعبیر شده اما در زبان بهاری مترادف مه است

پسرانه ترکی

ده آفرید

نام مردی بوده (ء١٠ تبرستان مرعشی)

پسرانه

دها

زیرکی، هوشمندی

پسرانه عربی

دهقان

کشاورز

پسرانه فارسی

دهناد

ر واج از نام‌های دساتیری است. به معنی - نظم و ترتیب

پسرانه فارسی

دهیار

(احتمالی) دهیار، سرپرست ده

پسرانه فارسی

دیااکو

صورتی از «دیاکو»

پسرانه فارسی

دیاب

(احتمالی) صورت گویشی «ذئاب» به معنی گرگ‌ها

پسرانه عربی

دیار

، سرزمین، کشور، موطن، زادگاه

پسرانه عربی

دیار علی

(احتمالی) ترکیبی از «دیار» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «دیار»: (عربی) (جمِع دار)

پسرانه عربی

دیارا

(احتمالی) آشکار، پیدا

پسرانه کردی

دیاکو

دیاکو بنیان‌گذار پادشاهی ماد که به روایت هرودوت با دادگری مردم را گرد آورد و شهر هگمتانه (همدان) را ساخت

پسرانه فارسی

دیانت الله

(احتمالی) ترکیبی از «دیانت» و «الله» (خدا). معنی «دیانت»: دیانة. معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه

دیانت اله

(احتمالی) ترکیبی از «دیانت» و «اله» (خدا). معنی «دیانت»: دیانة

پسرانه

دیانوش

(احتمالی) از «دیا» و «نوش». معنی «نوش»: فارسی

پسرانه فارسی

دیدارعلی

(احتمالی) از «دیدار» و «علی». معنی «دیدار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

دیر محمد

(احتمالی) ترکمنی؛ از «دیر» (زنده) و «محمد»

پسرانه ترکمنی

دیکران

صورت ارمنی غربی «تیگران». تیگران دوم معروف به تیگران بزرگ

پسرانه ارمنی

دیلک

(احتمالی) آرزو (دیلک)

پسرانه ترکی

دیلم

نام پسر فرخان که در سده سوم یزدگردی در تبرستان می‌زیسته ١٣٥ تبرستان ٢)

پسرانه فارسی

دیما

کوتاه‌شده‌ی «دیمیتری»

پسرانه روسی

دیمن

دشت، صحرا

پسرانه کردی

دین محمد

ترکیبی از «دین» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

دیندار

دیندار، پرهیزگار

پسرانه فارسی

دینعلی

(احتمالی) از «دین» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

دینوند

(احتمالی) دیندار

پسرانه فارسی

دینیار

یار و یاور و مددکار دین. ذ

پسرانه فارسی

دیوانعلی

(احتمالی) از «دیوان» و «علی». معنی «دیوان»: جمع دیو

پسرانه عربی

دیوبند

نام پسر شیر زاد ١٠ مرعشی ذ- 4

پسرانه

دیوید

«David» صورت انگلیسی «داوود» به معنی محبوب است

پسرانه عبری

دیهیم

تاج، کلاهِ زرنشان. نوار معمولاّ جواهرنشان که بدور تاج یا به پیشانی می‌بستند

پسرانه فارسی

ذاکر

آنکه خدا را ستایش می‌کند، آن که ذکر خدا می‌گوید؛ یاد کننده‌ی خدا؛ یاد کننده

پسرانه عربی

ذاکری

(احتمالی) منسوب به ذاکر

پسرانه عربی

ذاکرین

(احتمالی) یادکنندگان

پسرانه عربی

ذال بگ

(احتمالی) از «ذال» (زال) و «بگ». معنی «ذال»: نام پدر رستم، پهلوان نامی ایران

پسرانه

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)