رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۸۳

صفحه‌ی ۸۳ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

صمد

پاینده، از ریشه‌ی عربی صمد (پایداری و استواری) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

صمد باقر

(احتمالی) ترکیبی از «صمد» و «باقر» (شکافنده دانش). معنی «صمد»: عربی

پسرانه عربی

صمد حسن

(احتمالی) ترکیبی از «صمد» و «حسن» (نیکو). معنی «صمد»: عربی

پسرانه عربی

صمد حلیم

ترکیبی از «صمد» و «حلیم». معنی «صمد»: عربی

پسرانه عربی

صمدعلی

(احتمالی) از «صمد» (بی‌نیاز) و «علی». معنی «صمد»: عربی

پسرانه عربی

صمصام

شمشیر تیز و محکم

پسرانه عربی

صنعان

نام شیخ صنعان در منطق‌الطیر عطار

پسرانه عربی

صنعت اله

(احتمالی) ترکیبی از «صنعت» و «اله» (خدا). معنی «صنعت»: عربی؛ هنر

پسرانه عربی

صورت حسین

(احتمالی) ترکیبی از «صورت» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «صورت»: عربی

پسرانه عربی

صورتعلی

(احتمالی) از «صورت» (چهره) و «علی». معنی «صورت»: عربی

پسرانه عربی

صوفی

پیرو یکی از فرقه‌های تصوف

پسرانه عربی

صولتعلی

(احتمالی) از «صولت» (شکوه) و «علی». معنی «صولت»: عربی

پسرانه عربی

صهیب

سرخیِ آمیخته به سپیدی، لقب شیر، اسم تصغیر از ریشه‌ی صهب [از صحابه]

پسرانه عربی

صیاح

ترانه‌خوان، اسم فاعل از ریشه‌ی صیح (آواز، بانگ)

پسرانه عربی

صیاد

شکارچی

پسرانه عربی

صیام

به معنای روزه گرفتن و روزه. واژه‌ی «صیام» در قرآن در آیه‌ی «کُتِبَ عَلَیکُمُ الصّیام» (بقره، ۱۸۳) آمده است

پسرانه عربی

صید اکبر

(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «اکبر» (بزرگ‌تر). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «اکبر»: عربی

پسرانه عربی

صید جعفر

(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «جعفر» (نهر و رود). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «جعفر»: عربی

پسرانه عربی

صید حسین

(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

صید موسی

(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «موسی» (نام پیامبر

پسرانه عبری

صید میرزا

(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «میرزا»: فارسی

پسرانه فارسی

صید نور

(احتمالی) ترکیبی از «صید» و «نور» (روشنی). معنی «صید»: شکار کردن. معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی

ضابط

نگاه دارنده، حفظ کننده

پسرانه

ضامن

کفیل، ضمانت - کننده، به عهده گیرندة غرامت

پسرانه عربی

ضامنعلی

(احتمالی) از «ضامن» (پایندان

پسرانه عربی

ضحاک

اژدها

پسرانه فارسی

ضرار

زیانمند، آسیب زننده، از ریشه‌ی ضرر [از بزرگان عصر جاهلیت]

پسرانه عربی

ضرغام

شیر درنده

پسرانه عربی

ضرغام علی

(احتمالی) ترکیبی از «ضرغام» (شیر

پسرانه عربی

ضعیف الله

(احتمالی) بنده ناتوان خدا

پسرانه عربی

ضیا

نور، روشنی

پسرانه عربی

ضیا الدین

(احتمالی) ترکیبی از «ضیا» و «الدین» (دین). معنی «ضیا»: عربی

پسرانه عربی

ضیا علی

(احتمالی) ترکیبی از «ضیا» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «ضیا»: عربی

پسرانه عربی

ضیاء

روشنایی. ط

پسرانه عربی

ضیاء گل

ترکیبی از «ضیاء» و «گل». معنی «ضیاء»: عربی؛ روشنایی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

پسرانه عربی، فارسی

ضیاءالدین

از «ضیاء» (روشنایی) و «دین»

پسرانه عربی

ضیاءالله

(احتمالی) ترکیبی از «ضیاء» (روشنایی) و «الله» (خدا). معنی «ضیاء»: عربی

پسرانه عربی

ضیاءاله

ترکیبی از «ضیاء» و «الله». معنی «ضیاء»: عربی

پسرانه عربی

ضیاءعلی

(احتمالی) ترکیبی از «ضیاء» (روشنایی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «ضیاء»: عربی

پسرانه عربی

ضیای الدین

(احتمالی) ترکیبی از «ضیای» و «الدین» (دین)

پسرانه

ضیغم

شیر بیشه؛ به مجاز دلیر

پسرانه عربی

طائر

از ریشه‌ی «طیر» به معنی پرنده و پروازکننده. در قرآن این واژه به معنی بخت و سرنوشت نیز به کار رفته است: «و کل انسان الزمناه طائره فی عنقه» (اسراء، ۱۳)

پسرانه عربی

طائف

طواف کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی طوف (گشتن دور چیزی) [اسم قبیله ایست]

پسرانه عربی

طارق

کسی که در شب می‌آید، لقب ستاره‌ی سحرگاهی، اسم

پسرانه عربی

طاطارقلی

(احتمالی) از «تاتار» و «قلی»

پسرانه ترکی

طاغن دوردی

(احتمالی) از «طاغان» و «دوردی»

پسرانه ترکمنی

طاغن قلی

(احتمالی) از «طاغان» و «قلی»

پسرانه ترکمنی

طاغن محمد

(احتمالی) از «طاغان» و «محمد»

پسرانه ترکمنی

طالب

خواستار، اسم فاعل از ریشه‌ی طلب [ابیطالب:پدر حضرت علی]

پسرانه عربی

طالب درویش

(احتمالی) از «طالب» و «درویش». معنی «طالب»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

طالب علی

(احتمالی) ترکیبی از «طالب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «طالب»: عربی

پسرانه عربی

طالوت

طالوت (شائول) نخستین پادشاه بنی‌اسرائیل

پسرانه عبری

طاها

نام سوره بیستم قرآن و از نام‌های پیامبر

پسرانه عربی

طاهاسپنتا

(احتمالی) از «طاها» و «سپنتا» (مقدس). معنی «طاها»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

طاهاعماد

(احتمالی) از «طاها» و «عماد» (تکیه‌گاه). معنی «طاها»: عربی

پسرانه عربی

طاهر

پاکیزه، از ریشه‌ی طهارت

پسرانه عربی

طاهر بگ

(احتمالی) ترکیبی از «طاهر» و «بگ» (بزرگ، در ترکی). معنی «طاهر»: عربی؛ پاک

پسرانه عربی

طاهر قلی

(احتمالی) ترکیبی از «طاهر» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)