رفتن به محتوا
نوزاد

۴۹۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ب، صفحه‌ی ۷

صفحه‌ی ۷ از ۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

بوژان

بالیدن و نمو کردن.نام روستایی در ایلام (به کردی: بووژان)

پسرانه کردی

بوستان علی

(احتمالی) ترکیبی از «بوستان» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بوستان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بوعلی

مخفف ابوعلی پدر علم پزشکی ایران، که اغلب به ابن‌سینا می‌شناسند

پسرانه عربی

بوعلی سینا

(احتمالی) ترکیبی از «بوعلی» و «سینا» (نام ابن‌سینا). معنی «بوعلی»: عربی

پسرانه عبری، عربی

بولود

«بولود» (bulud) در ترکی آذربایجانی به معنی ابر است

پسرانه ترکی

بویا

خوشبو، معطر

پسرانه

به فرین

پر برف، برف مانند

پسرانه کردی

به یزداد

(احتمالی) داده‌ی ایزد نیک

پسرانه

بها

ارزش و قدر

پسرانه فارسی

بها الدین

از «بهاء» به معنی روشنی و شکوه و «الدین»

پسرانه فارسی

بهادر

دلیر، پهلوان [در نام پایتخت مغولستان (اولان باتور) باقی مانده است]

پسرانه ترکی

بهار الدین

(احتمالی) ترکیبی از «بهار» و «الدین» (دین). معنی «بهار»: فارسی

پسرانه فارسی

بهامد

(احتمالی) ارجمند

پسرانه فارسی

بهاوند

(احتمالی) نیک

پسرانه فارسی

بهبد

(احتمالی) بهتر

پسرانه فارسی

بهبود

از نام‌های کمیاب امروزی زردشتیان

پسرانه فارسی

بهبودعلی

(احتمالی) از «بهبود» (بهتر شدن) و «علی». معنی «بهبود»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بهپور

پسر نیک

پسرانه فارسی

بهتاش

(احتمالی) نیک

پسرانه فارسی، ترکی

بهتری

(احتمالی) برتری

پسرانه فارسی

بهتین

با قدرت، نیرومند

پسرانه کردی

بهجت اله

(احتمالی) ترکیبی از «بهجت» و «اله» (خدا). معنی «بهجت»: عربی

پسرانه عربی

بهداد

در کمال عدل و داد

پسرانه فارسی

بهداور

از نام‌های ایران باستان . به معنی کسی که به درستی داوری کند

پسرانه فارسی

بهدوخت

(احتمالی) دختر نیک

پسرانه فارسی

بهدوست

(احتمالی) دوستِ نیک

پسرانه فارسی

بهدین

دین نیک؛ نامی که زرتشتیان بر خود می‌نهند

پسرانه فارسی

بهراد

جوانمرد نیکو

پسرانه فارسی

بهرام

اژدهاکُش

پسرانه فارسی، کردی

بهرام بردی

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «بردی» (داد

پسرانه فارسی، ترکی

بهرام بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «بی‌بی» (بانو). معنی «بهرام»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

بهرام بیکه

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «بیکه» (بانو

پسرانه فارسی

بهرام دردی

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه فارسی

بهرام سعید

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «سعید» (نیکبخت). معنی «بهرام»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

بهرام سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «سلطان» (پادشاه). معنی «بهرام»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

بهرام قلی

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «قلی» (بنده

پسرانه فارسی، ترکی

بهرام گل

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «گل» (گل). معنی «بهرام»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

بهرام گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «گلدی» (آمد

پسرانه فارسی

بهرام محمد

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «محمد» (ستوده). معنی «بهرام»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

بهرام نظری

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «نظری» (منسوب به نظر). معنی «بهرام»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

بهرام وردی

(احتمالی) ترکیبی از «بهرام» و «وردی» (داد

پسرانه فارسی، عربی

بهرامشاه

نام یکی از دانشمندان و عارفان زردشتی

پسرانه فارسی

بهرامعلی

از «بهرام» (پیروز) و «علی». معنی «بهرام»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

بهرامقلیچ

(احتمالی) از «بهرام» و «قلیچ» (شمشیر

پسرانه فارسی، ترکی

بهرزو

شکوه و عظمت

پسرانه کردی

بهرمان

نام گلی است و همچنین یاقوت

پسرانه فارسی

بهرنگ

نکوتر رنگ، رنِگ نیکوتر

پسرانه فارسی

بهرود

(احتمالی) از «به» و «رود»؛ معنای دقیق روشن نیست. معنی «رود»: فارسی؛ رود

پسرانه فارسی

بهروز

روز خوب و نیک

پسرانه فارسی

بهروزان

(احتمالی) جمع «بهروز»؛ نیک‌روزان

پسرانه

بهروش

(احتمالی) نیک‌روش، دارای راه و رفتار نیک

پسرانه فارسی

بهروی

(احتمالی) نیک‌روی

پسرانه فارسی

بهره علی

(احتمالی) ترکیبی از «بهره» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بهره»: حاصل

پسرانه عربی

بهرهمند

(احتمالی) بهره‌مند، کامیاب

پسرانه فارسی

بهزاد

نام یکی از پهلوانان ایران پسر پیل زور

پسرانه فارسی

بهزاد علی

(احتمالی) ترکیبی از «بهزاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «بهزاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

بهزادان

نام اصل ابومسلم خراسانی فرز ندشیدوش

پسرانه فارسی

اسم دختر با حرف ب (۳۸۶ اسم)