رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۸۲

صفحه‌ی ۸۲ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

صحبتالله

(احتمالی) همنشینی خدا

پسرانه عربی

صحبتعلی

(احتمالی) از «صحبت» و «علی». معنی «صحبت»: صحبة. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

صحت الله

(احتمالی) ترکیبی از «صحت» و «الله» (خدا). معنی «صحت»: صحة. معنی «الله»: نام خداوند در قرآن

پسرانه

صحت اله

(احتمالی) ترکیبی از «صحت» و «اله» (خدا). معنی «صحت»: صحة

پسرانه

صحت مراد

(احتمالی) ترکیبی از «صحت» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «صحت»: صحة. معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی

صحتیار

(احتمالی) از «صحت» و «یار». معنی «صحت»: صحة. معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه فارسی

صحرابگ

(احتمالی) از «صحرا» و «بگ». معنی «صحرا»: عربی؛ دشت

پسرانه عربی

صحنه علی

(احتمالی) از «صحنه» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

صد گنج

(احتمالی) صد گنج

پسرانه فارسی

صدام

بسیار صدمه زننده، از ریشه‌ی صدمه [صدام حسین:رئیس جمهور منفور عراق]

پسرانه عربی

صدرا

برترین؛ لقب ملاصدرا، فیلسوف بزرگ ایرانی

پسرانه عربی، فارسی

صدرالله

(احتمالی) برتری از خدا

پسرانه عربی

صدران

(احتمالی) برتران

پسرانه عربی

صدرعلی

(احتمالی) از «صدر» و «علی». معنی «صدر»: عربی

پسرانه عربی

صدق

از نام‌های زنانه در گویش بهاری، احتمالا به جای صدیقه فارسی یا عربی

پسرانه

صدقعلی

از «صدق» (راستی) و «علی». معنی «صدق»: از نام‌های زنانه در گویش بهاری

پسرانه عربی

صدوق

بسیار راستگو

پسرانه عربی

صدیقعلی

(احتمالی) از «صدیق» (راستگو) و «علی». معنی «صدیق»: عربی

پسرانه عربی

صغیر علی

(احتمالی) از «صغیر» (کوچک) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

صف علی

(احتمالی) از «صف» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

صفاء

پاک و بی غش شدن

پسرانه عربی

صفات الله

(احتمالی) ترکیبی از «صفات» و «الله» (خدا). معنی «صفات»: صفت‌ها

پسرانه

صفات اله

(احتمالی) ترکیبی از «صفات» و «اله» (خدا). معنی «صفات»: صفت‌ها، مجازاً آلودگی‌ها، ناپاکی ها

پسرانه

صفاعلی

از «صفا» و «علی». معنی «صفا»: عربی

پسرانه عربی

صفامحمد

(احتمالی) ترکیبی از «صفا» (پاکی

پسرانه عربی

صفت الله

(احتمالی) ترکیبی از «صفت» و «الله» (خدا). معنی «صفت»: جمع صفات

پسرانه

صفت اله

(احتمالی) ترکیبی از «صفت» و «اله» (خدا). معنی «صفت»: جمع صفات

پسرانه

صفت علی

(احتمالی) ترکیبی از «صفت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «صفت»: جمع صفات

پسرانه عربی

صفدر

«شکننده‌ی صف‌ها»؛ لقب علی بن ابی‌طالب

پسرانه عربی، فارسی

صفدرعلی

از «صفدر» (صف‌شکن) و «علی». معنی «صفدر»: عربی و فارسی

پسرانه فارسی، عربی

صفدرقلی

(احتمالی) از «صفدر» (صف‌شکن) و «قلی». معنی «صفدر»: عربی و فارسی

پسرانه فارسی، عربی، ترکی

صفر

ماه دوم سال قمری، از ریشه‌ی اصفار (خالی شدن مردم از مکه برای سفر)

پسرانه عربی

صفر طواق

(احتمالی) ترکیبی از «صفر» و «طواق» (احتمالا یعنی خروس). معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی، ترکمنی

صفر مراد

(احتمالی) ترکیبی از «صفر» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی

صفردردی

(احتمالی) از «صفر» و «دردی». معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی

صفرعلی

از «صفر» (ماه دوم قمری) و «علی». معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی

صفرقلی

ترکیبی از «صفر» و «قلی». معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

صفرقلیچ

(احتمالی) از «صفر» و «قلیچ» (شمشیر). معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

صفرمحمد

(احتمالی) از «صفر» و «محمد». معنی «صفر»: عربی

پسرانه عربی

صفری

(احتمالی) زاده ماه صفر

پسرانه عربی

صفوان

سنگ نرم، صاف، از ریشه‌ی صفو (صافی)

پسرانه عربی

صفوه اله

(احتمالی) برگزیده‌ی خدا؛ در زیارت‌نامه‌ها آدم ابوالبشر را «صفوة الله» خوانده‌اند

پسرانه عربی

صفی الله

از «صفی» به معنی برگزیده و «الله»

پسرانه عربی

صفی اله

برگزیده‌ی خدا؛ لقب آدم

پسرانه

صفی داد

(احتمالی) از «صفی» و «داد». معنی «صفی»: عربی؛ برگزیده. معنی «داد»: قانون، عدالت، انصاف

پسرانه عربی

صفی یار

(احتمالی) ترکیبی از «صفی» و «یار» (یار و دوست). معنی «صفی»: عربی؛ برگزیده. معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه عربی، فارسی

صفیار

(احتمالی) از «صفی» و «یار». معنی «صفی»: عربی؛ برگزیده. معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه عربی، فارسی

صفیالدین

برگزیده دین؛ نام شیخ صفی اردبیلی

پسرانه عربی

صفیر علی

(احتمالی) ترکیبی از «صفیر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «صفیر»: بانگ و فریاد. سوت. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

صفیعلی

از «صفی» و «علی». معنی «صفی»: عربی

پسرانه عربی

صلاح

درستی و بهبود، صفت از ریشه‌ی صلح [صلاح الدین ایوبی:سردار مسلمان]

پسرانه عربی

صلاحالدین

نیکی دین؛ نام صلاح‌الدین ایوبی

پسرانه عربی

صلح

شاخه [پسر ارفخشد]

پسرانه عبری

صلح الدین

(احتمالی) ترکیبی از «صلح» و «الدین» (دین). معنی «صلح»: عربی

پسرانه عبری

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)