رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر، صفحه‌ی ۸۵

صفحه‌ی ۸۵ از ۱۴۹؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

عادلرضا

(احتمالی) از «عادل» (دادگر) و «رضا». معنی «عادل»: عربی

پسرانه عربی

عارف

شناسنده، اسم فاعل از ریشه‌ی عرف

پسرانه عربی

عارف پاشا

ترکیبی از «عارف» و «پاشا». معنی «عارف»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

عارف حسین

ترکیبی از «عارف» و «حسین». معنی «عارف»: عربی

پسرانه عربی

عارف علی

(احتمالی) ترکیبی از «عارف» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «عارف»: عربی

پسرانه عربی

عاشر قلی

(احتمالی) ترکیبی از «عاشر» و «قلی» (بنده

پسرانه ترکی

عاشور

(احتمالی) دهم محرم، عاشورا

پسرانه عربی

عاشور بردی

(احتمالی) ترکیبی از «عاشور» (دهمین روز محرم) و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

عاشور طغان

(احتمالی) ترکیبی از «عاشور» (دهمین روز محرم) و «طغان». معنی «عاشور»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

عاشور قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «عاشور» (دهمین روز محرم) و «قلیچ» (شمشیر

پسرانه عربی، ترکی

عاشور مراد

(احتمالی) ترکیبی از «عاشور» (دهمین روز محرم) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «عاشور»: عربی

پسرانه عربی

عاشوردردی

(احتمالی) ترکیبی از «عاشور» (دهمین روز محرم) و «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه عربی

عاشورعلی

(احتمالی) ترکیبی از «عاشور» (دهمین روز محرم) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «عاشور»: عربی

پسرانه عربی

عاشورقلی

(احتمالی) ترکیبی از «عاشور» (دهمین روز محرم) و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

عاشورمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «عاشور» (دهمین روز محرم) و «محمد» (ستوده). معنی «عاشور»: عربی

پسرانه عربی

عاصف

به معنای تند و سخت؛ در قرآن (یونس، ۲۲) از «ریح عاصف» یعنی تندباد سخن رفته است

پسرانه عربی

عاصم

بازدارنده از بدی، اسم فاعل از ریشه‌ی عصمت

پسرانه عربی

عاطف

دلسوز، اسم فاعل از ریشه‌ی عطف

پسرانه عربی

عاقل

خردمند، از ریشه‌ی عقل

پسرانه عربی

عاکف

گوشه‌نشین در عبادت

پسرانه عربی

عامر

دارای زن و فرزند، از ریشه‌ی عمر (آبادانی) [شاه دولت مرینی در کشور مغرب]

پسرانه عربی

عاموس

عاموس پیامبر بنی‌اسرائیل و نویسنده‌ی «کتاب عاموس»

پسرانه عبری

عای اکبر

(احتمالی) ترکیبی از «عای» و «اکبر» (بزرگ‌تر). معنی «اکبر»: عربی

پسرانه عربی

عای رضا

(احتمالی) ترکیبی از «عای» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی

عایدین

(احتمالی) بازگشتگان

پسرانه عربی

عبا اسد

(احتمالی) ترکیبی از «عبا» و «اسد» (شیر). معنی «عبا»: [عباء]. معنی «اسد»: عربی

پسرانه عربی

عباد

بندگان

پسرانه عربی

عباد الدین

(احتمالی) ترکیبی از «عباد» و «الدین» (دین). معنی «عباد»: عربی؛ بندگان

پسرانه عربی

عبادالرحمن

به معنای بندگان خدای رحمان. در قرآن آمده است: «و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا» (فرقان، ۶۳)، یعنی بندگان رحمان کسانی‌اند که بر زمین به فروتنی راه می‌روند

پسرانه عربی

عبادعلی

(احتمالی) از «عباد» (بندگان) و «علی». معنی «عباد»: عربی

پسرانه عربی

عبادی

(احتمالی) منسوب به عباد؛ پرستنده

پسرانه عربی

عبادی اله

(احتمالی) ترکیبی از «عبادی» (پرستنده) و «اله» (خدا). معنی «عبادی»: عربی؛ منسوب به عباد؛ پرستنده

پسرانه عربی

عباس

بسیار ترشرو، عبوس

پسرانه عربی

عباس اله

(احتمالی) ترکیبی از «عباس» (شیر بیشه) و «اله» (خدا). معنی «عباس»: عربی

پسرانه عربی

عباس خان

(احتمالی) ترکیبی از «عباس» (شیر بیشه) و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

عباس رمرودی

(احتمالی) ترکیبی از «عباس» (شیر بیشه) و «رمرودی». معنی «عباس»: عربی

پسرانه عربی

عباس سالار

(احتمالی) ترکیبی از «عباس» (شیر بیشه) و «سالار». معنی «عباس»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

عباس قوام

(احتمالی) ترکیبی از «عباس» (شیر بیشه) و «قوام». معنی «عباس»: عربی

پسرانه عربی

عباس مهدی

(احتمالی) ترکیبی از «عباس» (شیر بیشه) و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «عباس»: عربی

پسرانه عربی

عباسعلی

از نام‌های مرکب (.عباس و علی

پسرانه عربی

عباسعلی حسین

(احتمالی) ترکیبی از «عباسعلی» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «عباسعلی»: (عربی) از نام‌های مرکب (.عباس و علی. معنی «حسین»: عربی؛ مصغّر «حسن»، یعنی نیکوی کوچک. نام امام سوم شیعیان، حسین بن علی، که در کربلا با یارانش به شهادت رسید و نماد ایستادگی و آزادگی است

پسرانه عربی

عباسقلی

از «عباس» و «قلی» (بنده). معنی «عباس»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

عبای علی

(احتمالی) ترکیبی از «عبای» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

عبد اله جلال

(احتمالی) از «عبدالله» و «جلال». معنی «عبدالله»: عربی

پسرانه عربی

عبدالآزاد

(احتمالی) بنده آزاده

پسرانه عربی، فارسی

عبدالاحد

بنده‌ی خدای یکتا و یگانه

پسرانه عربی

عبدالاله

ترکیبی از «عبد» و «الاله». معنی «عبد»: عربی؛ بنده

پسرانه عربی

عبدالامیر

(احتمالی) «بنده‌ی امیر» (علی بن ابی‌طالب)

پسرانه عربی

عبدالایوب

(احتمالی) از «عبد» و «ایوب». معنی «عبد»: عربی

پسرانه عربی، عبری

عبدالباری

«بنده‌ی آفریدگار»؛ «باری» از نام‌های خدا

پسرانه عربی

عبدالباسط

بنده‌ی خدای بسط دهنده و گسترش دهنده(.باسط از نام های خداوند)

پسرانه عربی

عبدالباقی

«بنده‌ی خدای جاوید»؛ «باقی» از نام‌های خدا

پسرانه عربی

عبدالبشیر

(احتمالی) از «عبد» و «بشیر». معنی «عبد»: عربی

پسرانه عربی

عبدالبصیر

از «عبد» و «البصیر»، یعنی بنده‌ی خدای بینا. «البصیر» از نام‌های خداوند در قرآن است

پسرانه عربی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)