رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۸۴

صفحه‌ی ۸۴ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

طاهرمحمد

(احتمالی) از «طاهر» (پاک) و «محمد». معنی «طاهر»: عربی

پسرانه عربی

طباطبا

طباطبا، لقب ابراهیم بن اسماعیل از نوادگان امام حسن، نیای سادات طباطبایی

پسرانه عربی

طحانی

(احتمالی) آسیابان

پسرانه عربی

طراق نظر

(احتمالی) از «طراق» و «نظر». معنی «نظر»: عربی؛ نگاه

پسرانه عربی

طرحان

صورتی از «طرخان». معنی «طرخان»: ترکی؛ لقب بزرگان آزاد از مالیات

پسرانه ترکی

طرخان

لقب بزرگان آزاد از مالیات

پسرانه ترکی

طرماح

بلندقامت و بلندجایگاه

پسرانه عربی

طغاتیمور

طغاتیمور، از فرمانروایان سده‌ی هشتم هجری در خراسان

پسرانه ترکی

طغان

شاهین

پسرانه ترکی

طغرل

قوش، مرغی شکاری [از شاهان سلجوقی]

پسرانه ترکی

طلال

جای مرتفع، از ریشه‌ی طلّ (تپه) [لقب امرای نجد و سوریه]

پسرانه عربی

طلحه

درختی؛ نام طلحه، یار پیامبر

پسرانه عربی

طمغاج

«طمغاج» یا «تمغاج» صورتی از «تبغاچ» است

پسرانه ترکی

طواق بردی

(احتمالی) ترکیبی از «طواق» (احتمالا یعنی خروس) و «بردی» (داد

پسرانه ترکمنی، ترکی

طواق قلی

(احتمالی) ترکیبی از «طواق» (احتمالا یعنی خروس) و «قلی» (بنده

پسرانه ترکمنی، ترکی

طواق گل

(احتمالی) ترکیبی از «طواق» (احتمالا یعنی خروس) و «گل» (گل). معنی «طواق»: ترکمنی

پسرانه ترکمنی، فارسی

طواق محمد

(احتمالی) ترکیبی از «طواق» (احتمالا یعنی خروس) و «محمد» (ستوده). معنی «طواق»: ترکمنی

پسرانه ترکمنی، عربی

طواق مراد

(احتمالی) ترکیبی از «طواق» (احتمالا یعنی خروس) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «طواق»: ترکمنی

پسرانه ترکمنی، عربی

طوران

(احتمالی) صورتی از «توران». معنی «توران»: فارسی؛ سرزمین تور در شاهنامه

پسرانه فارسی

طوفان

توفان؛ کنایه از خروش و نیرومندی

پسرانه یونانی

طوی محمد

(احتمالی) از «طوی» (جشن) و «محمد»

پسرانه ترکمنی

طوی مراد

(احتمالی) از «طوی» (جشن) و «مراد»

پسرانه ترکمنی

طه

ای مرد!، به زبان حبشی

پسرانه عربی

طه طاها

(احتمالی) ترکیبی از «طه» (نام سوره‌ای از قرآن) و «طاها» (نام سوره‌ای از قرآن). معنی «طه»: عربی

پسرانه عربی

طه محمد

(احتمالی) ترکیبی از «طه» (نام سوره‌ای از قرآن) و «محمد» (ستوده). معنی «طه»: عربی

پسرانه عربی

طهماسب

دارای اسب نیرومند

پسرانه فارسی

طهماسبی

(احتمالی) منسوب به «طهماسب»

پسرانه

طهماسپ

~ نام یکی از پادشاهان دوره صفوی. شاه تهماسپ

پسرانه فارسی

طهمورث

روباه نیرومند، از ریشه‌ی اوستایی تَخمه (نیرومند) و

پسرانه فارسی

طهور

پاک و پاک‌کننده

پسرانه عربی

طیاربگ

(احتمالی) از «طیار» (پرواز کننده) و «بگ». معنی «طیار»: پرواز کننده، پرنده

پسرانه

طیب

پاک

پسرانه عربی

طیب احمد

(احتمالی) ترکیبی از «طیب» و «احمد» (ستوده). معنی «طیب»: عربی

پسرانه عربی

طیب اله

(احتمالی) ترکیبی از «طیب» و «اله» (خدا). معنی «طیب»: عربی؛ پاک، پاکیزه و نیکو

پسرانه عربی

طیبعلی

(احتمالی) از «طیب» (پاکیزه) و «علی». معنی «طیب»: عربی

پسرانه عربی

طیفور

طیفور نام اصلی بایزید بسطامی، عارف بزرگ

پسرانه عربی

طیهوج

(احتمالی) تیهو، پرنده‌ای از تیره‌ی کبک

پسرانه فارسی

ظافر

ظفر یابنده، پیروز، فیروز

پسرانه عربی

ظاهر

آشکار؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

ظریف

نازک، شکننده، از ریشه‌ی ظرف

پسرانه عربی

ظفر

پیروزی، نصرت

پسرانه عربی

ظفرالله

(احتمالی) پیروزی از خدا

پسرانه عربی

ظفرداد

داده پیروزی

پسرانه فارسی، عربی

ظهور

آشکار شدن، نمایان شدن

پسرانه عربی

ظهوره

(احتمالی) از «ظهور»؛ پیدایی. معنی «ظهور»: عربی؛ آشکار شدن، پدیدار شدن

پسرانه عربی

ظهیر

پشتیبان، از ریشه‌ی ظهر (پشت) [ظهیرالدوله:از اشراف عصر مشروطه]. ع

پسرانه عربی

ظهیراحمد

(احتمالی) از «ظهیر» (پشتیبان) و «احمد». معنی «ظهیر»: (عربی) (1- در قدیم) پشتیبان

پسرانه عربی

ظهیرالدین

«پشتیبان دین»؛ ظهیرالدین فاریابی شاعر سده‌ی ششم و ظهیرالدین محمد بابر

پسرانه عربی

عابد

آن که بیش‌ترین اوقات زندگی‌اش را به عبادت خدا و خلوت و مناجات با او می‌گذرانَد

پسرانه عربی

عابد رضا

(احتمالی) ترکیبی از «عابد» و «رضا» (خشنودی). معنی «عابد»: عربی

پسرانه عربی

عابد علی

(احتمالی) ترکیبی از «عابد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «عابد»: عربی

پسرانه عربی

عابدین

جمع «عابد»؛ پرستندگان؛ «زین‌العابدین» لقب امام چهارم

پسرانه عربی

عابس

نام یار دلیر امام حسین در کربلا

پسرانه عربی

عادل

آن که اعمال و رفتارش مطابق با عدالت، انصاف و قانون است؛ دادگر

پسرانه عربی

عادل شاه

ترکیبی از «عادل» و «شاه»

پسرانه عربی

عادل قلی

(احتمالی) ترکیبی از «عادل» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)